ریاضیات و ارزیابی ACT - فرآیند اقدامات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به فرآیند اقدامات، مانند "بیداری"، "تکرار شونده"، "نتیجه" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما کمک می کند ACT های خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the beginning point or stage of something, especially unpleasant

بروز, آغاز، شروع
تشخیص زودهنگام میتواند در آغاز هر بیماری جدی حیاتی باشد.
the start or realization of something new

بیداری, آگاهی
جامعه پس از بازگشایی بزرگ موزه، بیداری علاقه به تاریخ محلی را دید.
the beginning of something

ابتدا, آغاز
از آغاز، سیاست جدید با مقاومت کارکنان مواجه شد.
the starting point of an activity or event

آغاز, شروع، اصل
فناوری پشت تلفنهای هوشمند از آغاز تا به امروز به شدت تکامل یافته است.
the initial period in which an idea, project, technology, or organization is just beginning to develop

نوزادی, آغاز
فناوری انرژیهای تجدیدپذیر چند دهه پیش در مراحل اولیه خود بود، اما اکنون به یک صنعت بزرگ تبدیل شده است.
the unexpected start of something terrible, such as a disease

شیوع, همهگیری، فراگیری
شیوع ویروس منجر به اقدامات قرنطینه فوری شد.
the peak or climax of a process, activity, or sequence of events

اوج
تعلیق در رمان به یک کرسندو میرسد قبل از پیچش غافلگیرکننده در طرح داستان.
an abrupt event that stops or disrupts something in progress

قطع, مختل کردن
توفان ناگهانی باران یک قطعشدن ناخوشایند برای عروسی در فضای باز بود.
a carefully planned action or strategy to achieve a specific goal

تاکتیک, حیله
مربی یک تاکتیک جدید برای بهبود دفاع تیم طراحی کرد.
a specific method of carrying out an activity that requires special skills

شیوه, روش، تکنیک
او تکنیک پیانوی خود را با پشتکار تمرین کرد تا عملکرد خود را بهبود بخشد.
an additional result or consequence that occurs alongside the main outcome, often unexpectedly

محصول جانبی, نتیجه ثانویه
محصول جانبی همکاری آنها یک دوستی محکم بود.
a system of separate parts acting together in order to perform a task

سازوکار, مکانیزم
a finite sequence of well-defined, mathematical instructions for completing a specific task or solving a problem

دستورالعملهای ریاضی
الگوریتم غربال اراتستن روشی برای یافتن تمام اعداد اول تا یک حد مشخص است.
the tangible or measurable results, products, or goods produced by a process or system

تولید, نتیجه
خروجی هنری او شامل نقاشیها، مجسمهها و هنر دیجیتال میشود.
an event or incident that happens or takes place, often referring to specific instances observed or recorded

رویداد, اتفاق
او هر رویداد از پرندگان مهاجر را در مجله خود ثبت کرد.
the rate or frequency at which something happens or occurs

تناوب, وقوع
علیرغم اقدامات پیشگیرانه، امسال افزایشی در بروز حملات سایبری مشاهده شده است.
a phenomenon or event that follows from and is caused by a previous action or occurrence

پیامد, نتیجه، اثر
آسیب او نتیجه یک سقوط بود.
an unexpected event that makes a situation more complex

بغرنجی, پیچیدگی
کشف یک نقض امنیتی پیامدهای فوری داشت و شرکت را بر آن داشت تا اقدامات امنیت سایبری خود را تقویت کند.
a possible consequence that something can bring about

پیامد, نتیجه احتمالی
او پیامدهای انتخاب خود برای نقل مکان به یک شهر جدید را درک کرد.
a thing that is the direct or natural result of another

پیامد, نتیجه
نتیجه سیاست جدید افزایش نارضایتی کارکنان بود.
(of a machine or system) to suffer a sudden malfunction or fault that stops something from working correctly

عیب (فنی یا نرمافزاری) پیدا کردن
the action of maintaining or continuing something, typically a practice, belief, or state

ادامه, تداوم
نقش رسانهها در تداوم هنجارهای اجتماعی بر افکار عمومی تأثیر میگذارد.
a reward or consequence received as a result of actions, whether positive or negative

پاداش, نتیجه
پاداش سالهای پسانداز، بازنشستگی راحت بود.
a tiny fragment or piece that survives after the larger part has been used, removed, or destroyed

باقیمانده, اثر
او بقایایی از ابزارهای قدیمی را پیدا کرد که در باغ دفن شده بودند.
the leftover parts or fragments of something that has been used, consumed, or destroyed

باقیماندهها
پس از ضیافت، تنها باقیماندههای غذا روی میز باقی ماند.
a minor remaining part or trace of something that is no longer present in full

