افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' - انجام یک عمل (توسط)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to put something aside for future use

کنار گذاشتن (برای اسفاده شدن در آینده)
کتابخانه برخی کتابها را برای نسلهای آینده کنار میگذارد.
to save money for future use or needs

برای آینده پسانداز کردن
آنها برای تحصیلات دانشگاهی فرزندشان پول کنار گذاشتهاند.
to follow the rules, commands, or wishes of someone, showing compliance to their authority

اطاعت کردن, تبعیت کردن
به عنوان یک شهروند، مهم است که قوانین و مقررات کشور خود را رعایت کنید.
to visit or stop by a place for a brief period

سر زدن
فردا به کافه میآیم تا با تو برای قهوه ملاقات کنیم.
to visit a place or someone briefly, often without a prior arrangement

ناگهان به ملاقات کسی رفتن, به کسی سر زدن
ما امشب یک جمع کوچک داریم؛ اگر آزاد هستی باید سر بزنی.
to tell someone about an idea, especially to know their opinion about it

نظر کسی را (درباره چیزی) پرسیدن
قبل از اجرای پروژه، او پیشنهاد را به تیمش ارائه داد تا نظراتشان را بداند.
to pass a certain point in time

سپری شدن, گذشتن
نمیتوانم باور کنم که تعطیلات آخر هفته چقدر سریع گذشت.
to continue moving forward, particularly in reference to time

سپری شدن
او آنقدر در کتابش غرق شده بود که متوجه نشد عصر میگذرد.
to be capable of living or doing something using the available resources, knowledge, money, etc.

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن, سر کردن، گذران کردن
علیرغم چالشهای مالی، آنها توانستند با درآمدی متوسط سر کنند.
to have just enough money or resources to survive, but not much more

فقط به اندازه مخارج ضروری پول داشتن
آنها با بودجهای محدود به زور زندگی میکنند تا زمانی که شغل بهتری پیدا کنند.
to refrain from taking action when it is necessary

دست رو دست گذاشتن
دیدن کسی که کنار میایستد در حالی که دیگران به کمک نیاز دارند، ناامیدکننده است.
to remain committed to someone or something, especially during challenging or difficult times

به کسی وفادار ماندن
او به تیمش وفادار ماند، در طول فصل حمایت بیچون و چرا ارائه داد.
to be certain that something is good or useful

(از مفید بودن یا کیفیت چیزی) مطمئن بودن
او سوگند میخورد به اثربخشی یک روال ورزشی روزانه برای حفظ سلامتی خوب.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' | |||
|---|---|---|---|
| بازگرداندن، برگرداندن یا پاسخ دادن (بازگشت) | شروع، پیشگیری یا به تعویق انداختن (بازگشت) | دیگران (بازگشت) | بررسی، بازبینی، در نظر گرفتن (از طریق) |
| زنده ماندن، تحمل کردن یا تجربه کردن (از طریق) | موفقیت یا پایان (از طریق) | دیگران (از طریق) | تجربه یا انجام یک عمل (با) |
| انجام یک عمل (در) | انجام یک عمل (توسط) | ||