ورزش - Lacrosse

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

لاکراس میدانی

Ex: The field lacrosse team practiced passing drills .

تیم لاکراس میدانی تمرینات پاسکاری را انجام داد.

اجرا کردن

لاکراس جعبه ای

Ex: Box lacrosse requires quick reflexes and tight teamwork due to the confined space .

لاکراس باکس به دلیل فضای محدود، نیازمند واکنش‌های سریع و کار تیمی فشرده است.

اجرا کردن

لاکراس سیکسز یک نسخه کوچک‌تر از لاکراس است که با شش بازیکن در هر تیم بازی می‌شود.

Ex: The smaller field size in lacrosse sixes encourages players to develop tighter ball control and precision passing .

اندازه کوچک‌تر زمین در لاکراس شش‌نفره بازیکنان را تشویق می‌کند تا کنترل توپ محکم‌تر و پاس‌های دقیق‌تری را توسعه دهند.

intercrosse [اسم]
اجرا کردن

اینترکروس

Ex: The soft ball in intercrosse reduces the risk of injury .

توپ نرم در اینترکروس خطر آسیب را کاهش می‌دهد.

pick [اسم]
اجرا کردن

مسدود کردن راه مدافع (به منظور فراهم آوردن فرصت برای دیگر بازیکنان)

Ex: A strategic pick can change the flow of the game in your favor .

یک انتخاب استراتژیک می‌تواند جریان بازی را به نفع شما تغییر دهد.

dodge [اسم]
اجرا کردن

جاخالی‌دادن

Ex: She 's been practicing her dodge tirelessly to become a top scorer .

او بی‌وقفه روی فرار خود کار کرده تا به یک گلزن برتر تبدیل شود.

clamp [اسم]
اجرا کردن

کلمپ

Ex: They work on their clamp drills to refine their skills before the game .

آن‌ها روی تمرینات clamp خود کار می‌کنند تا مهارت‌های خود را قبل از بازی بهبود بخشند.

feed pass [اسم]
اجرا کردن

پاس تغذیه

Ex: His feed pass found the cutter perfectly for an easy goal .

پاس تغذیه او به طور کامل برش دهنده را برای یک گل آسان پیدا کرد.

breakout [اسم]
اجرا کردن

انتقال توپ از دفاع به حمله

Ex: The defensemen work on their passing skills to facilitate smooth breakouts .

مدافعان روی مهارت‌های پاس خود کار می‌کنند تا خروج‌های روان را تسهیل کنند.

v-cut [اسم]
اجرا کردن

برش V

Ex: The coach emphasized the importance of timing when making v-cuts .

مربی بر اهمیت زمان‌بندی هنگام انجام v-cut تأکید کرد.

slide [اسم]
اجرا کردن

نوعی آرایش دفاعی (در بازی لاکراس)

Ex: Coaches emphasize the importance of communication when executing a slide .

مربیان بر اهمیت ارتباطات هنگام اجرای اسلاید تأکید می‌کنند.

flag down [اسم]
اجرا کردن

پرتاب پرچم

Ex: Coaches often remind players to stay disciplined and avoid causing a flag down situation .

مربیان اغلب به بازیکنان یادآوری می‌کنند که منضبط بمانند و از ایجاد وضعیت پرتاب پرچم خودداری کنند.

اجرا کردن

دفاع با بازیکن کمتر

Ex: The goalie made several crucial saves during their man-down defense .

دروازه‌بان چندین سیو حیاتی در طول دفاع با یک بازیکن کمتر انجام داد.

re-dodge [اسم]
اجرا کردن

ری-داج

Ex: The attacker 's re-dodge caught the defense off guard , leading to an open shot .

ری-داج مهاجم دفاع را غافلگیر کرد و منجر به شوت باز شد.

to cradle [فعل]
اجرا کردن

تکان دادن

Ex: She cradled the ball to keep it from falling out during the sprint .

او توپ را تکان داد تا در هنگام دویدن نیفتد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها