افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' - نشان دادن عشق، حمایت، یا موافقت (برای)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For'
اجرا کردن

اجازه دادن

Ex: The project manager encourages open communication and allows for team members to express their opinions freely during meetings .

مدیر پروژه ارتباطات باز را تشویق می‌کند و اجازه می‌دهد اعضای تیم در جلسات آزادانه نظر خود را بیان کنند.

اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The school band played energetically as students barracked for their football heroes .

گروه موسیقی مدرسه با انرژی نواخت در حالی که دانش‌آموزان برای قهرمانان فوتبالشان تشویق می‌کردند.

to fall for [فعل]
اجرا کردن

عاشق کسی شدن

Ex: It took some time , but eventually , she fell for her best friend .

مدتی طول کشید، اما در نهایت، او عاشق بهترین دوستش شد.

to feel for [فعل]
اجرا کردن

همدردی کردن

Ex: As a therapist , her ability to feel for her clients enhances the therapeutic relationship .

به عنوان یک درمانگر، توانایی او در همدردی با مراجعانش رابطه درمانی را تقویت می‌کند.

to fend for [فعل]
اجرا کردن

چاره ای جز مقابله با مشکلات به تنهایی نداشتن

Ex: The survivalist had to fend for food and shelter in the wilderness .

زنده‌مانده مجبور بود برای غذا و سرپناه در طبیعت از خود مراقبت کند.

to go for [فعل]
اجرا کردن

موافقت کردن

Ex: They went for the idea of organizing a charity event to support the local community .

آنها موافقت کردند با ایده برگزاری یک رویداد خیریه برای حمایت از جامعه محلی.

to make for [فعل]
اجرا کردن

انجامیدن

Ex: The company 's poor management made for a hostile work environment .

مدیریت ضعیف شرکت منجر به یک محیط کار خصمانه شد.

اجرا کردن

وقوع چیزی را در آینده تضمین کردن

Ex: The local bylaws provide for the establishment of community gardens .

قوانین محلی فراهم می‌کنند برای تأسیس باغ‌های جامعه.

to root for [فعل]
اجرا کردن

هوادار بودن

Ex: We 'll always root for you in your endeavors and challenges .

ما همیشه در تلاش‌ها و چالش‌های شما حامی شما خواهیم بود.

اجرا کردن

انتخاب چیزی از سر ناچاری

Ex: Despite their high expectations , the couple had to settle for a smaller apartment within their budget .

علیرغم انتظارات بالایشان، زوج مجبور شدند به یک آپارتمان کوچکتر در محدوده بودجه‌شان قناعت کنند.