قیدهای ارزیابی و احساس - قیدهای ستایش بالا

این قیدها بیانگر نظر یا ارزیابی بسیار مثبت از یک شخص یا شیء هستند، مانند "به طور شگفت انگیز"، "درخشان"، "بی عیب و نقص" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای ارزیابی و احساس
great [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: That 's a great idea for a startup , I think it will be very successful .

این یک ایده عالی برای یک استارتاپ است، فکر می‌کنم بسیار موفق خواهد بود.

brilliantly [قید]
اجرا کردن

هوشمندانه

Ex: The scientist explained the concept brilliantly .

دانشمند مفهوم را به طور درخشان توضیح داد.

awesomely [قید]
اجرا کردن

به طور شگفت انگیز

Ex: The storm approached awesomely , darkening the horizon with thunderclouds .

طوفان به شکلی شگفت‌انگیز نزدیک شد، افق را با ابرهای توفانی تیره کرد.

awesome [قید]
اجرا کردن

به صورت چشمگیر

Ex: The new technology is awesome cool , making our lives so much easier .

فناوری جدید عالی است، زندگی ما را بسیار آسان‌تر می‌کند.

flawlessly [قید]
اجرا کردن

بی عیب و نقص

Ex: The painting was restored flawlessly , preserving every detail .

نقاشی بی‌عیب و نقص مرمت شد، هر جزئیات حفظ شد.

impeccably [قید]
اجرا کردن

بی عیب و نقص

Ex: The athlete executed the routine impeccably , earning top scores from the judges .

ورزشکار این روال را بی‌عیب و نقص اجرا کرد و بالاترین امتیازها را از داوران دریافت کرد.

اجرا کردن

به طور خارق العاده

Ex: Sales have increased phenomenally since the new product launch .

فروش از زمان عرضه محصول جدید به طور شگفت‌انگیزی افزایش یافته است.

wonderfully [قید]
اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: The new recipe turned out wonderfully , with everyone asking for seconds .

دستور جدید عالی از آب درآمد، همه درخواست دوباره داشتند.

marvelously [قید]
اجرا کردن

شگفت انگیز

Ex: The athlete executed the maneuver marvelously , showcasing exceptional skill and precision .

ورزشکار این مانور را شگفت‌انگیز اجرا کرد، مهارت و دقت استثنایی را به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

به طور استثنایی

Ex: The garden was outstandingly designed , creating a visually stunning landscape .

باغ به طور استثنایی طراحی شده بود، که یک منظره بصری خیره کننده ایجاد می‌کرد.

اجرا کردن

به‌طور فوق‌العاده‌ای

Ex: He managed the crisis fantastically , calming everyone and finding a quick solution .

او بحران را فوق‌العاده مدیریت کرد، همه را آرام کرد و راه‌حلی سریع پیدا کرد.

اجرا کردن

به طور فوق العاده، به طور قابل توجه

Ex:

ارکستر به طور فوق العاده‌ای خوب نواخت، هارمونی‌ها را به طور بی‌عیبی در هم آمیخت.

اجرا کردن

به طور شگفت انگیز

Ex:

او به طور شگفت‌انگیزی با نقش چالش‌برانگیز سازگار شد و تحسین منتقدان را به دست آورد.

fabulously [قید]
اجرا کردن

به طور شگفت انگیز

Ex: The children behaved fabulously during the long flight .

کودکان در طول پرواز طولانی عالی رفتار کردند.

اجرا کردن

به طور تماشایی

Ex: The volcano erupted spectacularly at dawn .

آتشفشان در سپیده‌دم به طور تماشایی فوران کرد.