افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' - انجام یک عمل (درباره)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For'
اجرا کردن

باعث چیزی شدن

Ex: Hard work and dedication brought about their success .

کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.

اجرا کردن

به وقوع پیوستن

Ex: How did this situation come about ?

این وضعیت چگونه پیش آمد؟

to go about [فعل]
اجرا کردن

شروع به انجام کاری کردن

Ex:

معلم توضیح داد که چگونه پیش برویم تا تکلیف پیچیده ریاضی را گام به گام کامل کنیم.

اجرا کردن

به طور مکرر اتفاق افتادن

Ex: After resolving the issue , it seemed the same problems would roll about periodically .

پس از حل مسئله، به نظر می‌رسید که همان مشکلات تکرار خواهند شد به صورت دوره‌ای.

اجرا کردن

با اشتیاق کاری را شروع کردن

Ex:

او شروع کرد به تعمیر نرده شکسته با جمع آوری ابزار و موادش.

اجرا کردن

به کسی آسیب رساندن

Ex: He was bashed about by a group of bullies on the street .

او توسط یک گروه زورگو در خیابان کتک خورد.

اجرا کردن

بی‌اختیار خندین

Ex: The comedian 's witty improvisation made the audience fall about , creating a memorable performance .

بداهه‌پردازی بامزه کمدین باعث شد تماشاگران به شدت بخندند و اجرایی به یاد ماندنی خلق کرد.

اجرا کردن

احمقانه رفتار کردن

Ex:

افرادی که اغلب در محل کار وقت تلف می‌کنند ممکن است سطح بهره‌وری خود را در معرض خطر ببینند.

اجرا کردن

هماهنگی های لازم را انجام دادن

Ex:

او قول داد که رسیدگی کند به پیدا کردن جایگزینی برای تجهیزات شکسته.

اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: Before accepting the job offer , he took a moment to think about his long-term career goals .

قبل از پذیرش پیشنهاد کار، او لحظه‌ای را صرف فکر کردن به اهداف شغلی بلندمدت خود کرد.