با ناراحتی
محیطبان با اندوه آه کشید وقتی شاهد قطع درختان یک چشمانداز سبز سابق بود.
این قیدها حالتهای عاطفی منفی را توصیف میکنند که کسی احساس میکند، مانند "با اندوه"، "با عصبانیت"، "با اضطراب"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با ناراحتی
محیطبان با اندوه آه کشید وقتی شاهد قطع درختان یک چشمانداز سبز سابق بود.
با عصبانیت
آنها با عصبانیت با مدیر درباره رفتار ناعادلانه روبرو شدند.
دیوانهوار
اسب به دیوانگی بر پاهای عقب ایستاد، با دیوانگی علیه افسار کشید.
با خشم
مدیر با خشم به کارمندان برای دیر کردنشان فریاد زد.
به صورت انفجاری
ساکنان به صورت انفجاری علیه سیاست جدید اعتراض کردند.
بدبختانه
کودک پس از افتادن از دوچرخهاش بدبختانه گریه کرد.
به طور ناخوشایند
کارمند به صورت ناخوشایند در یک محیط کار سمی کار کرد.
با اشک
آنها قبل از جدایی طولانی در فرودگاه با اشک همدیگر را در آغوش گرفتند.
مضطربانه
تماشاگران با عصبانیت منتظر بالا رفتن پرده بودند.
بانگرانی
او با اضطراب خارج از اتاق اورژانس منتظر ماند.
حسودانه
نقاش با حسادت به گالری تمام شده رقیبش نگاه کرد.
به صورت هیستریک
بعد از لیز خوردن روی یخ، شروع به لرزیدن به صورت هیستریک کردم.
با اکراه
من با اکراه او را به ارتقاء شغلیش تبریک گفتم.
شدیدا (منفی)
ورزشکار با تلخی رد صلاحیت خود را پذیرفت.
به طرز غمگینی
او با اندوه به نقاشی خراب شده نگاه کرد، از آسیب ویران شده بود.
با ناخشنودی
او با نارضایتی در مورد رفتار ترجیحی داده شده به برخی اعضای تیم صحبت کرد.
با اندوه عمیق
او پس از باخت در بازی با ناامیدی روی نیمکت نشست.
به شدت
سگ به شدت پارس میکرد در حالی که رعد و برق بلندتر میشد.
ناامیدانه
تیم ناامیدانه بازی کرد، با این دانستن که خیلی عقب هستند.