کنار گذاشتن (برای اسفاده شدن در آینده)
من همیشه سعی میکنم بخشی از درآمدم را برای هزینههای پیشبینی نشده کنار بگذارم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کنار گذاشتن (برای اسفاده شدن در آینده)
من همیشه سعی میکنم بخشی از درآمدم را برای هزینههای پیشبینی نشده کنار بگذارم.
برای آینده پسانداز کردن
با علم به اینکه ماههای زمستان سخت خواهد بود، او بخشی از درآمدش را کنار گذاشت.
اطاعت کردن
سربازان سوگند یاد کردند که از دستورات فرمانده خود پیروی کنند.
ناگهان به ملاقات کسی رفتن
بعداً در آن حوالی خواهم بود؛ میتوانم برای یک گفتگوی سریع به شما سر بزنم؟
نظر کسی را (درباره چیزی) پرسیدن
طراح طرح وبسایت را به مشتری ارائه داد تا ترجیحات او را در نظر بگیرد.
سپری شدن
شگفتانگیز است که چقدر سریع کودکی میگذرد.
سپری شدن
گفتگو کردیم، و قبل از اینکه متوجه شویم، یک ساعت گذشت.
گلیم خود را از آب بیرون کشیدن
پس از نقل مکان به یک کشور جدید، او مجبور شد عادات محلی را یاد بگیرد تا در جامعه سر کند.
فقط به اندازه مخارج ضروری پول داشتن
بسیاری از دانشآموزان با کارهای پارهوقت به سختی امرار معاش میکنند تا هزینههای تحصیل خود را پوشش دهند.
دست رو دست گذاشتن
در مواقع اضطراری، مهم است که بیعمل نمانیم بلکه سریع و قاطعانه عمل کنیم.
به کسی وفادار ماندن
معلم قول داد که در کنار دانشآموز در حال تقلا بماند و تا موفقیتش به او کمک کند.
(از مفید بودن یا کیفیت چیزی) مطمئن بودن
مادربزرگ من سوگند یاد میکند به درمان سنتی عسل و لیمو برای گلو درد.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' | |||
|---|---|---|---|
| بازگردانی، بازگشت یا پاسخ (بازگشت) | شروع، جلوگیری یا به تعویق انداختن (بازگشت) | دیگران (بازگشت) | بررسی، بازبینی، در نظر گرفتن (از طریق) |
| زنده ماندن، تحمل کردن یا تجربه کردن (از طریق) | موفقیت یا پایان (از طریق) | دیگران (از طریق) | تجربه یا انجام یک عمل (با) |
| انجام یک عمل (در) | انجام یک اقدام (توسط) | ||