قیدهای ارزیابی و احساس - قیدهای ارزیابی مثبت

این صفات برای بیان ارزیابی یا نظر مثبت یا مطلوب در مورد چیزی استفاده می‌شوند. آنها شامل "درست"، "به درستی"، "خوب" و غیره می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای ارزیابی و احساس
right [قید]
اجرا کردن

به درستی

Ex:

معلم از دانش آموز به خاطر پاسخ درست به سوال چالش برانگیز تقدیر کرد.

rightly [قید]
اجرا کردن

به‌‌درستی

Ex: The author was , rightly , credited with coining the term .

نویسنده، به درستی، به خاطر ابداع این اصطلاح مورد تقدیر قرار گرفت.

correctly [قید]
اجرا کردن

به‌درستی

Ex: Following the recipe correctly , she baked a delicious cake .

با پیروی صحیح از دستور، او یک کیک خوشمزه پخت.

accurately [قید]
اجرا کردن

به درستی

Ex: The historian accurately documented the events of the past .

تاریخ‌نگار وقایع گذشته را به دقت مستند کرد.

OK [قید]
اجرا کردن

به طور قابل قبول

Ex:

ماشین بعد از اینکه مکانیک مشکل را برطرف کرد خوب کار می‌کند.

all right [قید]
اجرا کردن

خوب

Ex:

علیرغم چالش‌ها، پروژه به خوبی پیش می‌رود و ما طبق برنامه هستیم.

fittingly [قید]
اجرا کردن

به طور مناسب

Ex: His somber tone fittingly matched the seriousness of the occasion .

تن صدای غمگین او به طور مناسب با جدیت مناسبت مطابقت داشت.

suitably [قید]
اجرا کردن

به طور مناسب

Ex: The building is suitably designed to withstand strong winds .

ساختمان به مناسبی طراحی شده است تا در برابر بادهای شدید مقاومت کند.

unerringly [قید]
اجرا کردن

بی‌خطا

Ex: The director unerringly captures the emotional core of the story .

کارگردان بی‌خطا هسته عاطفی داستان را ثبت می‌کند.

good [قید]
اجرا کردن

خوب

Ex:

تیم امسال خوب عمل می‌کند.

fine [قید]
اجرا کردن

به‌خوبی

Ex: The team is communicating fine , ensuring a smooth workflow .

تیم در حال ارتباط خوب است، که یک گردش کار روان را تضمین می‌کند.

well [قید]
اجرا کردن

به‌خوبی

Ex: The speech was delivered well , capturing the audience 's attention .

سخنرانی به خوبی ارائه شد و توجه مخاطبان را جلب کرد.

finely [قید]
اجرا کردن

به‌صورتی ماهرانه‌

Ex: The speech was finely delivered , holding the audience in rapt attention .

سخنرانی به زیبایی ارائه شد و توجه مخاطبان را جلب کرد.

properly [قید]
اجرا کردن

به‌درستی

Ex: If the ingredients are n't measured properly , the recipe might fail .
اجرا کردن

درخور

Ex: The feedback was provided appropriately , offering constructive criticism .

بازخورد به صورت مناسب ارائه شد و نقد سازنده‌ای ارائه کرد.

tastefully [قید]
اجرا کردن

با سلیقه

Ex: She dressed tastefully for the formal event , choosing elegant attire .

او برای مراسم رسمی با سلیقه لباس پوشید، و لباس شیک انتخاب کرد.