فهرست واژگان سطح C2 - غذا و نوشیدنی

در اینجا شما تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد غذا و نوشیدنی ها را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
to gorge [فعل]
اجرا کردن

پرخوری کردن

Ex: In the aftermath of the successful harvest , the community came together to gorge on a bountiful harvest feast .

پس از برداشت موفق، جامعه برای پرخوری در یک ضیافت برداشت فراوان گرد هم آمدند.

to nosh [فعل]
اجرا کردن

میان وعده سبک خوردن

Ex: While waiting for the train , travelers would nosh on grab-and-go sandwiches and salads from the station cafe .

در حالی که منتظر قطار بودند، مسافران از کافه ایستگاه ساندویچ و سالادهای آماده می‌خوردند.

to tuck in [فعل]
اجرا کردن

با اشتیاق و اشتها خوردن

Ex: The family gathered around the dinner table , eager to tuck in to the delicious homemade lasagna that filled the air with its savory aroma .

خانواده دور میز شام جمع شدند، مشتاق برای با اشتها خوردن لازانیای خوشمزه خانگی که هوا را با عطر دلپذیرش پر کرده بود.

to imbibe [فعل]
اجرا کردن

نوشیدن

Ex: Last night , the revelers imbibed a selection of fine wines and spirits at the upscale event .

دیشب، میهمانان نوشیدند از انتخاب شراب‌ها و نوشیدنی‌های روح‌افزای در مراسم لوکس.

to crunch [فعل]
اجرا کردن

قرچ قرچ خوردن

Ex: She crunched the hard candy in her mouth , savoring the flavor .

او آبنبات سفت را در دهانش خرد کرد، از طعم آن لذت برد.

to wolf [فعل]
اجرا کردن

بلعیدن

Ex: The enthusiastic foodie could n't help but wolf the gourmet burger with delight at the trendy restaurant .

خوراک‌شناس مشتاق نتوانست از بلعیدن با لذت برگر گورمه در رستوران شیک خودداری کند.

to swig [فعل]
اجرا کردن

به یک‌باره نوشیدن

Ex: The traveler , parched from the journey , swigged from a bottle of water upon reaching the destination .

مسافر، که از سفر تشنه شده بود، با رسیدن به مقصد از یک بطری آب جرعه‌ای نوشید.

to lap up [فعل]
اجرا کردن

قلپ قلپ خوردن

Ex: The elderly cat , with a gentle purr , slowly lapped up water from its dish .

گربه پیر، با خرخر ملایم، به آرامی آب را از ظرفش لیس می‌زد.

to chug [فعل]
اجرا کردن

سر کشیدن

Ex: At the party , they played a game where participants had to chug a mug of beer without stopping .

در مهمانی، آنها بازی کردند که در آن شرکت‌کنندگان باید یک لیوان آبجو را بدون توقف سر می‌کشیدند.

to quaff [فعل]
اجرا کردن

سر کشیدن (نوشیدنی)

Ex: In the cozy cafe , customers quaffed steaming mugs of coffee , enjoying the aromatic and comforting beverage .

در کافه دنج، مشتریان فنجان‌های بخارده قهوه را با ولع نوشیدند، از نوشیدنی معطر و آرامش‌بخش لذت بردند.

to sup [فعل]
اجرا کردن

خوردن مایعات یا نوشیدن چیزی

Ex: As the sun sets , the friends gather around the campfire to sup on mugs of hot cocoa .

همانطور که خورشید غروب می‌کند، دوستان دور آتش کمپ جمع می‌شوند تا بنوشند فنجان‌های کاکائوی داغ.

to guzzle [فعل]
اجرا کردن

زیاد نوشیدن

Ex: After the long hike , they sat around the campfire and guzzled hot cocoa .

بعد از پیاده‌روی طولانی، آنها دور آتش کمپ نشستند و کاکائوی داغ را با ولع نوشیدند.

to swill [فعل]
اجرا کردن

بیش از حد نوشیدن

Ex: The festival attendees swilled mugs of ale as they enjoyed the live music .

