واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - تغییر و شکلدهی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تغییر و شکل گیری را که برای آزمون عمومی آموزش IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to cause gradual destruction or damage of something

تدریجاً از بین بردن
رطوبت و عدم تهویه میتواند مبلمان چوبی را فاسد کند، باعث کج شدن، کپک زدن و خراب شدن آن در طول زمان شود.
to transform from a liquid or flexible state into a stable, firm, or compact form

جامد کردن
پس از ساعتها در یخچال، دسر ژلاتین شروع به سفت شدن کرد و بافتی لرزان و رضایتبخش ایجاد کرد.
to convert a substance from a solid or liquid state into gas

بخار شدن
در آشپزخانه، سرآشپز از یک مشعل آشپزی استفاده کرد تا شکر روی یک کرم بروله را به آرامی تبخیر کند.
to convert a liquid into gas

بخار شدن
گرمای آتش به سرعت رطوبت لباسهای خیس آویزان در کنار شومینه را تبخیر کرد.
to make a substance one with a liquid

حل شدن
آشپز ژلاتین را در آب گرم حل کرد قبل از اینکه آن را به مخلوط دسر اضافه کند.
to cause something to change into one or more crystals

متبلور کردن
جواهرساز از شرایط خاصی برای کریستالیزه کردن مواد معدنی به سنگهای قیمتی استفاده کرد.
to melt a material or object with intense heat in order to join it with something else

ذوب کردن
در ساخت جواهرات، صنعتگر از یک هویه برای ذوب کردن قطعات طلا و تشکیل یک حلقه ظریف استفاده کرد.
to cause something or a group of things or people to divide into smaller parts or groups

تقسیم کردن, قسمت کردن، جدا کردن
شرکت تصمیم گرفت پروژه را به وظایف کوچکتر تقسیم کند برای کارایی بهتر.
to cause a profound change in the form, structure, or substance of something

باعث دگردیسی شدن
پیشرفتها در مهندسی ژنتیک پتانسیل دگرگون کردن شیوههای کشاورزی و افزایش مقاومت محصولات را دارد.
to change something's nature, appearance, or substance into something different and usually better

تبدیل کردن, تغییر شکل دادن
مهارتهای آشپزی سرآشپز به او اجازه داد تا مواد ساده را به غذاهای لذیذ و خوشطعم تبدیل کند.
to change organic material into stone or a stone-like substance

سنگ شدن
گردشگران برای دیدن بقایای سنگشده گیاهان باستانی در پارک ملی هجوم آوردند.
to change the form, appearance, or nature of something

تغییر شکل دادن
همانطور که قهرمان با مصائب روبرو شد، انعطافپذیری و قدرت او شروع به دگرگون کردن او کرد و شخصیت واقعی او را آشکار ساخت.
to make minor changes to something so that it is more suitable or better

تغییر دادن, اصلاح کردن
مهندسان نیاز دارند طراحی را کمی تغییر دهند تا عملکرد ماشین را بهبود بخشند.
to develop mentally, physically, and emotionally

بالغ شدن, به بلوغ رسیدن
تجربیات زندگی و چالشها به توانایی فرد در بالغ شدن و حرکت در بزرگسالی کمک میکنند.
to change or adjust something in order to achieve a desired effect

تنظیم کردن, میزان کردن
دانشمند شرایط آزمایشی را تنظیم کرد تا نتایج متنوعی را مشاهده کند.
to change something in a significant or fundamental way

انقلابی کردن, متحول کردن
پیشرفتها در فناوری پزشکی پتانسیل انقلابی کردن مراقبتهای بهداشتی و درمان را دارند.
to make something change from a particular state, condition or position to another

تغییر دادن
مربی تیم را از استراتژی دفاعی به تهاجمی منتقل کرد.
to change something in order to add variety to it

تنوع بخشیدن, متنوع کردن
هنرمند به دنبال تنوع بخشیدن به سبک هنری خود با کاوش در تکنیکهای مختلف است.
to slightly alter or move something in order to improve it or make it work better

تنظیم کردن, میزان کردن
مهندسان به طور منظم تنظیمات ماشینآلات را برای کارایی بهینه تنظیم میکنند.
to reduce the thickness or height of something, making it less raised or elevated in its shape or form

صاف کردن, مسطح کردن
بعد از اینکه خمیر ور آمد، نانوا نیاز داشت آن را با وردنه صاف کند.
to rub a surface with sandpaper or another abrasive material to smooth, shape, or remove imperfections

سنباده زدن
او با دقت لبههای خشن پروژه DIY را سنباده زد تا یک پایانکار صیقلی را تضمین کند.
to force or shape a material, often a plastic or metal, through a die or a mold to create a specific form

برون راندن, با فشار خارج کردن
پرینتر سهبعدی لایههای فیلامنت را اکسترود کرد تا مدل سهبعدی را بسازد.
to make a problem, bad situation, or negative feeling worse or more severe

تشدید کردن, بدتر کردن
اضافه کردن استرس بیشتر میتواند احساسات اضطراب را تشدید کند.
to give a soft substance a particular shape or form by placing it into a mold or pressing it

شکل دادن
برای ایجاد یک طراحی یکنواخت، نجار چوب را به دقت قالبگیری کرد تا برای پروژه مبلمان به شکلهای یکسان درآید.
to change from a gaseous state to a liquid state

متراکم شدن
صبح زود، چمن با شبنم پوشیده شده بود زیرا رطوبت هوا در طول شب چگالیده بود.
