واژگان آیلتس (عمومی) - شک و یقین
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره اطمینان و عدم اطمینان، مانند "سردرگمی"، "اجتناب ناپذیر"، "بتنی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس لازم است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to express confidence or certainty in something happening or being the case

مطمئن بودن
او شرط بست که تیم مورد علاقهاش امسال قهرمانی را خواهد برد.
the state of being sure about something, usually when there is proof

اطمینان, قطعیت
دانشمند نتایج را با اطمینان ارائه کرد، زیرا آزمایشها به طور کامل تست شده بودند.
the belief in one's own ability to achieve goals and get the desired results

اعتمادبهنفس
او از زمانی که کار جدیدش را شروع کرده است، اعتماد به نفس زیادی به دست آورده است.
a state of disorder in which people panic and do not know what to do

آشفتگی, هرجومرج
اشتباه در بلیتها باعث سردرگمی در ورودی شد.
(of a person) strongly holding political or religious views

معتقد, مطمئن
او یک محیطزیستگرای متقاعد شده است که کاملاً خارج از شبکه زندگی میکند.
to make sure that something will happen

اطمینان حاصل کردن
چکلیست اطمینان میدهد که همه وظایف لازم تکمیل شدهاند.
expressed with clarity and precision, leaving no doubt as to the meaning or intention

صریح
برای جلوگیری از اختلافات آینده، قرارداد به صراحت تعهدات هر طرف را در شرایط قطعی تعریف کرد.
to think or believe that it is possible for something to happen or for someone to do something

گمان کردن, فکر کردن، انتظار داشتن
به عنوان یک مدیر، مهم است که به وضوح بیان کنید چه چیزی از تیم خود انتظار دارید.
to predict future events, based on analysis of present data and conditions

پیشبینی کردن
تحلیلگر از روندها و الگوها برای پیشبینی افزایش تقاضای مصرفکننده استفاده کرد.
to pause before saying or doing something because of uncertainty or nervousness

تعلل کردن, تردید کردن
در مواجهه با سوال غیرمنتظره، نامزد برای لحظهای درنگ کرد، کلماتش را با دقت انتخاب کرد قبل از پاسخ دادن.
unable to be prevented

اجتنابناپذیر
با ابرهای بارانی سنگینی که در بالای سرمان در حال تجمع بودند، به نظر میرسید که به زودی باران ببارد اجتناب ناپذیر است.
(mathematics) a number representing the chances of something specific happening

احتمال
in a way or by some method that is not known or certain

بهطریقی, بهنحوی
او کلیدهایش را گم کرد اما به نحوی وارد خانه شد.
to form a theory or opinion about a subject without knowing all the facts

حدس زدن
بدون جزئیات واضح، آنها فقط میتوانستند درباره علت قطعی ناگهانی برق حدس بزنند.
to think that something is probably true, especially something bad, without having proof

حدس زدن, مشکوک بودن
او چیزی نگفت، اما من شک دارم که او در حال برنامهریزی برای یک مهمانی غافلگیرانه به مناسبت تولد او است.
displaying confidence in oneself and one's capabilities

مطمئن, خاطرجمع
رفتار مطمئن او در طول ارائه، مشتریان را تحت تأثیر قرار داد و تخصص او در این زمینه را نشان داد.
according to facts instead of opinions

حقیقی, موثق، مبتنیبرواقعیت
وکیل در طول دادگاه حقایق و ارقام ملموس را ارائه داد تا استدلال خود را تقویت کند.
improbable or unlikely to happen or be the case

غیر محتمل
توضیح با توجه به همه حقایق مشکوک به نظر میرسد.
(of a person) unsure or hesitant about the credibility or goodness of something

مردد, نامطمئن
آنها پس از غیبتهای مکرر او در مورد تعهدش به تیم مشکوک بودند.
an explanation based on limited facts and evidence that is not yet proved to be true

فرضیه
محقق فرضیه را از طریق یک سری آزمایشهای کنترلشده آزمایش کرد.
a logically contradictory statement that might actually be true

پارادوکس
مفهوم سفر در زمان یک پارادوکس ایجاد میکند، زیرا سوالاتی درباره علیت و امکان تغییر گذشته مطرح میکند.
in a way that is not certain or definite and might be changed later

بهطور غیرقطعی
جلسه موقتاً برای دوشنبه آینده برنامهریزی شده است، اما ممکن است تغییر کند.
a condition or situation that is unsettled, dependent on chance, or unpredictable, often causing doubt

تردید, بلاتکلیفی
افزایش قیمت نفت عدم قطعیتهایی در اقتصاد جهانی ایجاد کرد.
in a way that is definite and cannot be rejected or questioned

بهطرز غیرقابل انکاری
استعداد او در نقاشی بیتردید قابل توجه است.
in a manner that shows strong belief in one's own skills or qualities

بااطمینان
او در طول مصاحبه با اطمینان صحبت کرد، هیئت را تحت تأثیر قرار داد.
the act of saying what one thinks is going to happen in the future or what the outcome of something will be

پیشبینی, پیشگویی
دانشمند یک پیشبینی درباره چگونگی تکامل فناوری جدید انجام داد.
having a low chance of happening or being true

بعید, غیر محتمل
با توجه به پیشرفت فعلی، بعید است که آنها پروژه را به موقع به پایان برسانند.
using the previous knowledge, reasoning, or general facts to decide the likely result of something

استنتاجی, بر اساس دانش قبلی
in a way that is certain and beyond any doubt

به طور قطعی, قطعاً
تیم در نیمه دوم بازی به طور قطع بهتر عمل کرد.
