قیدهای ارزیابی و احساس - قیدهای ارزیابی منفی

این قیدها نظر منفی یا نامطلوبی درباره چیزی بیان می‌کنند و شامل "به اشتباه"، "اشتباه"، "ضعیف" و غیره می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای ارزیابی و احساس
badly [قید]
اجرا کردن

بد

Ex: She handled the situation badly .

او وضعیت را بد مدیریت کرد.

اجرا کردن

به صورت نامناسب

Ex: The email response was written inappropriately , lacking professionalism and courtesy .

پاسخ ایمیل به صورت نامناسب نوشته شده بود، فاقد حرفه‌ای‌گری و ادب بود.

اجرا کردن

به صورت نادرست

Ex: The details in the report were documented inaccurately , affecting the analysis .

جزئیات در گزارش به صورت نادرست ثبت شده‌اند، که بر تحلیل تأثیر گذاشته است.

incorrectly [قید]
اجرا کردن

به صورت نادرست

Ex: He incorrectly assumed the store was open on Sundays .

او به اشتباه فرض کرد که فروشگاه یکشنبه‌ها باز است.

wrong [قید]
اجرا کردن

به‌اشتباه

Ex: The calculation was done wrong , producing an incorrect result .

محاسبه اشتباه انجام شد و نتیجه نادرستی به دست آمد.

wrongly [قید]
اجرا کردن

به اشتباه

Ex: The question was wrongly marked as incorrect by the teacher .

سوال به اشتباه توسط معلم به عنوان نادرست علامت گذاری شد.

worse [قید]
اجرا کردن

بدتر

Ex:

با گذشت روز، دستخط او بدتر و خواندنش سخت‌تر شد.

poorly [قید]
اجرا کردن

بد نحو بدی

Ex: The team defended poorly , allowing the opponent to score easily .

تیم بد دفاع کرد، به حریف اجازه داد به راحتی گل بزند.

mistakenly [قید]
اجرا کردن

به‌اشتباه

Ex: The document was mistakenly signed by the wrong person .

سند به اشتباه توسط شخص اشتباه امضا شد.

grotesquely [قید]
اجرا کردن

به شکل زشت

Ex: The creature 's body contorted grotesquely as it writhed in pain .

بدن موجود به طور زشتی پیچ و تاب خورد در حالی که از درد می‌پیچید.

monstrously [قید]
اجرا کردن

به‌طور شگفت‌انگیزی

Ex: She was monstrously accused of crimes she did not commit .

او به به طور وحشیانه‌ای به جنایاتی متهم شد که مرتکب نشده بود.

obnoxiously [قید]
اجرا کردن

به طور آزاردهنده

Ex: They acted obnoxiously at the restaurant , disturbing other diners .

آنها به طور آزاردهنده‌ای در رستوران رفتار کردند و دیگر مشتریان را آزار دادند.

abysmally [قید]
اجرا کردن

به شکل بسیار ضعیف

Ex: The student performed abysmally on the exam , scoring well below average .

دانشجو در امتحان فاجعه‌بار عمل کرد و نمره‌ای بسیار پایین‌تر از میانگین کسب کرد.

atrociously [قید]
اجرا کردن

به طور وحشیانه

Ex: The weather turned atrociously , with sudden storms and heavy rainfall .

هوا به طور وحشتناکی تغییر کرد، با طوفان‌های ناگهانی و باران‌های شدید.

deplorably [قید]
اجرا کردن

به طور تأسف بار

Ex: The company handled the customer complaints deplorably , ignoring their concerns .

شرکت شکایات مشتریان را به صورت تاسف‌بار مدیریت کرد و نگرانی‌های آن‌ها را نادیده گرفت.

hideously [قید]
اجرا کردن

فوق‌العاده زشت

Ex: The old building looked hideously neglected and crumbling .

ساختمان قدیمی به طور وحشتناکی neglected و در حال فروپاشی به نظر می‌رسید.

egregiously [قید]
اجرا کردن

به طور وحشتناک

Ex: The safety protocols were ignored egregiously , leading to a serious workplace accident .

پروتکل‌های ایمنی به طور فاحشی نادیده گرفته شدند، که منجر به یک حادثه جدی در محل کار شد.

اجرا کردن

به طور وحشتناک

Ex: The war crimes were committed horrendously , leading to international condemnation .

جنایات جنگی به طور وحشتناکی انجام شد که منجر به محکومیت بین‌المللی شد.