افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' - دیگران (بازگشت)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By'
اجرا کردن

متعلق به گذشته بودن

Ex: The manuscript discovered in the library archives dates back to the medieval period .

دستنوشته کشف شده در آرشیو کتابخانه به دوره قرون وسطی برمی‌گردد.

اجرا کردن

(از ناچاری) به کسی یا چیزی متوسل شدن

Ex:

وقتی برنامه اولیه شکست خورد، آنها مجبور شدند برای نجات موقعیت به استراتژی پشتیبان خود متوسل شوند.

to go back [فعل]
اجرا کردن

به یک رویداد گذشته اشاره کردن

Ex:

برای پاسخ به سوال، باید به اصول اولیه نظریه بازگردیم.

اجرا کردن

زیر حرف خود زدن

Ex: The company went back on its pledge to maintain job security for employees .

شرکت از تعهد خود برای حفظ امنیت شغلی کارکنان عدول کرد.

اجرا کردن

عقب ماندن

Ex: The hikers were tired but wanted to hang back a bit longer to enjoy the sunset .

کوهنوردان خسته بودند اما می‌خواستند کمی بیشتر بمانند تا از غروب لذت ببرند.

اجرا کردن

دوباره از کسی دعوت کردن

Ex:

پس از بازدید لذت بخششان در تابستان گذشته، تصمیم گرفتیم که اسمیت‌ها را امسال دوباره دعوت کنیم به کلبه‌مان.

اجرا کردن

چیزی را دوباره گوش دادن

Ex: During their road trip , they played back the videos they took during the day and laughed at the fun memories .

در طول سفر جاده‌ای خود، آن‌ها ویدیوهایی را که در طول روز گرفته بودند دوباره پخش کردند و به خاطرات خنده‌دار خندیدند.

اجرا کردن

از طریق سرمایه گذاری مجدد کسب و کاری را گسترش دادن

Ex:

او تصمیم گرفت سود را دوباره سرمایه‌گذاری کند تا مغازه دوم را باز کند.

اجرا کردن

(پرونده حقوقی را) به نهاد دیگری ارجاع دادن

Ex:

در مسائل حقوقی پیچیده، غیرمعمول نیست که پرونده را برای بررسی دقیق برگردانند.

to sit back [فعل]
اجرا کردن

در حالت نشسته استراحت کردن

Ex: He sat back in his armchair and read the newspaper .

او روی صندلی راحتیش لم داد و روزنامه خواند.

اجرا کردن

پس گرفتن

Ex: They took back the control of the company from the previous management .

آنها کنترل شرکت را از مدیریت قبلی پس گرفتند.

to tie back [فعل]
اجرا کردن

در جای خود ثابت کردن

Ex: Tie back the drapes for a better view .

پرده‌ها را ببندید برای دید بهتر.

to win back [فعل]
اجرا کردن

دوباره به‌دست آوردن

Ex: The organization launched a campaign to win back the public 's confidence .

سازمان یک کمپین برای بازگرداندن اعتماد عمومی راه اندازی کرد.

اجرا کردن

سریع نوشیدن

Ex:

ما در بار کوکتل‌ها را سریع می‌نوشیدیم، از فضای پرجنب‌وجوش لذت می‌بردیم و با دوستان قدیمی دیدار می‌کردیم.

اجرا کردن

سریع نوشیدن

Ex: After the race , the runners eagerly tossed back the sports drinks provided .

پس از مسابقه، دوندگان با اشتیاق نوشیدنی‌های ورزشی ارائه شده را سر کشیدند.

اجرا کردن

مجدد بررسی کردن

Ex: The detective had to go back over the witness statements to find any inconsistencies .

کارآگاه مجبور شد مرور کند بر اظهارات شاهدان تا هرگونه ناهماهنگی را پیدا کند.

اجرا کردن

گذشته را به یاد آوردن

Ex: As I look back at my life , I realize how much I 've grown and changed .

همان‌طور که به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم چقدر رشد کرده‌ام و تغییر کرده‌ام.

