کلمات عمومی پایه آیلتس برای "استراحت و آرامش"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به استراحت و آرامش را که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
to relax [فعل]
اجرا کردن

استراحت کردن

Ex: He likes to relax in the garden during the evenings .

او دوست دارد عصرها در باغ استراحت کند.

to lie [فعل]
اجرا کردن

دراز کشیدن

Ex: The cat chose to lie on the sunny windowsill , basking in the warmth of the afternoon sun .

گربه تصمیم گرفت روی طاقچه آفتابی پنجره دراز بکشد، در گرمای آفتاب بعدازظهر استراحت کند.

to sleep [فعل]
اجرا کردن

خوابیدن

Ex: I need to sleep early tonight because I have an important meeting tomorrow .

من امشب باید زود بخوابم چون فردا جلسه مهمی دارم.

nap [اسم]
اجرا کردن

چرت

Ex: The baby fell into a peaceful nap , and her mother enjoyed the quiet time to read a book .

نوزاد به یک چرت آرام فرو رفت، و مادرش از زمان آرام برای خواندن کتاب لذت برد.

to rest [فعل]
اجرا کردن

استراحت کردن

Ex: After completing the project , she felt relieved and decided to rest .

پس از اتمام پروژه، او احساس آرامش کرد و تصمیم گرفت استراحت کند.

to snore [فعل]
اجرا کردن

خروپف کردن

Ex: The dog lay on the rug , snoring contentedly after a day of play in the yard .

سگ روی فرش دراز کشیده بود، بعد از یک روز بازی در حیاط با رضایت خرخر می‌کرد.

to snooze [فعل]
اجرا کردن

چرت زدن

Ex: During the flight , passengers often try to snooze to alleviate jet lag .

در طول پرواز، مسافران اغلب سعی می‌کنند چرت بزنند تا از شدت جت لگ بکاهند.

to drowse [فعل]
اجرا کردن

در خواب سبک بودن

Ex: After a hearty meal , he felt a tendency to drowse in the comfy chair .

بعد از یک وعده غذایی مفصل، او تمایل به چرت زدن در صندلی راحت احساس کرد.

to lean [فعل]
اجرا کردن

تکیه دادن

Ex: The construction worker took a break and leaned on the scaffolding, surveying the progress of the building.

کارگر ساختمانی استراحت کرد و به داربست تکیه داد، پیشرفت ساختمان را بررسی می‌کرد.

to meditate [فعل]
اجرا کردن

مدیتیشن انجام دادن

Ex: Many people meditate daily as a practice for mental clarity and emotional well-being .

بسیاری از مردم روزانه مراقبه می‌کنند به عنوان تمرینی برای وضوح ذهنی و رفاه عاطفی.

to dream [فعل]
اجرا کردن

خواب دیدن

Ex: Every night , she dreams of exploring distant galaxies and meeting extraterrestrial beings .

هر شب، او رویا می‌بیند که کهکشان‌های دوردست را کاوش کند و با موجودات فرازمینی ملاقات کند.

to recline [فعل]
اجرا کردن

لم دادن

Ex: He reclined his head on the soft pillow , closing his eyes and drifting into a peaceful sleep .

او سرش را روی بالش نرم تکیه داد، چشم‌هایش را بست و به خوابی آرام فرو رفت.

اجرا کردن

آرام گرفتن

Ex: After a long day , I just want to chill out with a good book .

بعد از یک روز طولانی، فقط می‌خواهم با یک کتاب خوب استراحت کنم.

to doze [فعل]
اجرا کردن

چرت زدن

Ex: Some people like to doze for a few minutes during their lunch break .

بعضی از افراد دوست دارند در زمان استراحت ناهار چند دقیقه چرت بزنند.

to unwind [فعل]
اجرا کردن

دراز کشیدن و استراحت کردن

Ex: Taking a warm bath helps him unwind and let go of stress .

حمام گرم گرفتن به او کمک می‌کند تا آرام شود و از استرس رها شود.

to slumber [فعل]
اجرا کردن

خوابیدن (با آرامش)

Ex: The rhythmic sound of rain outside the window helped her slumber peacefully.

صدای ریتمیک باران بیرون پنجره به او کمک کرد تا آرام بخوابد.

to laze [فعل]
اجرا کردن

ولو شدن

Ex: After a busy week , he likes to laze in the hammock with a good book .

بعد از یک هفته شلوغ، او دوست دارد در ننو با یک کتاب خوب تنبلی کند.

to lounge [فعل]
اجرا کردن

ریلکس کردن

Ex: After a long day , they would lounge on the couch and watch TV .

پس از یک روز طولانی، آنها روی مبل استراحت می‌کردند و تلویزیون تماشا می‌کردند.

اجرا کردن

(به منظور ریلکس کردن) بدن خود را کشیدن

Ex: The cat stretched out on the windowsill , enjoying the warmth of the sunlight .

گربه روی طاقچه پنجره کش آمد، از گرمای نور خورشید لذت می‌برد.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی