باعث چیزی شدن
کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
باعث چیزی شدن
کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.
شروع به انجام کاری کردن
معلم توضیح داد که چگونه پیش برویم تا تکلیف پیچیده ریاضی را گام به گام کامل کنیم.
به طور مکرر اتفاق افتادن
پس از حل مسئله، به نظر میرسید که همان مشکلات تکرار خواهند شد به صورت دورهای.
با اشتیاق کاری را شروع کردن
او شروع کرد به تعمیر نرده شکسته با جمع آوری ابزار و موادش.
به کسی آسیب رساندن
او توسط یک گروه زورگو در خیابان کتک خورد.
بیاختیار خندین
بداههپردازی بامزه کمدین باعث شد تماشاگران به شدت بخندند و اجرایی به یاد ماندنی خلق کرد.
احمقانه رفتار کردن
افرادی که اغلب در محل کار وقت تلف میکنند ممکن است سطح بهرهوری خود را در معرض خطر ببینند.
هماهنگی های لازم را انجام دادن
او قول داد که رسیدگی کند به پیدا کردن جایگزینی برای تجهیزات شکسته.
در نظر گرفتن
قبل از پذیرش پیشنهاد کار، او لحظهای را صرف فکر کردن به اهداف شغلی بلندمدت خود کرد.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Into', 'To', 'About', و 'For' | |||
|---|---|---|---|
| شروع یا آغاز (به) | ورود یا برخورد (به) | درگیر کردن یا تجربه کردن (به) | دیگران (به) |
| مدیریت یا کمک (به) | دیگران (به) | انجام یک عمل (درباره) | خواستن (برای) |
| نشان دادن عشق، حمایت، یا موافقت (برای) | دیگران (برای) | ||