افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' - انجام یک عمل (توسط)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to put something aside for future use

کنار گذاشتن (برای اسفاده شدن در آینده)
آنها تصمیم گرفتند برخی از لوازم اضطراری را کنار بگذارند در صورت قطع برق.
to save money for future use or needs

برای آینده پسانداز کردن
آنها توانستهاند به اندازهکافی پسانداز کنند تا سال آینده به تعطیلات بروند.
to follow the rules, commands, or wishes of someone, showing compliance to their authority

اطاعت کردن, تبعیت کردن
در طول محاکمه، از شاهدان خواسته میشود که به دستورات قاضی پایبند باشند.
to visit or stop by a place for a brief period

سر زدن
فردا به کافه میآیم تا با تو برای قهوه ملاقات کنیم.
to visit a place or someone briefly, often without a prior arrangement

ناگهان به ملاقات کسی رفتن, به کسی سر زدن
دوستان اغلب بدون اطلاع قبلی میآیند، که یک روز معمولی را به یک دیدار دلپذیر تبدیل میکند.
to tell someone about an idea, especially to know their opinion about it

نظر کسی را (درباره چیزی) پرسیدن
قبل از نهایی کردن منو، آشپز غذاهای جدید را به صاحب رستوران ارائه داد.
to pass a certain point in time

سپری شدن, گذشتن
نمیتوانم باور کنم که چقدر سریع آخر هفته گذشت.
to continue moving forward, particularly in reference to time

سپری شدن
روزها در تعطیلات تابستانی به سرعت گذشتند.
to be capable of living or doing something using the available resources, knowledge, money, etc.

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن, سر کردن، گذران کردن
در طبیعت وحشی، یاد میگیرید که با منابع محدود و مهارتهای بقا سر کنید.
to have just enough money or resources to survive, but not much more

فقط به اندازه مخارج ضروری پول داشتن
هنرمند به سختی امرار معاش میکرد با کارهای فریلنس گاه به گاه بین پروژهها.
to refrain from taking action when it is necessary

دست رو دست گذاشتن
دیدن رهبرانی که وقتی بیعدالتیها در سازمانهایشان رخ میدهد کنار میایستند ناامیدکننده است.
to remain committed to someone or something, especially during challenging or difficult times

به کسی وفادار ماندن
سازمان متعهد شد که به ارزشهای خود پایبند بماند، بیوقفه کار کند تا به اهداف خود برسد.
to be certain that something is good or useful

(از مفید بودن یا کیفیت چیزی) مطمئن بودن
او به اثربخشی ردیاب تناسب اندام جدید سوگند میخورد.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' | |||
|---|---|---|---|
| بازگرداندن، برگرداندن یا پاسخ دادن (بازگشت) | شروع، پیشگیری یا به تعویق انداختن (بازگشت) | دیگران (بازگشت) | بررسی، بازبینی، در نظر گرفتن (از طریق) |
| زنده ماندن، تحمل کردن یا تجربه کردن (از طریق) | موفقیت یا پایان (از طریق) | دیگران (از طریق) | تجربه یا انجام یک عمل (با) |
| انجام یک عمل (در) | انجام یک عمل (توسط) | ||