افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' - دیگران (از طریق)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By'
اجرا کردن

به عهد خود وفا کردن

Ex:

ما در حال تمام شدن وقت بودیم، اما عضو تیم ما درست به موقع مدارک لازم را فراهم کرد.

اجرا کردن

از جایی به جای دیگر رفتن

Ex: Migratory birds pass through this region every spring .

پرندگان مهاجر هر بهار از این منطقه عبور می‌کنند.

اجرا کردن

به زور راه خود را باز کردن

Ex: He had to push through the heavy snowdrifts to get back to the main road .

او مجبور شد از میان توده‌های برف سنگین راه خود را باز کند تا به جاده اصلی برگردد.

اجرا کردن

سختی بر کسی تحمیل کردن

Ex: After the accident , his family was put through immense emotional strain .

پس از حادثه، خانواده او تحت فشار عاطفی شدیدی قرار گرفتند.

اجرا کردن

کاری را با موفقیت به پایان رساندن

Ex: Even when the business encountered setbacks , the entrepreneur 's resilience allowed him to see through the startup phase .

حتی زمانی که کسب‌وکار با مشکلاتی مواجه شد، انعطاف‌پذیری کارآفرین به او اجازه داد تا مرحله راه‌اندازی را با موفقیت پشت سر بگذارد.

اجرا کردن

(ارزش واقعی چیزی) آشکار شدن

Ex: The honesty of the character shines through in the novel , captivating readers .

صداقت شخصیت در رمان می‌درخشد، خوانندگان را مجذوب خود می‌کند.

اجرا کردن

با عجله مکانی را ترک کردن

Ex: The employee quietly shot through the office to avoid a confrontation with the boss .

کارمند به آرامی از دفتر فرار کرد تا از رویارویی با رئیس اجتناب کند.

اجرا کردن

به خوابیدن ادامه دادن

Ex: The baby managed to sleep through the dog barking by having a soothing lullaby playing in the room .

نوزاد توانست با پخش کردن لالایی آرام‌بخش در اتاق، خوابیدن در حین پارس کردن سگ را مدیریت کند.

اجرا کردن

کسی را در انجام مراحل کاری هدایت کردن

Ex:

مربی راهنمایی کرد کلاس را از طریق مبانی کدنویسی.

اجرا کردن

مفصل درباره چیزی بحث کردن

Ex:

قبل از نهایی کردن بودجه، بیایید با دقت در مورد آن صحبت کنیم با بخش مالی.

اجرا کردن

گرم کردن

Ex:

او باقی‌مانده غذا را در مایکروویو گرم کرد برای یک ناهار سریع.