زنده ماندن
او با یک بیماری جدی جنگید، اما با عزم و درمان پزشکی، از آن گذشت و سلامتی خود را بازیافت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
زنده ماندن
او با یک بیماری جدی جنگید، اما با عزم و درمان پزشکی، از آن گذشت و سلامتی خود را بازیافت.
دوام آوردن
با عزم و کار تیمی، آنها توانستند سال تحصیلی سخت را پشت سر بگذارند.
متحمل شدن
کودک در حال گذراندن مرحلهای از سختگیری در مورد غذا است.
زنده ماندن
بازماندگان کشتی شکسته از روزهای سختی و عدم اطمینان جان سالم به در بردند، امید و عزمشان آنها را شناور نگه داشت.
یک حالت خاص را تجربه کردن
بسیاری از نوجوانان از یک مرحله سرکشی عبور میکنند.
جان سالم به در بردن
ورزشکار با مصدومیتی تهدیدکنندهٔ حرفهای روبرو شد اما، با عزم و توانبخشی، از پس آن برآمد و به بازی بازگشت.
ناگهان تجربه کردن
اندوهی طاقتفرسا در میان جامعه پیچید وقتی که خبر غمانگیز را شنیدند.
چیزی کسلکننده را تحمل کردن
علیرغم گرما، آنها مجبور بودند مراسم در فضای باز را تا انتها تحمل کنند.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' | |||
|---|---|---|---|
| بازگردانی، بازگشت یا پاسخ (بازگشت) | شروع، جلوگیری یا به تعویق انداختن (بازگشت) | دیگران (بازگشت) | بررسی، بازبینی، در نظر گرفتن (از طریق) |
| زنده ماندن، تحمل کردن یا تجربه کردن (از طریق) | موفقیت یا پایان (از طریق) | دیگران (از طریق) | تجربه یا انجام یک عمل (با) |
| انجام یک عمل (در) | انجام یک اقدام (توسط) | ||