مطمئن بودن
او شرط بست که تیم مورد علاقهاش امسال قهرمانی را خواهد برد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره اطمینان و عدم اطمینان، مانند "سردرگمی"، "اجتناب ناپذیر"، "بتنی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس لازم است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مطمئن بودن
او شرط بست که تیم مورد علاقهاش امسال قهرمانی را خواهد برد.
اطمینان
دانشمند نتایج را با اطمینان ارائه کرد، زیرا آزمایشها به طور کامل تست شده بودند.
اعتمادبهنفس
او از زمانی که کار جدیدش را شروع کرده است، اعتماد به نفس زیادی به دست آورده است.
آشفتگی
اشتباه در بلیتها باعث سردرگمی در ورودی شد.
معتقد
او یک محیطزیستگرای متقاعد شده است که کاملاً خارج از شبکه زندگی میکند.
اطمینان حاصل کردن
چکلیست اطمینان میدهد که همه وظایف لازم تکمیل شدهاند.
صریح
برای جلوگیری از اختلافات آینده، قرارداد به صراحت تعهدات هر طرف را در شرایط قطعی تعریف کرد.
گمان کردن
به عنوان یک مدیر، مهم است که به وضوح بیان کنید چه چیزی از تیم خود انتظار دارید.
پیشبینی کردن
تحلیلگر از روندها و الگوها برای پیشبینی افزایش تقاضای مصرفکننده استفاده کرد.
تعلل کردن
در مواجهه با سوال غیرمنتظره، نامزد برای لحظهای درنگ کرد، کلماتش را با دقت انتخاب کرد قبل از پاسخ دادن.
اجتنابناپذیر
با ابرهای بارانی سنگینی که در بالای سرمان در حال تجمع بودند، به نظر میرسید که به زودی باران ببارد اجتناب ناپذیر است.
احتمال
احتمال بارندگی فردا 70 درصد است.
بهطریقی
او کلیدهایش را گم کرد اما به نحوی وارد خانه شد.
حدس زدن
بدون جزئیات واضح، آنها فقط میتوانستند درباره علت قطعی ناگهانی برق حدس بزنند.
حدس زدن
او چیزی نگفت، اما من شک دارم که او در حال برنامهریزی برای یک مهمانی غافلگیرانه به مناسبت تولد او است.
مطمئن
رفتار مطمئن او در طول ارائه، مشتریان را تحت تأثیر قرار داد و تخصص او در این زمینه را نشان داد.
حقیقی
وکیل در طول دادگاه حقایق و ارقام ملموس را ارائه داد تا استدلال خود را تقویت کند.
غیر محتمل
به نظر مشکوک میرسد که آنها پروژه را با توجه به تأخیرهای فعلی به موقع تمام کنند.
مردد
من نسبتاً مشکوک بودم، با توجه به کمبود شواهد حمایتکننده از ادعاهایش.
فرضیه
محقق فرضیه را از طریق یک سری آزمایشهای کنترلشده آزمایش کرد.
پارادوکس
مفهوم سفر در زمان یک پارادوکس ایجاد میکند، زیرا سوالاتی درباره علیت و امکان تغییر گذشته مطرح میکند.
بهطور غیرقطعی
جلسه موقتاً برای دوشنبه آینده برنامهریزی شده است، اما ممکن است تغییر کند.
تردید
عدم قطعیتها در مورد جدول زمانی پروژه تیم را نگران کرد.
بهطرز غیرقابل انکاری
استعداد او در نقاشی بیتردید قابل توجه است.
بااطمینان
او در طول مصاحبه با اطمینان صحبت کرد، هیئت را تحت تأثیر قرار داد.
پیشبینی
دانشمند یک پیشبینی درباره چگونگی تکامل فناوری جدید انجام داد.
بعید
با توجه به تاخیر همیشگی او، بعید است که به موقع برسد.
به طور قطعی
تیم در نیمه دوم بازی به طور قطع بهتر عمل کرد.