واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - زبان بدن و حرکات
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زبان بدن و حرکات را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to momentarily raise one's shoulders to express indifference

شانه بالا انداختن
وقتی درباره محل بودنش از او سؤال شد، بیتفاوتی شانه بالا انداخت و گفت: "فقط برای پیادهروی بیرون رفته بودم."
to quickly open and close one eye as a sign of affection or to indicate something is a secret or a joke

چشمک زدن
در مهمانی غافلگیرانه، همه چشمک زدند تا راز جشن را حفظ کنند.
to smile widely in a way that displays the teeth

لبخند زدن (به نحوی که دندانها نمایان شود)
شوخیهای کمدین تمام مخاطبان را در طول اجرا لبخند زد.
to make a quick and involuntary movement in response to a surprise, pain, or fear

تکان خوردن (از ترس یا تعجب)
نمایش آتشبازی غیرمنتظره باعث شد سگ بلرزد و زیر تخت پنهان شود.
to gently touch or stroke with the hand, usually as a gesture of affection or reassurance

نوازش کردن
کوهنورد مکث کرد تا سگ وفاداری را که با وفاداری در مسیر همراهیش میکرد نوازش کند.
to greet someone with a gesture or expression, often indicating respect or friendliness

دوستانه احوالپرسی کردن
همانطور که قطار به ایستگاه میرسد، مسافران با اشتیاق عزیزان خود را که در سکو منتظرند، سلام میکنند.
to slightly hit someone's fist with one's own as an act of celebration, greeting, or agreement

مشت به مشت زدن
to laugh quietly and with closed lips

به آرامی خندیدن
بازی هوشمندانه کلمات کمدین باعث شد تماشاگران در طول اجرا قهقهه بزنند.
to twist our face in an ugly way because of pain, strong dislike, etc., or when trying to be funny

چهره درهم کشیدن
دانشجو نتوانست انزجار خود را پنهان کند و وقتی نمره خود را در آزمون دید چهره در هم کشید.
to gesture with a motion of the hand or head to encourage someone to come nearer or follow

اشاره کردن
فردا، کاپیتان احتمالاً اشاره میکند به خدمه که روی عرشه جمع شوند برای یک اطلاعیه مهم.
to walk or move in a proud and often showy manner

با افتخار راه رفتن
با یک دسته گل در دست، عروس و داماد با خوشحالی در راهرو راه رفتند به عنوان یک زوج تازه ازدواج کرده، خوشحالی آنها برای همه آشکار بود.
to lift a glass filled with a beverage, often as a gesture of celebration, honor, or well-wishing

لیوان را بالا بردن (در جشن)
to use body language in order to pretend one is confident, brave, etc.

ژست گرفتن
to make expressive gestures, especially while speaking, to emphasize or convey meaning

انتقال دادن (از طریق حرکات)
سیاستمدار در طول سخنرانی حرکات دست و بدن انجام میداد، هر نکته را تأکید میکرد.
to alter one's facial expression in response to someone or something, often to convey emotions such as dislike, disgust, or mockery

چهره در هم کشیدن, شکلک درآوردن، دهنکجی کردن، ادا درآوردن
to gently push or prod someone or something, often to get attention or suggest a course of action

به کسی زدن
سگ با محبت دست صاحبش را هل داد، به دنبال توجه و احتمالاً یک خوراکی.
to wrinkle the face due to intense emotions or age-related changes

چروک شدن
سالهای خنده و قرار گرفتن در معرض آفتاب باعث شده بود پوست یکزمان صاف او با خطوط ظریف چروک شود.
