کلمات عمومی پایه IELTS برای "لمس و نگه داشتن"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لمس و نگه داشتن را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
to hold [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: She held her friend 's hand for support during the scary movie .

او برای حمایت در طول فیلم ترسناک دست دوستش را گرفت.

to grab [فعل]
اجرا کردن

گرفتن

Ex: In a fit of anger , he grabbed his coworker by the shoulders and shook him forcefully .

در یک لحظه خشم، او همکارش را از شانه‌ها گرفت و با شدت تکان داد.

to press [فعل]
اجرا کردن

فشار دادن

Ex: The athlete pressed her body against the wall , preparing for the starting signal .

ورزشکار بدنش را به دیوار فشرد، برای علامت شروع آماده می‌شد.

to squeeze [فعل]
اجرا کردن

فشردن

Ex: The bartender squeezed the orange to extract fresh juice for a cocktail .

بارتندر پرتقال را فشرد تا آب تازه برای کوکتل استخراج کند.

to rub [فعل]
اجرا کردن

مالیدن

Ex: The child rubbed his eyes sleepily as he struggled to stay awake .

کودک چشمانش را خواب‌آلود مالید در حالی که تلاش می‌کرد بیدار بماند.

to pull [فعل]
اجرا کردن

کشیدن

Ex: She pulled the door handle to open the entrance .

او دستگیره در را کشید تا ورودی را باز کند.

to tickle [فعل]
اجرا کردن

قلقلک دادن

Ex: Trying to hold back laughter , he squirmed when his friend attempted to tickle his sides .

سعی در جلوگیری از خنده داشت، وقتی دوستش سعی کرد پهلوهایش را قلقلک دهد.

to handle [فعل]
اجرا کردن

در دست گرفتن

Ex: They handled the ropes skillfully , tying the knots without hesitation .

آنها طناب‌ها را با مهارت مدیریت کردند، گره‌ها را بدون تردید بستند.

to caress [فعل]
اجرا کردن

نوازش کردن

Ex: As a gesture of comfort , she caressed the child 's hair .

به عنوان یک حرکت تسلی بخش، او موهای کودک را نوازش کرد.

to massage [فعل]
اجرا کردن

ماساژ دادن

Ex: The physical therapist employed various techniques to massage the injured athlete 's leg for rehabilitation .

فیزیوتراپیست از تکنیک‌های مختلفی برای ماساژ دادن پای ورزشکار مصدوم برای توانبخشی استفاده کرد.

to smooth [فعل]
اجرا کردن

صاف کردن

Ex: The mechanic smoothed the metal surface with a file .

مکانیک سطح فلز را با یک سوهان صاف کرد.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی