قیدهای مرکب - عبارات زمانی

کشف کنید که چگونه قیدهای مرکب مانند "all along" و "up ahead" بیانگر عبارات زمانی در انگلیسی هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای مرکب
all along [قید]
اجرا کردن

در تمام مدت

Ex: He had the key to the puzzle all along .

او از همان ابتدا کلید معما را داشت.

as long as [قید]
اجرا کردن

به شرطی که

Ex:

ما می‌توانیم به پیاده‌روی برویم تا زمانی که هوا صاف بماند.

اجرا کردن

مثل همیشه

Ex: He arrived late for the meeting , as per usual .

او مثل همیشه دیر به جلسه رسید.

as yet [قید]
اجرا کردن

تا کنون

Ex: The solution to the problem has not been found as yet .

راه حل مشکل تاکنون پیدا نشده است.

by and by [قید]
اجرا کردن

کم کم

Ex: By and by , you 'll understand the complexities of this subject .

کم کم، شما پیچیدگی‌های این موضوع را درک خواهید کرد.

up ahead [قید]
اجرا کردن

در آینده نزدیک

Ex: There 's a busy period up ahead , so we need to prepare for the increased workload .

دورۀ پرکاری در پیش است، بنابراین باید برای افزایش حجم کار آماده شویم.

at present [قید]
اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: At present , the city is undergoing significant infrastructure improvements .

در حال حاضر، شهر در حال بهبود زیرساخت‌های قابل توجهی است.

اجرا کردن

فعلاً

Ex: I 'll take care of this task for the time being , but we should discuss a more permanent solution .

من فعلا از این کار مراقبت خواهم کرد، اما باید در مورد یک راه‌حل دائمی‌تر بحث کنیم.

اجرا کردن

در زمان مناسب

Ex: You will receive a response to your inquiry in due time .

شما در موعد مقرر پاسخ استعلام خود را دریافت خواهید کرد.

اجرا کردن

در وهله اول

Ex: In the first place , we do n't have enough funding for this project , and secondly , we 're short-staffed .

در درجه اول, ما بودجه کافی برای این پروژه نداریم، و ثانیاً، کمبود نیروی انسانی داریم.

اجرا کردن

در آخرین لحظه

Ex: She called me in the nick of time , before I started worrying .

او در آخرین لحظه به من زنگ زد، قبل از اینکه شروع به نگرانی کنم.

as soon as [حرف ربط]
اجرا کردن

به محض اینکه

Ex: As soon as the clock strikes noon , we 'll have lunch .

به محض اینکه ساعت ظهر را نشان دهد، ناهار خواهیم خورد.

اجرا کردن

در حال حاضر

Ex: We can not predict the outcome at this point in time .

ما نمی‌توانیم نتیجه را در این لحظه پیش‌بینی کنیم.

اجرا کردن

در آن زمان

Ex: He was the leader of the company at that point in time .

او در آن زمان رهبر شرکت بود.

on time [قید]
اجرا کردن

سر وقت

Ex: The train arrived on time at the station .

قطار به موقع به ایستگاه رسید.

in time [قید]
اجرا کردن

به مرور زمان

Ex: In time , you 'll come to realize the value of hard work and perseverance .

به مرور زمان، شما به ارزش کار سخت و پشتکار پی خواهید برد.

in a tick [عبارت]
اجرا کردن

in a short amount of time

Ex: I 'll answer your question in a tick ; let me check my notes first .
anytime soon [عبارت]
اجرا کردن

حالا حالا ها

Ex: I do n't see him changing his mind about that decision anytime soon ; he 's pretty stubborn .