علوم انسانی SAT - Evil

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شر را یاد خواهید گرفت، مانند "stigma"، "vanity"، "heinous" و غیره، که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم انسانی SAT
monstrosity [اسم]
اجرا کردن

هولناکی

Ex: Her betrayal of her closest friend was seen as a monstrosity by everyone who knew them .

خیانت او به نزدیکترین دوستش توسط همه کسانی که آنها را می‌شناختند به عنوان یک وحشت دیده شد.

prejudice [اسم]
اجرا کردن

تبعیض

Ex: She faced prejudice in the workplace due to her gender .

او به دلیل جنسیت خود با پیشداوری در محل کار مواجه شد.

stigma [اسم]
اجرا کردن

لکه ننگ

Ex: Mental illness still carries a stigma in many communities .

بیماری روانی هنوز در بسیاری از جوامع ننگ به همراه دارد.

vanity [اسم]
اجرا کردن

غرور

Ex: He showed vanity by frequently flaunting his academic achievements .

او با نمایش مکرر دستاوردهای تحصیلی‌اش خودبینی نشان داد.

scheme [اسم]
اجرا کردن

دسیسه

Ex: His scheme involved creating fake documents to access restricted areas .

طرح او شامل ایجاد مدارک جعلی برای دسترسی به مناطق محدود شده بود.

treason [اسم]
اجرا کردن

خیانت

Ex: In their tight-knit community , spreading harmful rumors was considered a form of treason .

در جامعه محکم آنها، پخش شایعات مضر به عنوان نوعی خیانت در نظر گرفته می‌شد.

اجرا کردن

ترور

Ex: The assassination of the archduke was a key event that triggered the start of the war .

ترور آرشیدوک رویدادی کلیدی بود که آغاز جنگ را رقم زد.

corruption [اسم]
اجرا کردن

فساد

Ex: She worried about the corruption of her child 's values due to peer pressure at school .

او نگران فساد ارزش‌های فرزندش به دلیل فشار همسالان در مدرسه بود.

notoriety [اسم]
اجرا کردن

بدنامی

Ex: The politician 's notoriety was due to a series of controversial and unethical decisions .

شهرت سیاستمدار به دلیل یک سری تصمیمات جنجالی و غیراخلاقی بود.

brute [اسم]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The villain in the story was portrayed as a brute who took pleasure in others ' suffering .

شرور در داستان به عنوان یک وحشی به تصویر کشیده شد که از رنج دیگران لذت می‌برد.

collusion [اسم]
اجرا کردن

تبانی

Ex: The detective suspected collusion in the criminal network operating in the city .

کارآگاه به تبانی در شبکه جنایی فعال در شهر مشکوک بود.

اجرا کردن

فریبکاری

Ex: The novel 's plot revolves around the deceitfulness of the main character .

طرح رمان حول فریبکاری شخصیت اصلی می‌چرخد.

ruse [اسم]
اجرا کردن

نیرنگ

Ex: The army deployed a strategic ruse to lure the enemy into a trap .

ارتش یک حیله استراتژیک را به کار برد تا دشمن را به دام بکشاند.

humiliation [اسم]
اجرا کردن

تحقیر

Ex: Her humiliation was profound when the entire community learned of her secret .

تحقیر او عمیق بود زمانی که تمام جامعه از راز او مطلع شدند.

injustice [اسم]
اجرا کردن

بی‌عدالتی

Ex: Despite their efforts to seek justice , they were met with further injustice from the corrupt authorities .
deviation [اسم]
اجرا کردن

انحراف

Ex: The study examined the causes of behavioral deviation in adolescents .

مطالعه علل انحراف رفتاری در نوجوانان را بررسی کرد.

cruelty [اسم]
اجرا کردن

ظلم

Ex: The cruelty he showed towards the animals led to his arrest .

