قیدهای ارزیابی و احساس - قیدهای ارزیابی منفی
این قیدها نظر منفی یا نامطلوبی درباره چیزی بیان میکنند و شامل "به اشتباه"، "اشتباه"، "ضعیف" و غیره میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that is not satisfactory, acceptable, or successful

بد
ماشین در هوای سرد بد کار میکند.
in a way that is not suitable, fitting, or proper for a given situation

به صورت نامناسب, به شیوه ای نامناسب
پوششی که در مراسم رسمی پوشیده شده بود، به طور نامناسبی غیررسمی در نظر گرفته شد.
in a manner that is not precise or reliable

به صورت نادرست, با بی دقتی
اطلاعات در طول ارائه به صورت نادرست منتقل شد، که باعث سردرگمی شد.
in a mistaken or inaccurate manner

به صورت نادرست, به طور اشتباه
آدرس اشتباه تایپ شده بود، بنابراین نامه برگشت داده شد.
in a manner that is incorrect or mistaken

بهاشتباه, غلط
داری نقشه رو اشتباه نگه میداری—برعکسش کن!
in a mistaken or incorrect way

به اشتباه, اشتباها
شما فرم را اشتباه پر کردید و یک امضا را از دست دادید.
to a lesser degree of skill, ability, or quality

بدتر, کمتر خوب
او زیبا میخواند، اما بدتر از همکلاسیهایش میرقصد.
in a manner that is unsatisfactory or improper

بد نحو بدی, بهطرز ناکافی
او به دلیل عصبی بودن در مصاحبه ضعیف عمل کرد.
in a wrong or incorrect manner

بهاشتباه, اشتباهاً
بسیاری از مردم به اشتباه معتقدند که خفاشها کور هستند.
in a way that is comically or repulsively distorted, ugly, or unnatural in appearance or form

به شکل زشت, به طور غیرطبیعی
دهانش به شکل مسخرهآمیزی کش آمد در حالی که خندهای دیوانهوار سر داد.
in a way that is extremely wrong, cruel, or offensive to standards of justice or decency

بهطور شگفتانگیزی
او به خاطر یک اشتباه کوچک به طور وحشیانهای تنبیه شد.
in a highly offensive, irritating, or unpleasant manner that annoys others

به طور آزاردهنده, به روش ناخوشایند
بازیکن به طور مزاحم در زمین رفتار کرد، حریفان خود را مورد توهین قرار داد.
in an extremely poor or unsuccessful manner

به شکل بسیار ضعیف, به روشی کاملاً ناموفق
تیم به شکل فاجعهباری عمل کرد و هر مسابقه در تورنمنت را باخت.
in an exceptionally terrible or horrifying manner

به طور وحشیانه, به طور هولناک
خدمات در رستوران به طرز وحشتناکی ارائه شد، با کارکنانی کند و بیتوجه.
in a very bad or unacceptable way

به طور تأسف بار, به طور اسفناک
عملکرد تیم در بازی نهایی به طرز تأسفباری ضعیف بود.
in an extremely ugly or unpleasant way

فوقالعاده زشت
او یک لباس به طرز زنندهای پرزرق و برق به مهمانی پوشید.
in a manner that is extremely and shockingly bad or offensive

به طور وحشتناک, به طور رسوا
نقض حقوق بشر به صورت فجیعی انجام شد، که باعث اعتراض بینالمللی شد.
in a manner that is extremely dreadful, shocking, or terrifying

به طور وحشتناک, به طور هولناک
حادثه در اخبار به شکل وحشتناکی به تصویر کشیده شد، که تاثیر شدید را نشان میداد.
| قیدهای ارزیابی و احساس | |||
|---|---|---|---|
| قیدهای ارزیابی مثبت | قیدهای ارزیابی زیبایی | قیدهای ستایش بالا | قیدهای ارزیابی منفی |
| قیدهای برانگیختن احساسات مثبت | قیدهای برانگیختن احساسات منفی | قیدهای احساس مثبت | قیدهای احساس منفی |
