قیدهای انگلیسی اشاره کننده به "برانگیختن احساسات مثبت"

این قیدها نشان می‌دهند که احساسی مثبت یا خوشایند در کسی القا می‌شود، مانند "به طرز سرگرم‌کننده"، "به طرز شگفت‌انگیز"، "به طرز هیجان‌انگیز"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای ارزیابی و احساس
fa flag

به‌طرز شگفت انگیزی

Ex: The film had a surprisingly emotional ending , leaving the audience in tears .

فیلم پایانی به طرز شگفت‌انگیزی احساسی داشت، که تماشاگران را در اشک فرو برد.

fa flag

به طور شگفت انگیز

Ex: The technology advanced astonishingly , revolutionizing the industry .

فناوری به طور شگفت‌انگیزی پیشرفت کرد و صنعت را متحول ساخت.

stunningly [قید]
fa flag

به طور خیره کننده

Ex: The actress appeared stunningly elegant on the red carpet .

بازیگر زن روی فرش قرمز به طرز خیره کننده‌ای ظاهر شد.

amazingly [قید]
fa flag

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: The new technology functions amazingly well .

فناوری جدید به طور شگفت‌انگیزی خوب کار می‌کند.

fa flag

به صورت جذاب

Ex: The travelogue described exotic destinations fascinatingly , inspiring wanderlust in its readers .

سفرنامه به شکلی جذاب مقاصد عجیب و غریب را توصیف کرد، که در خوانندگانش اشتیاق سفر را برانگیخت.

amusingly [قید]
fa flag

به طور سرگرم کننده

Ex: The cartoon amusingly captured the chaos of family life .

کارتون به طرز خنده‌داری هرج و مرج زندگی خانوادگی را به تصویر کشید.

pleasantly [قید]
fa flag

با رضایتمندی

Ex: The music played in the background was pleasantly soothing , creating a relaxed atmosphere .

موسیقی که در پس‌زمینه پخش می‌شد به طرز خوشایندی آرامش‌بخش بود و فضایی آرام ایجاد می‌کرد.

startlingly [قید]
fa flag

به طور شگفت انگیز

Ex: His voice was startlingly calm given the situation .

صدایش با توجه به شرایط به طور حیرت‌آوری آرام بود.

fa flag

به طور رضایت بخش

Ex: The puzzle was satisfyingly challenging .

معما رضایتبخش چالش‌برانگیز بود.

excitingly [قید]
fa flag

به صورت هیجان انگیز

Ex: She described the adventure excitingly , making everyone eager to join .

او ماجرا را به هیجان انگیزی توصیف کرد، که باعث شد همه مشتاق پیوستن شوند.

charmingly [قید]
fa flag

دلنشین

Ex: Each room was charmingly decorated with vintage furniture and soft pastel colors .

هر اتاق با مبلمان قدیمی و رنگ‌های پاستل نرم دلنشین تزئین شده بود.

fa flag

به‌طور متقاعدکننده

Ex: The actor convincingly portrayed a grieving father .

بازیگر متقاعدکننده پدری داغدیده را به تصویر کشید.

fa flag

به‌طرز قابل تحسین

Ex: The academic achievement was impressively recognized with prestigious awards .

دستاورد تحصیلی با جوایز معتبر به طور چشمگیری شناخته شد.

poignantly [قید]
fa flag

به شکلی تأثربرانگیز

Ex: She spoke poignantly about her late husband , bringing many in the audience to tears .

او به طور تاثيرگذاری درباره شوهر فقيدش صحبت کرد، که بسياری از حضار را به گريه انداخت.

fa flag

مسحورکننده

Ex: The forest glade was enchantingly adorned with twinkling fairy lights .

جلگه جنگل با چراغ‌های پری‌وار درخشان مسحورکننده تزیین شده بود.

adorably [قید]
fa flag

به طور دوست داشتنی

Ex: The toddler giggled adorably while playing with colorful toys .

کودک نوپا در حال بازی با اسباب‌بازی‌های رنگارنگ به طرز دوست‌داشتنی‌ای خندید.

seductively [قید]
fa flag

فریبنده

Ex: The actor walked seductively across the stage , drawing the attention of the entire audience .

بازیگر به طور وسوسه‌انگیزی از روی صحنه رد شد و توجه تمام تماشاگران را به خود جلب کرد.

fa flag

به صورت جذاب

Ex: The ancient map revealed intriguingly undiscovered territories .

نقشه باستانی سرزمین‌های کشف‌نشده به شکلی جذاب را آشکار کرد.

fa flag

به طور نفس گیر

Ex: She danced breathtakingly , holding the entire audience in silent admiration .

او به طور نفس‌گیرانه‌ای رقصید، تمام حضار را در سکوت تحسین برانگیز نگه داشت.

hauntingly [قید]
fa flag

به شکلی فراموش نشدنی

Ex: The abandoned house stood hauntingly silent , echoing stories of its past .

خانه رها شده به طرز دلخراشی ساکت ایستاده بود، داستان‌های گذشته‌اش را منعکس می‌کرد.

fa flag

به روش جذاب

Ex: She spoke so compellingly that the audience sat in complete silence .

او به گونه‌ای جذاب صحبت کرد که مخاطبان در سکوت کامل نشستند.