خشونتی که او نسبت به حیوانات نشان داد منجر به دستگیری او شد.

atrocity [اسم]
اجرا کردن

وحشیگری

Ex: She could not believe the atrocity of the crimes committed against innocent civilians .

او نمی‌توانست وحشیگری جنایت‌های انجام شده علیه غیرنظامیان بی‌گناه را باور کند.

savagery [اسم]
اجرا کردن

وحشیگری

Ex: Her memoir recounted the savagery she experienced during the war .

خاطرات او از وحشیگری که در جنگ تجربه کرد حکایت داشت.

deceptive [صفت]
اجرا کردن

فریبنده

Ex: A deceptive smile may hide the person 's true feelings or intentions .

یک لبخند فریبنده ممکن است احساسات یا نیات واقعی فرد را پنهان کند.

devious [صفت]
اجرا کردن

گمراه‌کننده

Ex: His devious methods of avoiding responsibility only made the situation worse .

روش‌های فریبنده او برای اجتناب از مسئولیت فقط وضعیت را بدتر کرد.

fraudulent [صفت]
اجرا کردن

کلاه‌بردار

Ex: The fraudulent emails claiming to be from the bank requested personal information for identity theft .

ایمیل‌های کلاهبرداری که ادعا می‌کردند از طرف بانک هستند، اطلاعات شخصی برای سرقت هویت درخواست می‌کردند.

اجرا کردن

ریاکار

Ex: The politician 's speech condemning corruption was seen as hypocritical , given his own history of accepting bribes .

سخنرانی سیاستمدار که فساد را محکوم می‌کرد، با توجه به سابقه خودش در قبول رشوه، منافقانه تلقی شد.

اجرا کردن

بی‌وجدان

Ex: The unscrupulous businessman exploited his employees and cheated his customers .

تاجر بی‌وجدان کارمندانش را استثمار کرد و مشتریانش را فریب داد.

heinous [صفت]
اجرا کردن

شریر

Ex: The heinous cruelty towards animals sparked outrage among animal rights activists .

ظلم زشت نسبت به حیوانات خشم فعالان حقوق حیوانات را برانگیخت.

dismissive [صفت]
اجرا کردن

تحقیرآمیز، بی‌اعتنا

Ex: Their dismissive remarks about the project undermined the team 's morale .

اظهارات تحقیرآمیز آنها درباره پروژه روحیه تیم را تضعیف کرد.

oppressive [صفت]
اجرا کردن

سرکوبگر

Ex: The oppressive government regime suppressed freedom of speech .

رژیم دولتی سرکوبگر آزادی بیان را سرکوب کرد.

malicious [صفت]
اجرا کردن

بدجنس

Ex: The bully 's malicious behavior towards his classmates led to disciplinary action by the school .

رفتار بدخواهانه زورگو نسبت به همکلاسی‌هایش منجر به اقدام انضباطی توسط مدرسه شد.

unwarranted [صفت]
اجرا کردن

بی‌وجه

Ex: His unwarranted accusations caused a lot of unnecessary stress and tension .

اتهامات بی‌اساس او باعث استرس و تنش زیادی شد.

fiendish [صفت]
اجرا کردن

شیطانی

Ex: His fiendish laughter echoed through the dark , abandoned building .

خنده شیطانی او در ساختمان تاریک و متروکه طنین انداز شد.

glib [صفت]
اجرا کردن

زبان‌باز

Ex: Her glib demeanor masked her true intentions .

رفتار سطحی او نیات واقعی اش را پنهان می‌کرد.

vulgar [صفت]
اجرا کردن

عامیانه

Ex: The vulgar gesture he made was inappropriate for a formal setting .

حرکت عامیانه‌ای که او انجام داد برای یک محیط رسمی نامناسب بود.

sordid [صفت]
اجرا کردن

فرومایه

Ex: They were dismayed by the sordid practices revealed in the audit .

آنها از روش‌های پست آشکار شده در حسابرسی وحشت زده شدند.

infamous [صفت]
اجرا کردن

بدنام

Ex: The company became infamous for its unethical business practices .

