واژگان برای IELTS General (نمره 5) - درگیر شدن در ارتباط کلامی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شرکت در ارتباط کلامی را که برای آزمون IELTS General Training ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to make plans or decisions known by officially telling people about them

اعلام کردن, به اطلاع رساندن
او استعفای خود را اعلام کرد، که همه را در دفتر شگفت زده کرد.
to exchange information, news, ideas, etc. with someone

ارتباط برقرار کردن
مدیر به طور موثر سیاست جدید را به تمام کارکنان منتقل کرد.
to send and receive messages on an online platform

آنلاین چت کردن
گروه تصمیم گرفت با استفاده از پلتفرم جدید پیامرسانی چت کند.
to explain the events taking place in a movie, documentary, etc. as part of the program itself

گویندگی کردن (روی فیلم و غیره)
از او خواسته شد تا روایت بازسازی تاریخی را انجام دهد، و با داستانگویی جذاب خود، مخاطبان را از میان لحظات کلیدی گذشته راهنمایی کند.
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
اگر محدودیتهای غذایی دارید، لطفاً هنگام رزرو ذکر کنید.
to engage in a conversation or discussion between two or more people

گفتگو کردن, صحبت کردن
کمیته قبل از نهایی کردن سیاست با اعضای جامعه گفتگو خواهد کرد.
to talk about something with someone, often in a formal manner

صحبت کردن (درمورد چیزی), در میان گذاشتن، مطرح کردن
آیا میتوانیم این موضوع را به صورت خصوصی بحث کنیم؟
to talk about the private lives of others with someone, often sharing secrets or spreading untrue information

پشت سر کسی حرف زدن, غیبت کردن
او هر بار که کسی جدید به تیم میپیوندد نمیتواند از شایعهپراکنی خودداری کند.
to formally discuss a matter, usually in a structured setting

مناظره کردن, بحث کردن
سیاستمداران در مورد لایحه پیشنهادی اصلاحات بهداشتی در صحن پارلمان بحث کردند.
to clearly and formally express something in speech or writing

اعلام کردن, بیان کردن، اظهار کردن
پزشک اظهار کرد که وضعیت بیمار پایدار است و نشانههایی از بهبودی دارد.
to tell someone about the feelings or ideas that we have

حرف زدن, صحبت کردن
آنها از حرف زدن در مورد احساسات و عواطف خود لذت میبرند.
to speak to someone often angrily because one disagrees with them

جروبحث کردن, بحث کردن
او با همکلاسیهایش درباره بهترین تیم فوتبال بحث میکند.
to communicate with others, particularly while spending time with them

تعامل داشتن, ارتباط برقرار کردن
او برقراری تعامل با افراد جدید در رویدادهای اجتماعی را آسان مییابد.
to discuss the terms of an agreement or try to reach one

مذاکره کردن
خریداران و فروشندگان خانه در مورد قیمت و شرایط معامله املاک مذاکره کردند.
to give a written or spoken description of an event to someone

گزارش دادن
شاهدان گزارش دادند که یک وسیله نقلیه مشکوک را قبل از وقوع سرقت در خارج از بانک پارک شده دیدهاند.
to use words and give someone information

گفتن, بیان کردن
آیا میتوانید در مورد تعطیلاتتان بگویید؟
to officially tell people something

اعلام کردن
او قصد خود را برای نامزدی در انتخابات آینده شهرداری اعلام کرد.
to mention or express something in few words

اشاره کردن
پیشبینی آب و هوا نشان میداد که احتمال بارش باران در طول روز وجود دارد.
to show or mention something to someone and give them enough information to take notice

گوشزد کردن, خاطرنشان کردن
او جزئیات حیاتی را اشاره کرد تا مطمئن شود همه متوجه شدهاند.
to use one's voice to express a particular feeling or thought

حرف زدن, صحبت کردن، سخن گفتن، تکلم کردن
من مجبور بودم با لحنی ملایمتر صحبت کنم تا او را متقاعد کنم.
to speak very softly or quietly, usually to avoid being overheard by others who are nearby

نجوا کردن, پچپچ کردن
به نظر میرسید باد در میان درختان در آن عصر آرام زمزمه میکند.
to speak loudly, often associated with expressing anger or when you cannot hear what the other person is saying

داد زدن, فریاد زدن
وقتی در یک باران ناگهانی گیر افتادند، مجبور شدند برای ارتباط برقرار کردن بر صدای باران شدید فریاد بزنند.
to speak in a low or unclear voice, often so that the words are difficult to understand

زمزمه کردن
کودک قبل از خواب داستانهای شبانه را برای عروسکهایش زمزمه میکرد.
to interact and spend time with people

معاشرت کردن با, خوشوبش کردن با
آخر هفته گذشته، آنها به سرعت در یک گردهمایی خانوادگی معاشرت کردند.
