رنگها و اشکال - کلمات مرتبط با اشکال
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اشکال را یاد خواهید گرفت، مانند "صلیبی شکل"، "عدم تقارن" و "محیط".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
not having identical parts facing each other or around an axis

نامتقارن
طراحی نامتقارن ساختمان مدرن آن را در میان همسایههای متقارنترش متمایز کرد.
in a way that the two sides or halves of something do not correspond in size or shape

بهشکل نامتقارن
مدل موی او به صورت نامتقارن کوتاه شده بود، با یک طرف بلندتر از طرف دیگر برای ظاهری مدرن.
(geometry) a lack of symmetry or equivalence in shape or size between the two sides or parts of something

نامتقارنی, بیتقارنی
عدم تقارن مثلث در درس هندسه مشاهده شد.
having a shape that consists of straight sides and circular bases which are parallel

استوانهای
ظرف استوانهای ظروف آشپزخانه را مرتب ذخیره کرد و فضای روی پیشخوان را به حداکثر رساند.
having a shape like a circle

مدور, دایرهای، گرد
اثر هنری دارای الگوهای دایرهای پیچیده بود که نماد وحدت و تداوم بودند.
the distance around the external boundary of something

محیط
او محیط تنه درخت را اندازه گرفت تا سن آن را مشخص کند.
having a surface that is curved inward

مقعر, کاو
شکل مقعر کاسه آن را برای نگهداری سوپ یا غلات ایدهآل کرده بود.
resembling a cone in shape

مخروطیشکل, مخروطی
قله کوهی مخروطی با شکوه در برابر خط افق سر برافراشت، نوک تیز آن ابرها را میدرید.
having a surface that is curved outward

محدب, منحنی
دانشمند لنز کوژ را زیر میکروسکوپ بررسی کرد تا ویژگیهای آن را مطالعه کند.
shaped like a cross

صلیبی, صلیبیشکل
معبد باستانی در یک ساختار صلیبی شکل ساخته شده بود، با راهروهایی که به شکل صلیب چیده شده بودند.
having a shape that is rounded or bent rather than straight

منحنی, خمیده
موز یک میوه خمیده با پوست زرد است.
(of a straight line) joining opposite corners of a flat shape at an angle

قطری (خط), مورب، اریب
نوار مورب روی پرچم، حرکت پویایی به طراحی آن اضافه کرد.
a straight line from one side of a round object, particularly a circle, passing through the center and joining the other side

قطر (دایره)
برای محاسبه محیط دایره، باید قطر آن را بدانید و از فرمول π × قطر استفاده کنید.
a measure of the height, length, or width of an object in a certain direction

بُعد, جنبه
هنگام انتخاب مبلمان برای اتاق، او نه تنها اندازه بلکه بعد بصری آن را نیز در نظر گرفت.
(of a surface) continuing in a straight line with no raised or low parts

مسطح, صاف، هموار
هنرمند یک افق مسطح با غروب زیبایی نقاشی کرد.
the branch of mathematics that deals with the relation between the lines, angles and surfaces or the properties of the space

هندسه
هندسه برای طراحی ساختمانها و پلها ضروری است.
connected with the branch of mathematics that deals with the relationships between lines, angles and surfaces

هندسی
پیشرفت هندسی یک دنباله شامل ضرب هر جمله در یک نسبت مشترک است.
positioned across and parallel to the ground and not up or down

افقی
او قفسه کتاب را در موقعیت افقی در مقابل دیوار قرار داد.
positioned at a right angle to the horizon or ground, typically moving up or down

عمودی
او گلها را در ردیفهای عمودی در باغ کاشت.
having an elongated shape as an oval

به شکل مستطیل دورگِرد
آینه بیضی شکل روی دیوار به اتاق عمق بخشید و آن را بزرگتر نشان داد.
having an equal distance from each other at every point

موازی
او ماشینش را موازی با جدول پارک کرد.
the total length of the external boundary of something

محیط (هندسه)
پروژه علمی از دانشآموزان میخواست که یک مدل آتشفشان بسازند و محیط پایه آن را برای تحلیل پایداری اندازهگیری کنند.
having a circular shape, often spherical in appearance

گرد
ساعت گرد روی دیوار با ریتم منظمش دقیقهها را میشمرد.
having a particular structure or external form

دارای شکل بهخصوص
کیک به شکل یک قلعه برای جشن تولد با تم پرنسس شکل داده شده بود.
resembling a sphere or a ball in shape

کروی
کروی گوی برفی حاوی یک صحنه زمستانی مینیاتوری با دانههای برف چرخان بود.
having a shape that winds around a central point or axis

مارپیچ
در بازکن دارای پیچ مارپیچی بود که به راحتی در چوب پنبه نفوذ میکرد.
having four even sides and four right angles, forming a shape resembling a regular square

مربعشکل, چهارگوش
قاب پنجره مربع منظرهای نقاشیگونه از باغ بیرون را قاب گرفته بود.
continuing in a direct line without deviation or curvature

صاف
کوهنوردان یک مسیر مستقیم را در بیابان دنبال کردند.
a flat shape or form that exists only on a surface, and has length and width, but no depth or thickness

جسم دوبعدی
a geometric shape or form that has length, width, and depth, and occupies physical space

جسم سهبعدی
(geometry) any of the two-dimensional faces of a three-dimensional figure

وجه (هندسه)
مساحت هر سطح منشور مستطیل شکل را محاسبه کنید.
having two sides or halves that correspond to one another in shape or size

متقارن
چهره او دارای ویژگیهای متقارن بود، با چشمان، بینی و لبهایی که به طور یکنواخت متعادل بودند.
rounded in shape but wider in one direction, such as the shape of an egg

بیضیشکل
میز بیضی شکل یک محیط دنج برای گردهماییهای صمیمی فراهم کرد، با شکل کشیدهاش که امکان نشستن راحت را فراهم میکرد.
in a way that the two sides or halves of something correspond in size or shape

بهشکل متقارن
مبلمان در اتاق به صورت متقارن چیده شده بود، که یک چیدمان هماهنگ ایجاد میکرد.
the study of 2-dimensional figures and their properties on a flat surface

هندسه صفحه, هندسه مسطحه
معمار از اصول هندسه مسطحه برای طراحی چیدمان کف استفاده کرد.
the quality of having two halves that are exactly the same, which are separated by an axis

تقارن
معماران اغلب از تقارن برای ایجاد ساختمانهای متعادل بصری استفاده میکنند.
shaped like a triangle, with three sides and three angles

مثلثی, سهضلعی، سهگوش
پنجره دارای شیشههای رنگی مثلثی شکل بود.
shaped like a rectangle, with four right angles

مستطیلی, مستطیلشکل
آنها یک فرش مستطیلشکل برای اتاق نشیمن خریدند.
the outer form or edges of something or someone

شکل, فرم، ساختار
لوگوی شرکت یک شکل شش ضلعی متمایز است که وحدت و قدرت را نشان میدهد.
the shape of someone or something, especially the outline

فرم, بروننما، طرح کلی، شکل
هنرمند بر روی ثبت فرم انسانی در آخرین نقاشی خود تمرکز کرد.
| رنگها و اشکال | |||
|---|---|---|---|
| خطوط، زوایا و منحنی ها | کلمات مرتبط با اشکال | ||
