قیدهای انگلیسی اشاره کننده به "برانگیختن احساسات مثبت"

این قیدها نشان می‌دهند که احساسی مثبت یا خوشایند در کسی القا می‌شود، مانند "به طرز سرگرم‌کننده"، "به طرز شگفت‌انگیز"، "به طرز هیجان‌انگیز"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای ارزیابی و احساس
اجرا کردن

به‌طرز شگفت انگیزی

Ex: The test results were surprisingly positive , exceeding expectations .

نتایج آزمایش به طور شگفت‌انگیزی مثبت بود، فراتر از انتظارات.

اجرا کردن

به طور شگفت انگیز

Ex: The young artist painted astonishingly lifelike portraits .

هنرمند جوان پرتره‌هایی شگفت‌انگیز واقع‌گرایانه نقاشی کرد.

stunningly [قید]
اجرا کردن

به طور خیره کننده

Ex: The dance performance was stunningly choreographed , captivating the audience .

اجرای رقص به طور خیره کننده‌ای طراحی شده بود، تماشاگران را مسحور کرد.

amazingly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: The chef cooked an amazingly delicious meal .

آشپز یک غذای فوق‌العاده خوشمزه پخت.

اجرا کردن

به صورت جذاب

Ex: The travelogue described exotic destinations fascinatingly , inspiring wanderlust in its readers .

سفرنامه به شکلی جذاب مقاصد عجیب و غریب را توصیف کرد، که در خوانندگانش اشتیاق سفر را برانگیخت.

amusingly [قید]
اجرا کردن

به طور سرگرم کننده

Ex: The comedian amusingly recounted his worst date .

کمدین به طور خنده‌دار بدترین قرار خود را تعریف کرد.

pleasantly [قید]
اجرا کردن

با رضایتمندی

Ex: The conversation flowed pleasantly , with laughter and camaraderie among friends .

گفتگو به طور دلپذیری جریان یافت، با خنده و رفاقت در میان دوستان.

startlingly [قید]
اجرا کردن

به طور شگفت انگیز

Ex: She was startlingly honest about her past mistakes .

او به طور شگفت‌انگیزی در مورد اشتباهات گذشته‌اش صادق بود.

اجرا کردن

به طور رضایت بخش

Ex: He completed the project satisfyingly ahead of schedule .

او پروژه را به صورت رضایتبخش زودتر از برنامه تکمیل کرد.

excitingly [قید]
اجرا کردن

به صورت هیجان انگیز

Ex: The team played excitingly well throughout the championship .

تیم در طول مسابقات به هیجان‌انگیزی خوب بازی کرد.

charmingly [قید]
اجرا کردن

دلنشین

Ex: The town square was charmingly lit by string lights and old-fashioned lamps .

میدان شهر با نورهای رشتهای و چراغهای قدیمی دلپذیر روشن شده بود.

اجرا کردن

به‌طور متقاعدکننده

Ex: The witness convincingly described the events of that night .

شاهد به طور متقاعدکننده‌ای وقایع آن شب را توصیف کرد.

اجرا کردن

به‌طرز قابل تحسین

Ex: The gymnast executed the routine impressively , earning high scores from the judges .

ژیمناستیک کار روتین را به طور چشمگیری اجرا کرد و امتیازهای بالایی از داوران دریافت کرد.

poignantly [قید]
اجرا کردن

به شکلی تأثربرانگیز

Ex: He poignantly recalled the day he left his homeland , uncertain if he would ever return .

او به شکلی تلخ روزی را به یاد آورد که وطنش را ترک کرد، مطمئن نبود که آیا روزی باز خواهد گشت.

اجرا کردن

مسحورکننده

Ex: The night sky sparkled enchantingly with countless stars .

آسمان شب با ستارگان بی‌شمار به طور مسحورکننده‌ای می‌درخشید.

adorably [قید]
اجرا کردن

به طور دوست داشتنی

Ex: The baby elephant trumpeted adorably , drawing attention at the zoo .

بچه فیل به طور دوست‌داشتنی صدایی شبیه به شیپور ایجاد کرد و توجه‌ها را در باغ وحش به خود جلب کرد.

seductively [قید]
اجرا کردن

فریبنده

Ex: He whispered seductively into her ear , making her blush .

او وسوسه‌انگیز در گوشش زمزمه کرد، باعث شد که او سرخ شود.

اجرا کردن

به صورت جذاب

Ex: The movie 's plot developed intriguingly , keeping the audience guessing .

طرح فیلم به شیوه‌ای جذاب پیش رفت، تماشاگران را در حدس زدن نگه داشت.

اجرا کردن

به طور نفس گیر

Ex: The eagle soared breathtakingly across the sky , silhouetted by the setting sun .

عقاب به طور حیرت انگیزی در آسمان پرواز کرد، که با غروب آفتاب نمایان شد.

hauntingly [قید]
اجرا کردن

به شکلی فراموش نشدنی

Ex: The sunset over the deserted beach was hauntingly serene , casting a melancholic glow .

غروب خورشید بر فراز ساحل خالی از سکنه به یاد ماندنی آرام بود، نوری ملانکولیک می‌تاباند.

اجرا کردن

به روش جذاب

Ex: He dances compellingly , with a mix of precision and passion .

او به طرز جذابی می‌رقصد، با ترکیبی از دقت و اشتیاق.