واژگان ضروری برای آزمون SAT - افعال مرکب انتزاعی و ذهنی
در اینجا شما برخی از افعال عبارتی انتزاعی و ذهنی انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "fit in"، "identify as"، "reach out"، و غیره، که برای موفقیت در SAT های خود به آنها نیاز خواهید داشت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to understand something, often with effort

فهمیدن, درک کردن
آیا میتوانید بفهمید منطق پشت تصمیم او را؟
to form the whole or a part of something

تشکیل دادن, ساختن
این کلاس از دانشآموزانی با پیشینههای مختلف تشکیل شده است.
to define oneself as belonging to a particular category, group, or label

به عنوان شناسایی کردن, خود را به عنوان تعریف کردن
بسیاری از مردمان بومی خود را به عنوان دو روح معرفی میکنند، که هر دو کیفیت مردانه و زنانه را در خود میپذیرند.
to be socially fit for or belong within a particular group or environment

پیوستن, عضو شدن
او سعی کرد با یادگیری زبان و آداب و رسوم، با فرهنگ محلی هماهنگ شود.
to focus on something or someone as the primary subject or point of interest

بر چیزی تمرکز کردن
موفقیت پروژه تا حد زیادی حول کار تیمی مؤثر میچرخد.
to provide explanations or reasons for a particular situation or set of circumstances

توجیه کردن, توضیح دادن
آیا میتوانید توضیح دهید که چرا در گزارش هزینههای شما اختلاف وجود دارد؟
to bring about a specific result

حاکی بودن, نتیجه (خاصی) بهدنبال داشتن
مهارتهای متنوع اعضای تیم منجر به نتیجهای جامع و موفق از پروژه خواهد شد.
to be easily noticed, often due to being different from the surrounding elements

بسیار قابل توجه بودن
لباس عجیب و حرکات رقص اجراکننده باعث شد که آنها روی صحنه به چشم بیایند.
to officially induct someone into a position or office, typically involving an oath

سوگند دادن, تحلیف کردن
رئیس دادگستری به مقامات منتخب در کاپیتول ایالتی سوگند یاد کرد.
to be the reason for a specific incident or result

باعث چیزی شدن
رهبری مثبت موجب تغییر فرهنگی در شرکت شد.
to focus on a particular person or thing from a group in either a positive or negative manner

یک چیز واحد را از یک گروه برگزیدن
در جلسه تیم، مدیر به برجسته کردن سارا به دلیل رهبری فوقالعادهاش در طول پروژه تأکید کرد.
to use information, knowledge, or past experience to aid in performing a task or achieving a goal

(از دانش یا تجربه خود) بهره بردن
گوینده از تجربیات شخصی خود استفاده کرد تا اهمیت پشتکار را نشان دهد.
to indicate that something is about to happen

نشانگر چیزی بودن
طلوع خورشید آغازگر روزی جدید پر از احتمالات بود.
to conclude by selling off or getting rid of remaining items or assets

تصفیه کردن, فروش باقی مانده
آنها تصمیم گرفتند پروژه را با حراج تجهیزات به پایان برسانند.
to agree with or correspond to something

مطابقت داشتن
اقدامات او با وعدههایش در طول کمپین همخوانی نداشت.
to record or note something for future reference or action

یادداشت کردن
مدیر شکایت مشتری را برای بررسی بیشتر ثبت کرد.
to delay the occurrence of something undesirable or threatening

به تاخیر انداختن, به تعویق انداختن
دولت اقدامات سختگیرانهای را برای جلوگیری از گسترش بیماری مسری اجرا کرد.
to make a new interest or hobby a regular part of one's life

شروع کردن (انجام یا یادگیری کاری را), آغاز کردن
ما باید برای سبک زندگی سالمتر یک روال تناسب اندام را در پیش بگیریم.
to completely impress someone

کسی را تحت تاثیر قرار دادن
اجرای او در نمایش واقعاً همه تماشاگران را مبهوت کرد.
(of an outcome, decision, or situation) to depend entirely on a particular factor or set of circumstances

تنها به چیزی وابسته بودن
آینده شرکت ممکن است به نتیجه این مذاکره مهم وابسته باشد.
to make a situation or relationship less tense by calming emotions, resolving conflicts, etc.

تعارضات را حل کردن, resolving the conflicts
او امیدوار بود با پرداختن مستقیم به آن با یک گفتگوی صادقانه، سوء تفاهم را برطرف کند.
(of a person) to slowly become thin and lose strength, particularly to the point of death

ضعیف شدن
to become extremely upset, agitated, or overwhelmed by fear, anxiety, or excitement

وحشت زده شدن, از کوره در رفتن
او به دلیل ترس از شکست، قبل از امتحانات وحشت زده میشود.
to concentrate closely on a particular matter

تمرکز کردن روی, هدف گرفتن
به عنوان یک کارآگاه، او میدانست چگونه روی سرنخهای حیاتی تمرکز کند تا معما را حل کند.
to make something available or usable for a different purpose

