افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' - انجام یک عمل (درباره)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to be the reason for a specific incident or result

باعث چیزی شدن
رهبری مثبت موجب تغییر فرهنگی در شرکت شد.
to happen, often unexpectedly

به وقوع پیوستن, اتفاق افتادن
تأخیر غیرمنتظره به دلیل شرایط آبوهوایی شدید رخ داد.
to continue or start an activity

شروع به انجام کاری کردن
او تصمیم گرفت با ایجاد یک برنامهریزی مطالعه دقیق، ادامه دهد به مطالعه برای امتحان.
to happen again, especially in a repeated manner

به طور مکرر اتفاق افتادن
رکودهای اقتصادی تمایل دارند که عدم قطعیتها را در دنیای کسبوکار به گردش درآورند.
to start a task, action, or process with determination and inspiration

با اشتیاق کاری را شروع کردن
آنها شروع کردند به تمیز کردن تمام خانه قبل از رسیدن مهمانهایشان.
to cause damage to something or someone

به کسی آسیب رساندن, کسی را زخمی کردن
دزدها داخل خانه متروکه را ویران کردند.
to laugh so hard that one's entire body moves somewhat uncontrollably

بیاختیار خندین
به محض اینکه شروع به تقلید از رئیس کرد، کارمندان دفتر از خنده رودهبر شدند، و تقلید او را بسیار خندهدار یافتند.
to engage in silly or playful behavior, typically when one should be focused on work or other responsibilities

احمقانه رفتار کردن
هفته گذشته، به جای مطالعه، آنها در کتابخانه بازیگوشی میکردند، که تمرکز را برای دیگران دشوار میکرد.
to make arrangements for something to be addressed or completed

هماهنگی های لازم را انجام دادن
من رسیدگی خواهم کرد به تعمیر نشتی سقف هفته آینده.
to take a person or thing's situation and circumstances into account while making decisions

در نظر گرفتن
به عنوان یک مدیر، شما باید به رفاه کارمندان خود فکر کنید.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' | |||
|---|---|---|---|
| آغاز یا شروع (به) | ورود یا برخورد (به) | درگیر یا تجربه کردن (در) | سایر (به) |
| مدیریت یا کمک (به) | دیگران (به) | انجام یک عمل (درباره) | خواستن (برای) |
| نشان دادن عشق، حمایت یا موافقت (برای) | دیگران (برای) | ||