اجرا کردن

یک نوشته را بررسی کردن

Ex: The author was advised to read back the manuscript to check for consistency in the storyline .

به نویسنده توصیه شد که برای بررسی انسجام داستان، دستنوشته را دوباره بخواند.

اجرا کردن

گذشته را به یاد آوردن

Ex: On their anniversary , the couple liked to think back to the day they first met .

در سالگردشان، زوج دوست داشتند به روزی که برای اولین بار ملاقات کردند فکر کنند.

to cut back [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: Faced with financial challenges , the company had to cut back on its workforce .

در مواجهه با چالش‌های مالی، شرکت مجبور شد نیروی کار خود را کاهش دهد.

اجرا کردن

کاهش دادن

Ex:

مدرسه برنامه درسی خود را کاهش داد تا روی دروس اصلی تمرکز کند.

اجرا کردن

تغییر عقیده دادن

Ex: Uncomfortable with the intense scrutiny , she chose to draw back from the public eye for a while .

ناراحت از نظارت شدید، او تصمیم گرفت برای مدتی از انظار عمومی کنار بکشد.

اجرا کردن

عقب‌نشینی کردن

Ex: The military convoy maintained a steady pace , with armored vehicles ready to drop back in case of an ambush .

کاروان نظامی با سرعتی ثابت حرکت می‌کرد، با خودروهای زرهی آماده برای عقب نشینی در صورت کمین.

اجرا کردن

عقب‌نشینی کردن

Ex: During the battle , the troops were ordered to fall back to regroup and reinforce their positions .

در طول نبرد، به نیروها دستور داده شد که عقب نشینی کنند تا مجدداً سازماندهی شوند و مواضع خود را تقویت کنند.

اجرا کردن

به طور ناگهانی به عقب رانده شدن

Ex: Be cautious when using this power tool ; it has a tendency to kick back if not handled properly .

در هنگام استفاده از این ابزار برقی احتیاط کنید؛ در صورت عدم استفاده صحیح، تمایل به عقب نشینی ناگهانی دارد.

اجرا کردن

عقب ایستادن

Ex: When handling delicate artifacts , the museum staff requested visitors to stand back to prevent accidental damage .

هنگام کار با اشیاء ظریف، کارکنان موزه از بازدیدکنندگان خواستند که فاصله بگیرند تا از آسیب‌های تصادفی جلوگیری شود.

اجرا کردن

به موفقیت و شهرت قبلی برگشتن

Ex: The fashion designer took a break from the industry but successfully came back in with a stunning collection that captivated the fashion world .

طراح مد از صنعت استراحت کرد اما با موفقیت برگشت با یک مجموعه خیره کننده که دنیای مد را مسحور کرد.

اجرا کردن

سرحال شدن (بعد از بیماری، مشکل)

Ex: The athlete worked hard to bounce back from a sports-related injury .

ورزشکار سخت کار کرد تا از یک آسیب ورزشی بهبود یابد.

اجرا کردن

بهبودی یافتن (از یک بیماری)

Ex: He managed stress and sprang back from a period of burnout .

او استرس را مدیریت کرد و از یک دوره فرسودگی بهبود یافت.

اجرا کردن

مقابله به مثل کردن

Ex: The community united to fight back against the effects of a natural disaster .

جامعه برای مقابله با اثرات یک فاجعه طبیعی متحد شد.

to hit back [فعل]
اجرا کردن

تلافی کردن

Ex: She hit back with a well-reasoned argument in response to the negative feedback .

او با یک استدلال منطقی در پاسخ به بازخورد منفی پاسخ داد.

to pay back [فعل]
اجرا کردن

انتقام گرفتن

Ex: He 's plotting to pay back everyone who doubted him .

او در حال برنامه‌ریزی برای انتقام گرفتن از همه کسانی است که به او شک داشتند.

اجرا کردن

تلافی کردن

Ex: The army prepared to strike back after an unprovoked attack on their borders .

ارتش پس از یک حمله بی‌دلیل به مرزهایشان آماده ضدحمله شد.