پاسخ دادن
او به خاطر عادت جواب دادن به رئیسش معروف بود، که باعث تنش در محیط کار میشد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پاسخ دادن
او به خاطر عادت جواب دادن به رئیسش معروف بود، که باعث تنش در محیط کار میشد.
برگرداندن
تلاشها برای حفظ زیستگاه طبیعی به بازگرداندن تنوع زیستی منطقه کمک خواهد کرد.
به خاطر آوردن
فیلم قدیمی یادآوری میکند از حس نوستالژی.
برگشتن (به حالت قبلی)
او پس از مدتی تمرکز بر روی چیزهای دیگر به پروژه بازگشت.
مسیر را برگشتن
برای بازیابی کلیدهای گمشده، او مجبور شد به عقب برگردد به کافیشاپی که آخرین بار به یاد داشت آنها را آنجا داشت.
به ایمیل کسی پاسخ دادن
سارا قول داد که تا پایان روز پاسخ ایمیل بدهد، و به روزرسانیهایی درباره پیشرفت پروژه ارائه دهد.
بازگو کردن (داستان)
در نمایش، صحنهها به گذشته مشترک شخصیتها برمیگردند، که به تماشاگران کمک میکند روابط پیچیده آنها را درک کنند.
(خاطرات گذشته) به ذهن بازگشتن
همانطور که در مدرسه قدیمی خود راه میرفتند، خاطرات روزهای مدرسه به ذهنشان هجوم آورد.
مجدد تماس گرفتن
او در وسط یک کار است اما به محض تمام کردن آن به شما بازخواهد گشت.
دوباره با کسی تماس گرفتن
لطفاً پیامی بگذارید و من پس از اتمام این کار به شما تماس خواهم گرفت.
پس دادن
ما داشتیم ابزارهای قرض گرفته شده را برمیگرداندیم که باران شروع شد.
دوباره با کسی تماس گرفتن
بعد از تماس از دست رفته، او تصمیم گرفت بلافاصله دوباره امتحان کند.
به حالت قبل برگشتن
مذاکرات صلح در ابتدا امیدوارکننده به نظر میرسید، اما رویدادهای اخیر باعث شدهاند که مذاکرات به خصومت بازگردند.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' | |||
|---|---|---|---|
| بازگردانی، بازگشت یا پاسخ (بازگشت) | شروع، جلوگیری یا به تعویق انداختن (بازگشت) | دیگران (بازگشت) | بررسی، بازبینی، در نظر گرفتن (از طریق) |
| زنده ماندن، تحمل کردن یا تجربه کردن (از طریق) | موفقیت یا پایان (از طریق) | دیگران (از طریق) | تجربه یا انجام یک عمل (با) |
| انجام یک عمل (در) | انجام یک اقدام (توسط) | ||