مرتبط بودن
هر خرید بلیط تضمین میکند که شما همراه با یک لینک مستقیم به کنسرت اصلی میآیید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مرتبط بودن
هر خرید بلیط تضمین میکند که شما همراه با یک لینک مستقیم به کنسرت اصلی میآیید.
رابطه خود را با کسی تمام کردن
جین احساس کرد وقت آن است که با جان تمام کند پس از اینکه متوجه شدند اهداف بلندمدت متفاوتی دارند.
تمایل نشان دادن
او با ایده ادامه تحصیل ور میرود اما هنوز در هیچ دورهای ثبتنام نکرده است.
با کسی وارد رابطه شدن
او با همکارش رابطه عاشقانه شروع کرد بعد از اینکه زمان زیادی را با هم روی یک پروژه کار کردند.
مانع شدن (از انجام کاری)
شرایط آبوهوایی بد میتواند با برنامههای پرواز تداخل ایجاد کند و باعث تأخیر شود.
مداخله کردن
با وسایل شخصی او ور نرو؛ این بی احترامی است.
ناخواسته از چیزی جدا شدن
من نمیتوانم باور کنم که او از گردنبند محبوبش دست کشید.
در نظر گرفتن
من با ایده مهاجرت به خارج بازی کردم، اما هنوز مطمئن نیستم.
پذیرفتن
شورای شهر تصمیم گرفت پیشنهاد پایداری محیط زیست را بپذیرد و متعهد به کاهش انتشار کربن شود.
اصرار ورزیدن
من به کلاسهای ورزشیام پایبند هستم - آنها واقعاً به من کمک میکنند تا انگیزه داشته باشم.
با چیزی موافق بودن
برخی افراد به دلایل اخلاقی با مجازات اعدام موافق نیستند.
تحمل كردن
همه ما در حال تحمل عدم قطعیتهای وضعیت فعلی هستیم.
مملو از چیزی بودن
اتاق ذخیرهسازی از پروندهها و اسناد قدیمی پر شده است.
به چیزی یا کسی رسیدگی کردن
گاهی اوقات، ما مجبوریم با چیزهایی که دوست نداریم سر و کار داشته باشیم.
مخالف بودن
خواهر و برادرها اغلب مخالف انتخاب فیلمهایشان هستند، که منجر به بحثهای شوخطبعانه میشود.
موافقت کردن
او تصمیم گرفت پیشنهاد کار از شرکت فناوری را بپذیرد.
روبرو شدن
پس از حادثه، او با درد جسمی و ضربه روحی دست و پنجه نرم کرد.
با کسی صادق بودن
مدیر با کارمند درباره مشکلات عملکردش روراست بود، مثالهای مشخصی ارائه داد و بازخورد سازندهای برای بهبود ارائه کرد.
کنار آمدن
فرد یاد گرفت که با اضطراب خود زندگی کند، مکانیسمهای مقابلهای را توسعه دهد و در صورت نیاز از حمایت حرفهای استفاده کند.
منجر شدن
پیشنهاد او برای اجرای یک برنامه کاری جدید با مخالفت برخی از اعضای تیم روبرو شد.
با استدلال قانع کردن
والدین تصمیم گرفتند با فرزند خود استدلال کنند تا به او کمک کنند اهمیت انجام تکالیفش را ببیند.
بیش از حد از چیزی به کسی دادن
جامعه با قدردانی از قهرمان محلی برای اقدامات بینظیرشان باران کردند.
جانبداری کردن
شهروندان گرد هم آمدند و تصمیم گرفتند از حفاظت از محیط زیست حمایت کنند.
با کسی وقت گذراندن
تیم دوست دارد بعد از یک پروژه موفق با هم وقت بگذراند.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Back', 'Through', 'With', 'At', و 'By' | |||
|---|---|---|---|
| بازگردانی، بازگشت یا پاسخ (بازگشت) | شروع، جلوگیری یا به تعویق انداختن (بازگشت) | دیگران (بازگشت) | بررسی، بازبینی، در نظر گرفتن (از طریق) |
| زنده ماندن، تحمل کردن یا تجربه کردن (از طریق) | موفقیت یا پایان (از طریق) | دیگران (از طریق) | تجربه یا انجام یک عمل (با) |
| انجام یک عمل (در) | انجام یک اقدام (توسط) | ||