از بیان آشکار احساسات خود خودداری کردن
ضروری است که در محیطهای حرفهای خشم خود را فرونشانید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
از بیان آشکار احساسات خود خودداری کردن
ضروری است که در محیطهای حرفهای خشم خود را فرونشانید.
احساسات خود را سرکوب کردن
گاهی اوقات، لازم است که برای حفظ هماهنگی، نظرات خود را خفه کنید.
دوباره سر کاری برگشتن
پس از یک وقفه طولانی، او تصمیم گرفت به طور منظم به تمرین یوگا بازگردد.
کاری را دوباره پیش گرفتن
او در مرخصی تحصیلی بود، اما حالا مشتاق است که به کار بازگردد.
(فعالیتی که قبلاً ناتمام مانده بود) را از سر گرفتن
پس از یک استراحت کوتاه، باید به مطالعه برای امتحان آیندهام بازگردم.
از پیشرفت بیشتر کسی جلوگیری کردن
نرده فولادی تقویتشده معترضان را از ورود به منطقه محدود بازداشت.
احساسات خود را سرکوب کردن
پایان احساسی فیلم آنقدر قوی بود که غیرممکن بود بتوان جلوی اشک را گرفت.
به تعویق انداختن (یک قرار یا رویداد)
با بیمار شدن ارائهدهنده کلیدی، کنفرانس به تاریخ دیگری موکول شد.
پیشرفت چیزی را کند کردن
یک بحران مالی میتواند اقتصاد یک کشور را به عقب بیاندازد، که منجر به کاهش تولید ناخالص داخلی و قدرت اقتصادی کلی میشود.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' | |||
|---|---|---|---|
| بازگردانی، بازگشت یا پاسخ (بازگشت) | شروع، جلوگیری یا به تعویق انداختن (بازگشت) | دیگران (بازگشت) | بررسی، بازبینی، در نظر گرفتن (از طریق) |
| زنده ماندن، تحمل کردن یا تجربه کردن (از طریق) | موفقیت یا پایان (از طریق) | دیگران (از طریق) | تجربه یا انجام یک عمل (با) |
| انجام یک عمل (در) | انجام یک اقدام (توسط) | ||