واژگان آکادمیک آیلتس برای "زبان بدن و حرکات"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زبان بدن و حرکات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
to shrug [فعل]
fa flag

شانه بالا انداختن

Ex: Unable to offer a solution , she simply shrugged and said , " I guess we 'll have to figure it out . "

قادر به ارائه راه حل نبود، او فقط شانه بالا انداخت و گفت: "فکر کنم باید راهی پیدا کنیم."

to wink [فعل]
fa flag

چشمک زدن

Ex: The comedian on stage would often wink at the audience after delivering a clever punchline.

کمدین روی صحنه اغلب پس از گفتن یک پانچ باهوش به تماشاگران چشمک میزد.

to grin [فعل]
fa flag

لبخند زدن (به نحوی که دندان‌ها نمایان شود)

Ex: The mischievous child grinned after playing a prank on his sibling .

بچه شیطان پس از بازی کردن یک شوخی با خواهر یا برادرش لبخند زد.

to flinch [فعل]
fa flag

تکان خوردن (از ترس یا تعجب)

Ex: Right now , he is flinching as he watches the horror movie .

در حال حاضر، او در حال تماشای فیلم ترسناک می‌لرزد.

to pat [فعل]
fa flag

نوازش کردن

Ex: Every morning , she pats her cat as part of their daily routine .

هر صبح، او گربه اش را نوازش می‌کند به عنوان بخشی از روال روزانه‌شان.

to salute [فعل]
fa flag

دوستانه احوالپرسی کردن

Ex: Upon meeting his new team , the coach saluted each player individually , making them feel welcomed .

هنگام ملاقات با تیم جدیدش، مربی به هر بازیکن به صورت جداگانه سلام داد، که باعث شد آنها احساس خوشآمدگویی کنند.

to chuckle [فعل]
fa flag

به آرامی خندیدن

Ex: She couldn't help but chuckle when she heard the amusing anecdote.

او نتوانست از خنده آرام خودداری کند وقتی که داستان خنده‌دار را شنید.

to grimace [فعل]
fa flag

چهره درهم کشیدن

Ex: He could n't help but grimace when he saw the awful outfit his friend was wearing .

او نتوانست از درهم کشیدن چهره خودداری کند وقتی لباس وحشتناکی را که دوستش پوشیده بود دید.

to beckon [فعل]
fa flag

اشاره کردن

Ex: Right now , the teacher is beckoning the students to gather around for a group activity .

همین حالا، معلم به دانش‌آموزان اشاره می‌کند که برای یک فعالیت گروهی دور هم جمع شوند.

to prance [فعل]
fa flag

با افتخار راه رفتن

Ex: During the parade , the cheerleaders joyfully pranced down the street , showcasing their energetic routines .

در طول رژه، تشویق‌کنندگان با خوشحالی در خیابان راه رفتند، و روال پرانرژی خود را به نمایش گذاشتند.

to raise a glass [عبارت]
fa flag

لیوان را بالا بردن (در جشن)

Ex: She raised a glass in memory of her late grandmother .
to strike a pose [عبارت]
fa flag

ژست گرفتن

Ex: She struck a pose in front of the camera , channeling confidence and elegance for the photoshoot .
fa flag

انتقال دادن (از طریق حرکات)

Ex: Tour guides often gesticulate to engage their audience .

راهنمایان تور اغلب ژست می‌گیرند تا مخاطبان خود را درگیر کنند.

to nudge [فعل]
fa flag

به کسی زدن

Ex: Right now , he is nudging his colleague to point out an interesting detail in the presentation .

در حال حاضر، او به آرامی همکارش را هل می‌دهد تا به جزئیات جالبی در ارائه اشاره کند.

to crumple [فعل]
fa flag

چروک شدن

Ex: When he received the disappointing news , his face visibly crumpled in a mix of surprise and disappointment .

وقتی او خبر ناامیدکننده را دریافت کرد، چهره‌اش به وضوح در ترکیبی از تعجب و ناامیدی چروکیده شد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی‌های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل‌دهی خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری
آماده‌سازی غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشمانداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای زمان و تناوب
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی