افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' - درگیر کردن یا تجربه کردن (به)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For'
اجرا کردن

اتفاقی به کسی برخوردن

Ex: I randomly bumped into my neighbor while walking my dog this morning .

من امروز صبح به طور تصادفی در حالی که سگم را راه می‌بردم به همسایه‌ام برخوردم.

اجرا کردن

دخیل کردن

Ex:

کارآگاه امیدوار بود که تماشاگران بی‌گناه را به تحقیق نکشد.

اجرا کردن

دخیل کردن

Ex: The country was drawn into a diplomatic crisis following the border dispute .

کشور پس از اختلاف مرزی به یک بحران دیپلماتیک کشیده شد.

to fly into [فعل]
اجرا کردن

پر شدن (از احساس خاصی)

Ex: She flew into a panic when she realized she had lost her wallet .

وقتی متوجه شد که کیف پولش را گم کرده است دچار وحشت شد.

to get into [فعل]
اجرا کردن

دخیل شدن

Ex: Before you sign up for the committee , consider what you 're getting into ; it 's a lot of work .

قبل از اینکه برای کمیته ثبت نام کنید، در نظر بگیرید که به چه چیزی وارد می‌شوید؛ این کار زیادی است.

اجرا کردن

متحول کردن

Ex:

آهنگر می‌تواند فلز ذوب شده را به ابزارها و زیورآلات پیچیده تبدیل کند.

to run into [فعل]
اجرا کردن

اتفاقی کسی را دیدن

Ex: We ran into our former teacher while on vacation in another country .

ما در تعطیلات در کشور دیگری به طور اتفاقی با معلم سابقمان برخورد کردیم.

اجرا کردن

تبدیل شدن

Ex: The water in the pot will turn into steam when it boils .

آب در قابلمه وقتی بجوشد به بخار تبدیل می‌شود.

اجرا کردن

ندانسته وارد چیزی شدن

Ex: The family walked into a dispute by unintentionally interfering in their neighbor 's affairs .

خانواده با دخالت ناخواسته در امور همسایه خود به یک مشاجره کشیده شدند.