شرکت‌کنندگان در جشنواره در حالی که از موسیقی زنده لذت می‌بردند، لیوان‌های آبجو را سر می‌کشیدند.

chutney [اسم]
اجرا کردن

چاشنی هندی متشکل از میوه و ادویه

Ex: The mint chutney provided a refreshing contrast to the spicy samosas .

چاتنی نعنا تضاد طراوت‌بخشی با سمبوسه‌های تند ایجاد کرد.

binge [اسم]
اجرا کردن

زیاده‌روی (در خوردن یا نوشیدن)

Ex: The culture of binge drinking among college students is a growing concern for health authorities .

فرهنگ نوشیدن افراطی در میان دانشجویان دانشگاه نگرانی فزاینده‌ای برای مقامات بهداشتی است.

commis [اسم]
اجرا کردن

سرآشپز جوان

Ex: The commis worked tirelessly to keep the kitchen organized and stocked with fresh ingredients .

کومی بی‌وقفه کار کرد تا آشپزخانه را منظم و پر از مواد تازه نگه دارد.

antipasto [اسم]
اجرا کردن

پیش‌غذای ایتالیایی

Ex: The chef showcased his creativity by crafting an innovative antipasto board , incorporating exotic ingredients and artisanal cheeses .

سرآشپز با تهیه یک تخته آنتی پاستو نوآورانه، که شامل مواد اولیه عجیب و غریب و پنیرهای دست ساز بود، خلاقیت خود را به نمایش گذاشت.

wholefood [اسم]
اجرا کردن

غذای طبیعی

Ex:

به عنوان بخشی از ابتکار سلامتی آنها، کافه تریای شرکت شروع به ارائه گزینه‌های گسترده‌تری از غذاهای کامل برای کارکنان کرد.

اجرا کردن

غذای سالم خوردن

Ex: Following a clean eating regimen , he felt more energized and experienced improvements in his digestion and sleep patterns .

با پیروی از یک رژیم غذایی پاک، او احساس انرژی بیشتری کرد و بهبود در هضم و الگوهای خواب خود را تجربه کرد.

buttery [اسم]
اجرا کردن

انباری برای مشروبات الکلی

Ex: As part of the renovation , the homeowners converted the cellar into a modern buttery for both wine and gourmet provisions .

به عنوان بخشی از نوسازی، صاحبان خانه زیرزمین را به یک انباری مشروبات الکلی مدرن برای هر دو شراب و مواد غذایی گورمه تبدیل کردند.

delectable [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: She prepared a delectable seafood pasta dish that left everyone wanting more .

او یک غذای خوشمزه پاستای غذاهای دریایی آماده کرد که همه را مشتاق بیشتر کرد.

epicurean [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: They prepared an epicurean feast of crab cakes , filet mignon , and chocolate soufflé for their guests .

آنها یک ضیافت اپیکوری از کیک خرچنگ، فیله میگنون و سوفله شکلاتی برای مهمانانشان آماده کردند.

culinary [صفت]
اجرا کردن

مربوط به آشپزی

Ex: He admired the culinary skills of the chef as they watched a cooking show on television .

او به مهارت‌های آشپزی سرآشپز در حالی که یک نمایش آشپزی را در تلویزیون تماشا می‌کردند، تحسین کرد.

scrumptious [صفت]
اجرا کردن

بسیار خوش‌طعم

Ex: The bakery displayed an array of scrumptious pastries , tempting customers with their sweet delights .

نانوایی مجموعه‌ای از شیرینی‌های خوشمزه را به نمایش گذاشت که با لذت‌های شیرین خود مشتریان را وسوسه می‌کرد.

corkage [اسم]
اجرا کردن

هزینه بطری شرابی که از خارج رستوران تهیه شده باشد

Ex: To avoid the high corkage charges , we opted to enjoy our champagne in the hotel room instead of the dining hall .

برای اجتناب از هزینه‌های بالای باز کردن بطری، ما انتخاب کردیم که شامپاین خود را در اتاق هتل به جای سالن غذاخوری لذت ببریم.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement