علوم انسانی SAT - Evil
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شر را یاد خواهید گرفت، مانند "stigma"، "vanity"، "heinous" و غیره، که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an action, behavior, or entity that is extremely wicked, evil, or morally reprehensible

هولناکی, وحشیگری
رویداد تاریخی به عنوان یک وحشت به دلیل مقیاس عظیم رنج انسانی که ایجاد کرد، به یاد میآید.
an unreasonable opinion or judgment based on dislike felt for a person, group, etc., particularly because of their race, sex, etc.

تبعیض, پیشداوری
رمان به بررسی موضوعات پیشداوری و نابرابری اجتماعی میپردازد.
the state of being reluctant to accept ideas, thoughts, or behaviors that differ from one's own

تعصب, نابردباری
a mark of shame attached to a person or condition, often resulting in exclusion or discrimination

لکه ننگ
طلاق گرفته بودن قبلاً یک ننگ بود، اما نگرشها تغییر کردهاند.
the act of taking excessive pride in one's own achievements or abilities

غرور, خودبزرگبینی
او نمیتوانست خودبینی خود را پنهان کند وقتی در مورد آخرین ارتقاء شغلیاش صحبت میکرد.
a secret plan, particularly one that is made to deceive other people

دسیسه
طرح مخفی پس از ماهها تحقیق فاش شد.
the act of betraying someone or something's trust or loyalty

خیانت, جنایت خیانت
خیانت به رازهای مشترکشان در چشم او عملی غیرقابل بخشش از خیانت بود.
the deliberate killing of a famous or important person, often for political or ideological reasons

ترور, قتل عمد
فیلم تاریخی ترور نخستوزیر و پیامدهای آن را به تصویر کشید.
the process of abandoning moral principles and behaving immorally

فساد, تباهی
او ادعا کرد که سکس و خشونت در تلویزیون منجر به فساد جوانان شده است.
the state of having a widespread negative reputation due to a bad or disapproving behavior or characteristic

بدنامی
اقدامات او با بدنامی مشخص شد، که او را به موضوع انتقاد عمومی تبدیل کرد.
a person who is cruel, violent, or lacking in human sensibility

وحشی, خشن
او به دلیل رفتار پرخاشگرانهاش به عنوان یک وحشی دیده میشد.
secret agreement particularly made to deceive people

تبانی, توطئه
تبانی بین اعضای کمیته منجر به روشهای ناعادلانه مناقصه شد.
the quality of being dishonest and misleading

فریبکاری, نیرنگ
او دیگر نمیتوانست فریبکاری او را تحمل کند و تصمیم گرفت رابطهشان را پایان دهد.
a cunning or deceptive strategy or action intended to deceive or trick someone

نیرنگ, حیله، خدعه، مکر
او حیله او را دید و از تأثیرپذیری از تاکتیکهای فریبندهاش خودداری کرد.
the state of being made to feel ashamed or losing respect and dignity, often in front of others

تحقیر, خفت
او به دلیل تحقیر ناشی از رسوایی از رویدادهای اجتماعی اجتناب میکرد.
a behavior or treatment that is unjust and unfair

بیعدالتی
او زندگی خود را وقف مبارزه با بیعدالتی اجتماعی و دفاع از حقوق ستمدیدگان کرد.
separation from accepted norms, standards, or expected patterns of conduct

انحراف, تخلف
جامعه سختگیر هیچ انحرافی از ارزشهای سنتی خود را تحمل نمیکرد.
a deliberate action or treatment that causes physical or mental pain or suffering in others

ظلم
خشونت وارد شده به زندانیان بعداً در رسانهها افشا شد.
the extreme brutality of an action or behavior

وحشیگری, خشونت
مستند وحشیگری قاچاق انسان و تأثیر ویرانگر آن بر قربانیان را برجسته کرد.
a violent act marked by extreme cruelty and aggression

وحشیگری, بربریت
بازماندگان وحشیگریای را که در طول حمله متحمل شدند توصیف کردند.
giving an impression that is misleading, false, or deceitful, often leading to misunderstanding or mistaken belief

فریبنده
افتادن در دام طرحهای فریبنده میتواند منجر به ضررهای مالی و ناامیدی شود.
causing someone to have a wrong idea or impression, usually by giving incomplete or false information

گمراهکننده
آنها فهمیدند که تبلیغات فریبنده شرکت هزینه واقعی محصول را پنهان میکرد.
dishonest or deceitful, often involving illegal or unethical actions intended to deceive others

کلاهبردار
اظهارنامه مالیاتی متقلبانه ارائه شده توسط حسابدار منجر به حسابرسی توسط IRS شد.
acting in a way that is different from what one claims to believe or value

ریاکار, متظاهر
منافقانه است که شرکت در تبلیغات خود برابری را ترویج میکند در حالی که به کارمندان زن کمتر از همتایان مردشان پرداخت میکند.
having no moral principles and willing to do anything to achieve one's goals

بیوجدان, بیمرام
سیاستمدار بیوجدان در ازای لطفها رشوه پذیرفت، و به اعتماد مردمی که به او رأی داده بودند خیانت کرد.
extremely evil or shockingly wicked in a way that deeply disturbs or offends

شریر
خیانت زشت او به نزدیکترین دوستش، زخمی ماندگار بر رابطهشان گذاشت.
showing a lack of interest or respect by ignoring or minimizing someone or something's importance

تحقیرآمیز، بیاعتنا
پاسخ بیاعتنا او به سوال نشان میداد که نمیخواهد در مورد آن صحبت کند.
having an unfair or harsh control over others, often involving cruelty or severe restrictions

سرکوبگر, ستمگر
سیستم مالیاتی سرکوبگر بار نامناسبی بر دوش خانوادههای کمدرآمد گذاشت.
intending to cause harm or distress to others

بدجنس, کینهتوز
آتشزن با قصد بدخواهانه ساختمان را به آتش کشید تا ویرانی ایجاد کند.
unfair and lacking a valid reason

بیوجه, ناحق
ترس او از شکست پروژه بیاساس بود و بر اساس اطلاعات نادرست استوار بود.
wickedly cruel and inhuman

شیطانی, بی رحم
کارآگاه برای باز کردن توطئه شیطانی بافته شده توسط مغز متفکر تلاش کرد.
persuasive in a way that is deceitful

زبانباز, چربزبان، متملق
گفتگوی او سطحی بود، به راحتی همکلاسیهایش را گمراه میکرد.
having an indecent quality or being socially unacceptable in expression

عامیانه, ناشایست
رفتار بیادبانه او نسبت به زنان برایش شهرت زنستیز به ارمغان آورد.
relating to a disgraceful and corrupted action

فرومایه, پست، کثیف
مستند کثیف استثمار پشت موفقیت شرکت را افشا کرد.
well-known for a bad quality or deed

بدنام, رسوا
سخنرانی بدنام سیاستمدار خشم و جنجال سراسری را برانگیخت.
involving behaviors, actions, or decisions that are morally wrong

غیر اخلاقی
او معتقد بود که دستکاری دادهها برای برآورده کردن معیارهای تحقیق غیراخلاقی است.
extremely unusual or unconventional in a way that is shocking

غیر متعارف
ادعای توهینآمیز سیاستمدار با شک و تردید مواجه شد.
causing a lot of strong public disagreement or discussion

بحثبرانگیز, مشاجرهانگیز
او ادعای جنجالیای درباره مزایای سلامتی این رژیم غذایی مطرح کرد.
causing disagreement or controversy among people

ستیزآفرین
بحث جنجالی درباره سیاست بهداشت و درمان بر دستور کار سیاسی غالب شد.
involving a lof of blood and violence

خونین, خشونتآمیز
صحنههای خونین جنگ در رمان تصویری وحشیانه از درگیری را ترسیم کرد.
to deceive a person so that they do what one wants

گول زدن, گمراه کردن، فریب دادن
مراقب ایمیلهایی باشید که سعی میکنند با فریب شما را وادار به افشای اطلاعات شخصی یا کلیک روی لینکهای مخرب کنند.
to claim or suggest something, often falsely or without proof

ادعا کردن, مدعی شدن
برخی از سیاستمداران ادعا میکنند که از سیاستهای خاصی حمایت میکنند، اما اقداماتشان با گفتههایشان در تضاد است.
to be disloyal to a person, a group of people, or one's country by giving information about them to their enemy

خیانت کردن, لو دادن
خائن به دلیل خیانت به همرزمانش به دشمن در زمان جنگ اعدام شد.
to betray a person that one is in cooperation with, often when they want to do something illegal together

نارو زدن, رکب زدن
به او اعتماد نکنید؛ او به خیانت به شرکایش وقتی که به نفع خودش باشد معروف است.
to kill a large number of people, often in a harsh and heartless manner

کشتار کردن, ذبح کردن
در حمله تروریستی، افراطیها قصد کشتار غیرنظامیان بیگناه را داشتند.
to take valuables by force

غارت کردن
قلعه در طول شورش توسط غارتگران غارت شد.
to not respect someone's rights, privacy, or peace

نقض کردن, تجاوز کردن، تخطی کردن
کارگران شکایت کردند که شرکت حقوق کار آنها را نقض کرده است.
to make a false copy of something with the intent to deceive

جعل کردن
او به جرم جعل گذرنامه دستگیر شد.
to take and use the work, words or ideas of someone else without referencing them

سرقت ادبی کردن
سیاستمدار به دلیل سرقت ادبی سخنرانیهای دیگر چهرههای سیاسی بدون ذکر منبع با واکنش عمومی مواجه شد.
to control or influence someone cleverly for personal gain or advantage

بازیچه گرفتن, گول زدن
رهبر فرقه پیروانش را دستکاری کرد تا باور کنند که او قدرتهای الهی دارد و میتواند آنها را به روشنبینی برساند.
in a way that is widely known or recognized typically for negative reasons

با بدنامی, بهطور انگشتنما
رستوران به دلیل خدمات کند و کیفیت ناهمگون غذایش بدنام بود.