در دسترس قرار دادن
دولت در حال سرمایهگذاری در ساخت زیرساختها در مناطق روستایی است.
to gradually stop using, producing, or providing something

حذف تدریجی, متوقف کردن تدریجی
به دلیل نگرانیهای زیستمحیطی، بسیاری از شهرها به دنبال حذف تدریجی کیسههای پلاستیکی هستند.
to succeed or come to a favorable outcome

با موفقیت به پایان رسیدن
علیرغم چالشها، رویداد به زیبایی به نتیجه رسید.
to suppress flames by forcefully stepping on them or using a stamping motion

خاموش کردن با لگد, سرکوب کردن
آتشنشان مجبور شد از چکمهاش برای خاموش کردن ذغالها و کنترل آتش سوزی بوتهها استفاده کند.
to accumulate or obtain something notable, such as victories, accomplishments, or records

جمع آوری کردن, انباشتن
تیم در طول فصل یک سری پیروزیها را جمع آوری کرد و جایگاه خود را در پلیآفها تضمین کرد.
(of a situation or issue) to continue for a long period of time without resolution

طولانی شدن
بحث درباره اصلاحات بهداشتی ادامه داشته است برای سالها بدون هیچ اجماع روشنی.
to access or make use of a resource or source of information

استفاده کردن از, دسترسی داشتن به
در طول کارگاه، شرکتکنندگان تشویق شدند تا از تجربیات شخصی خود استفاده کنند تا دیدگاههای متنوعی به بحث اضافه کنند.
to start a task, action, or process with determination and inspiration

با اشتیاق کاری را شروع کردن
آنها شروع کردند به تمیز کردن تمام خانه قبل از رسیدن مهمانهایشان.
to make something ineffective

اثر چیزی را از بین بردن
نظرات مثبت، نظرات منفی را خنثی کرد.
to defend or support someone or something

از کسی یا چیزی دفاع کردن
اعضای جامعه از برابری اجتماعی دفاع کردند و علیه تبعیض جنگیدند.
to emerge as a particular outcome

معلوم شدن
آنها انتظار نداشتند که مردم زیادی بیایند. معلوم شد که شراب قدیمی بسیار بیشتر از آنچه که انتظار داشتند ارزش دارد.
to be prominent and easily noticeable

قابل توجه بودن, برجسته بودن
در میان بسیاری از نامزدها، صلاحیتها و تجربهاش او را در مصاحبه شغلی برجسته کرد.
to conceal a wrongdoing, fault, or error to prevent others from finding out

پنهان کردن, مخفی کردن
او سعی کرد پنهان کند نقش خود را در این حادثه برای محافظت از شهرتش.
to acquire a new skill or language through practice and application rather than formal instruction

فراگرفتن (با تمرین), یاد گرفتن (با تمرین)
شما تعجب خواهید کرد که چقدر سریع کودکان فناوری جدید را میآموزند.
to become famous and successful in a sudden and rapid manner

به طور ناگهانی موفق شدن
برنامه شروع به پیشرفت سریع کرد و در عرض چند ماه میلیونها کاربر به دست آورد.
to consider a particular factor when planning or making arrangements

در نظر گرفتن
برنامه ساخت و ساز در نظر میگیرد مشکلات پیشبینی نشده مربوط به آب و هوا را.
to eliminate an option or idea from consideration due to it appearing impossible to realize

غیرممکن دانستن
پس از بررسی دقیق، آنها ایده ادغام را رد کردند زیرا با اهداف بلندمدتشان همخوانی نداشت.
to explain or resolve confusion, making something easier to understand or less ambiguous

روشن کردن, شرح دادن
آیا میتوانید جزئیات مربوط به برنامه هفته آینده را روشن کنید؟
to contact someone to get assistance or help

کمک خواستن
او برای راهنمایی در مورد فرصتهای شغلی به یک مشاور شغلی مراجعه کرد.
to keep treating someone unfairly or making unfair remarks about them

با کسی ناعادلانه برخورد کردن
معلمان اغلب به دانشآموزان توصیه میکنند که همکلاسیهای خود را اذیت نکنند.
to bring forth something, often from the realm of imagination, as if by enchantment

احضار کردن
شعبدهباز یک خرگوش را از کلاهش پدید آورد، تماشاگران را متحیر کرد.
to bring forth a memory or image, causing one to remember or think about something

به یاد آوردن
ذکر نام او تصاویر ماجراهای مشترکشان را فراخوانی کرد.
to clearly and explicitly explain something

با جزئیات توضیح دادن
او انتظارات خود را برای پروژه به وضوح بیان کرد، با ترسیم اهداف و تحویلدادنیهای خاص.
to present, propose, or offer something for consideration or action

ارائه دادن, پیشنهاد کردن
او در طول جلسه ایدههایش را مطرح کرد، به امید کسب حمایت از همکارانش.
to find something or someone unexpectedly

تصادفی به کسی یا چیزی برخوردن
او به طور غیرمنتظره به یک دوست دوران کودکی برخورد کرد در حالی که در حال کشف شهر بود.
