افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' - آغاز یا شروع (به)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to start doing something quickly and energetically

با سرعت و اشتیاق کاری را شروع کردن
آنها برنامهریزی کردند که بلافاصله شروع کنند به پروژه بازسازی.
to suddenly and intensely begin to express a particular emotion or reaction

ناگهان شروع به گریه کردن یا خندیدن کردن
بچهها در قسمت خندهدار داستان منفجر شدند به خنده.
(of a lot of people or animals) to attempt to fit into a densely packed environment or a limited space

به زور جای دادن
گردشگران شروع به ازدحام در موزه تاریخی کردند، مشتاق برای کشف نمایشگاههای آن.
to immerse oneself fully and enthusiastically into a particular activity, subject, or experience

به شدت در چیزی غرق شدن
با رسیدن به مقصد گرمسیری، مسافران هیجان زده بودند که در آبهای زلال اقیانوس غوطهور شوند.
to begin or become involved in a particular state, situation, agreement, or relationship

شرکت کردن
مهم است که قبل از ورود به هر توافقنامه قراردادی، شرایط را بخوانید و درک کنید.
to begin doing something, often without prior intention

ناخواسته انجام دادن
با الهام از یک مستند، گروه دوستان شروع کردند به داوطلب شدن در پناهگاه حیوانات محلی هر آخر هفته.
to eagerly and energetically start doing something

کاری را با اشتیاق شروع کردن
بعد از گرفتن ترفیع، او با اشتیاق فراوان به نقش جدید خود پرتاب شد.
to begin participating in, learning about, and developing a strong interest or passion for a particular activity, hobby, or topic

علاقهمند شدن
بچهها در تعطیلات تابستانی خود به بازیهای رومیزی علاقهمند شدند.
to start doing something suddenly and with great enthusiasm

ناگهان شروع کردن
هر صبح، او با انرژی و عزم به کار خود میپردازد.
to start a particular activity or task with great enthusiasm or vigor

با اشتیاق کاری را شروع کردن
تیم با نزدیک شدن به تاریخ رویداد، به شدت مشغول آمادهسازی شد.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' | |||
|---|---|---|---|
| آغاز یا شروع (به) | ورود یا برخورد (به) | درگیر یا تجربه کردن (در) | سایر (به) |
| مدیریت یا کمک (به) | دیگران (به) | انجام یک عمل (درباره) | خواستن (برای) |
| نشان دادن عشق، حمایت یا موافقت (برای) | دیگران (برای) | ||