شرکت به دلیل روش‌های غیراخلاقی کسب‌وکارش بدنام شد.

unethical [صفت]
اجرا کردن

غیر اخلاقی

Ex: Unethical behavior in the workplace can lead to a toxic environment .

رفتار غیراخلاقی در محل کار می‌تواند منجر به یک محیط سمی شود.

outrageous [صفت]
اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: Her outrageous decision to quit her job without notice shocked her colleagues .

تصمیم تکان‌دهنده او برای ترک کار بدون اطلاع قبلی همکارانش را شوکه کرد.

اجرا کردن

بحث‌برانگیز

Ex: Some of the controversial ideas in the article were challenged by experts .

برخی از ایده‌های جنجالی در مقاله توسط متخصصان به چالش کشیده شدند.

contentious [صفت]
اجرا کردن

ستیزآفرین

Ex: The contentious topic of immigration reform led to protests and demonstrations .

موضوع جنجالی اصلاحات مهاجرتی به اعتراضات و تظاهرات منجر شد.

gory [صفت]
اجرا کردن

خونین

Ex:

نبرد با جزئیات خونین به تصویر کشیده شد، که کمکی به تخیل نمی‌کرد.

to trick [فعل]
اجرا کردن

گول زدن

Ex: The con artist tricked the elderly couple into giving them their life savings with promises of fake investments .

کلاهبردار با وعده‌های سرمایه‌گذاری جعلی، زوج سالخورده را فریب داد تا پس‌انداز عمرشان را به او بدهند.

to purport [فعل]
اجرا کردن

ادعا کردن

Ex: The website purports to offer exclusive deals , but many of them are not genuine .

وبسایت ادعا می‌کند که پیشنهادهای انحصاری ارائه می‌دهد، اما بسیاری از آنها واقعی نیستند.

to betray [فعل]
اجرا کردن

خیانت کردن

Ex: He betrayed his business partners by secretly negotiating with their competitors behind their backs .

او با مذاکره پنهانی با رقبای آنها پشت سرشان، به شرکای تجاری خود خیانت کرد.

اجرا کردن

نارو زدن

Ex:

مغز متفکر پشت سرقت با دقت برنامه ریزی کرد تا با ترتیب دادن مخفیانه دستگیری آنها پس از انجام کار، به گروه خود خیانت کند.

اجرا کردن

کشتار کردن

Ex: The conquerors mercilessly slaughtered those who resisted their invasion .

فاتحان بی‌رحمانه کسانی را که در برابر تهاجمشان مقاومت می‌کردند قتل‌عام کردند.

to despoil [فعل]
اجرا کردن

غارت کردن

Ex: Raiders despoiled the town and carried off precious artifacts .
to violate [فعل]
اجرا کردن

نقض کردن

Ex: She felt that her boundaries were violated when they entered her room without asking .

او احساس کرد که حریمش نقض شده است وقتی که آنها بدون اجازه وارد اتاقش شدند.

اجرا کردن

جعل کردن

Ex: He was caught trying to counterfeit the signatures on the documents .

او هنگام تلاش برای جعل امضاها روی اسناد دستگیر شد.

اجرا کردن

سرقت ادبی کردن

Ex: The website was taken down for plagiarizing images from various artists without obtaining permission .

وبسایت به دلیل سرقت تصاویر از هنرمندان مختلف بدون کسب اجازه، حذف شد.

اجرا کردن

بازیچه گرفتن

Ex: He manipulated the stock market by spreading false rumors to drive up the price of a certain stock .

او با پخش شایعات دروغین برای افزایش قیمت یک سهام خاص، بازار سهام را دستکاری کرد.

notoriously [قید]
اجرا کردن

با بدنامی

Ex: The city 's traffic was notoriously congested during rush hours .

ترافیک شهر در ساعات شلوغی به بدنامی گرفتار بود.