افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' - نشان دادن عشق، حمایت یا موافقت (برای)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to accept a particular action or behavior

اجازه دادن
سیاست مدرسه اجازه نمیدهد به هیچ گونه زورگویی یا آزار و اذیت.
(in sports) to vocally support and cheer on the players of a team

حمایت کردن
علیرغم باران، هواداران با اشتیاق از تیم خود در استادیوم روباز حمایت کردند.
to develop romantic feelings for someone

عاشق کسی شدن
او به تدریج عاشق همکارش شد در حالی که زمان بیشتری را با هم در پروژههای کاری میگذراندند.
to sympathize with someone's emotions or situation

همدردی کردن
با تجربه یک فقدان مشابه، او واقعاً میتوانست همدردی کند با دوستش که دوران سختی را میگذراند.
to take care of oneself, especially in a challenging or difficult situation, without the help or support of others

چاره ای جز مقابله با مشکلات به تنهایی نداشتن
در غیاب حمایت والدین، جوان مجبور شد برای رفع نیازهای مالی خود خودش دست به کار شود.
to agree to a suggestion, proposal, or opportunity

موافقت کردن
وقتی او از او برای بیرون رفتن دعوت کرد، او پذیرفت و گفت بله.
to lead to a particular outcome or situation

انجامیدن
کمپین بازاریابی جدید شرکت منجر به افزایش فروش شد.
to promise or cause things to happen or exist in the future

وقوع چیزی را در آینده تضمین کردن
قانون جدید پیشبینی میکند مجازاتهای سختتر برای مجرمان تکرار جرم.
to support someone or a team or hope that they will succeed

هوادار بودن, طرفدار بودن
تمام شهر در مسابقات قهرمانی آینده از قهرمان محلی خود حمایت خواهند کرد.
to reluctantly choose someone or something because no one or nothing else is available

انتخاب چیزی از سر ناچاری
تیم مجبور شد به یک بازیکن جایگزین قناعت کند چون بازیکن ستارهشان مصدوم بود.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' | |||
|---|---|---|---|
| آغاز یا شروع (به) | ورود یا برخورد (به) | درگیر یا تجربه کردن (در) | سایر (به) |
| مدیریت یا کمک (به) | دیگران (به) | انجام یک عمل (درباره) | خواستن (برای) |
| نشان دادن عشق، حمایت یا موافقت (برای) | دیگران (برای) | ||