به داخل دعوت کردن
آیا او تا به حال از شما خواسته است که به کلبه دوستداشتنیاش وارد شوید در طول بازدیدتان؟
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به داخل دعوت کردن
آیا او تا به حال از شما خواسته است که به کلبه دوستداشتنیاش وارد شوید در طول بازدیدتان؟
(اموال) به ارث بردن
آنها از یک خویشاوند دور به ارث بردند یک میراث غیرمنتظره.
کسی را عصبانی کردن
بیاعتنایی مداوم او به نظرات دیگران شروع به خوردن به هماهنگی گروه کرد و تنش ایجاد کرد.
جا شدن
میز برای اتاق ناهارخوری خیلی بزرگ بود، بنابراین تصمیم گرفتند آن را در اتاق مجاور جاسازی کنند.
حمله کردن
سیاستمدار در طول مناظره به حریف خود حمله کرد.
منجر شدن
سخنرانی معلم درباره تاریخ جنگ داخلی منجر به بحثی درباره وضعیت فعلی روابط نژادی در ایالات متحده شد.
از چیزی برای رسیدن به موفقیت حداکثر استفاده را کردن
با ارائه مداوم عملکرد برتر، او نقش خود را از کارآموز به مدیرعامل شرکت در عرض یک دهه تبدیل کرد.
به پریز وصل کردن
دستگاه کار نخواهد کرد مگر اینکه آن را به یک پورت سازگار متصل کنید.
بر این حقیقت که چیزی میتواند پیچیده تر از چیزی باشد که به نظر میرسد باور داشتن
آنها اغلب به رفتارهای یکدیگر تفسیرهای اضافه میکردند و سوءتفاهمهای مکرر داشتند.
به مشکل برخوردن
او به اختلاف نظر با همکارش در مورد جهت پروژه برخورد کرد.
متقاعد کردن
او توانست دوستش را متقاعد کند که به سفر پیادهروی ماجراجویانه برود.
شروع به گوش دادن یا تماشای یک برنامه کردن
من دوست دارم هنگام کار به ایستگاه رادیویی که جاز پخش میکند تنظیم کنم.
بررسی کردن
مدیر در حال بررسی شکایات مشتریان است.
به دقت بررسی کردن
برای درک ساختار سازندهای سنگی، زمینشناسان مجبور شدند با استفاده از ابزارهای تخصصی به کاوش عمیق در لایهها بپردازند.
نگاهی انداختن
اعضای کتابخانه موافقت کردند که برای تسهیل بحث متمرکزتر، به نگاهی گذرا به فصلهای خاص بیندازند.
بررسی کردن
دانشمند در حال بررسی علل احتمالی شیوع بیماری است.
دقیق بررسی کردن
او قبل از توصیه کتاب به دوستانش، محتوای آن را به دقت بررسی کرد.
سهام یک شرکت را خریدن
تصمیم عاقلانه این بود که وقتی سهام در پایینترین سطح خود بود، در شرکت سرمایهگذاری کنیم.
روی چیزی سرمایهگذاری کردن
سرمایهگذاران مبالغ هنگفتی را در استارتاپ فناوری ریختهاند، با انتظار رشد آینده.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' | |||
|---|---|---|---|
| شروع یا آغاز (به) | ورود یا برخورد (به) | درگیر کردن یا تجربه کردن (به) | دیگران (به) |
| مدیریت یا کمک (به) | دیگران (به) | انجام یک عمل (درباره) | خواستن (برای) |
| نشان دادن عشق، حمایت، یا موافقت (برای) | دیگران (برای) | ||