اثر, رد، نشان، باقیمانده
برخی ساختارهای بیولوژیکی آثار ویژگیهای تکاملی را ارائه میدهند که دیگر برای بقا ضروری نیستند.
the mutual action and reaction between two or more elements, often influencing each other

تعامل, بازی
کار تیمی مؤثر به تعامل مثبت بین اعضای تیم متکی است.
the waste gases or air expelled from an engine, furnace, or other machinery

گازهای زائد
پس از یک سفر طولانی، کامیون یک ستون از دود خروجی را در حالی که در پارکینگ در حال کار در حالت بیبار بود، منتشر کرد.
to perform or manage oneself in a particular way, especially in response to a situation or condition

تطبیق دادن
ورزشکار در ماراتن عملکرد فوقالعادهای داشت و رکورد قبلی را شکست.
to end by coming to a climactic point

به اوج رسیدن, منجر شدن به
سالهای سختکوشی آنها با انتشار پژوهششان به اوج رسید.
to change something such as a process, situation, etc. to be the opposite of what it was before

برعکس کردن, معکوس کردن
بهروزرسانی نرمافزار عواقب ناخواستهای داشت و شرکت را مجبور کرد تغییرات را معکوس کند.
to cease to make progress or move forward

متوقف شدن
جلسه متوقف شد زیرا هیچ کس نمیتوانست در مورد قدم بعدی توافق کند.
to experience a delay or slow progress in a process or activity

تاخیر انداختن, کند کردن
فرآیند تأیید به دلیل مدارک پیچیده کند شد.
to stop or bring an activity, process, or operation to an end

از چیزی جلوگیری کردن
به دلیل محدودیتهای مالی، سازمان مجبور شد چندین پروژه در حال انجام را متوقف کند تا زمانی که بودجه تأمین شود.
to bring an action, activity, or process to an end

متوقف ساختن
شرکت در پایان ماه عملیات خود را متوقف خواهد کرد.
to go back to a previous state, condition, or behavior

برگشتن (به حالت قبلی), عقبگرد کردن
علیرغم پیشرفت، گاهی به عادتهای قدیمی خود بازگشت.
to experience or endure a process, change, or event

تحمل کردن
کارمندان ممکن است برای ارتقای مهارتهای حرفهای خود تحت برنامههای آموزشی قرار گیرند.
to develop or progress in a way that shows promise or potential

روند تکاملی داشتن
با هر سالی که میگذشت، چشمانداز کارآفرین برای شرکت شروع به گسترش کرد.
to start happening or being

شروع شدن
کار ساخت و ساز صبح زود آغاز شد.
to stop and end a process before it finishes

متوقف کردن (قبل از گرفتن نتیجه)
نصب نرمافزار به دلیل مشکلات سازگاری مجبور به متوقف شدن شد.
to respond in kind to a gesture or action

جبران کردن, تلافی کردن
همکارانی که با هم خوب کار میکنند تمایل به جبران همکاری دارند.
involving mutual action or influence between two or more entities

تعاملی, متقابل
دوره آنلاین شامل آزمونهای تعاملی و بحثها بود.
characterized by taking initiative to control or influence a situation rather than merely reacting to events

فعال
والدین پیشگیرانه فعالیت آنلاین فرزندان خود را نظارت میکنند.
newly started or formed, and expected to further develop and grow

نوظهور, نوبنیاد
مهارتهای تازه متولد شده او در کدینگ از حالا نویدبخش هستند.
marking the beginning or initiation of something, often an event, series, or period

افتتاحیه, آغازین
شماره اول مجله شامل مصاحبهها و مقالات انحصاری بود.
without any interruptions, mistakes, or visible imperfections

بی درز, روان
سازماندهی رویداد بینقص بود، همه چیز به موقع و بدون مشکل پیش رفت.
having persisted or existed for a significant amount of time

دیرین
رستوران به تعهد دیرینه خود در استفاده از مواد اولیه محلی در غذاهایش معروف است.
feeling endlessly long and tedious

پایانناپذیر, تمامنشدنی
در یک ترافیک بیپایان گیر کرده بود، از خود میپرسید آیا هرگز به خانه خواهد رسید.
repeatedly happening or reappearing, often at regular intervals

مکرر, تکراری، متناوب
مشکلات تکرارشونده با نرمافزار شرکت را وادار به انتشار یک بهروزرسانی عمده کرد.
currently happening

در حال انجام, جریان دارد
تحقیق در مورد این موضوع در جریان است, کارآگاهان در حال جمعآوری شواهد هستند.
refusing to be moved by argument or emotion

یکدنده, سمج
قاضی بیرحم بود، تحت تأثیر التماس متهم قرار نگرفت.
in a manner directly from the original source or from personal experience

مستقیم, از منبع اولیه
او میخواست اخبار را از منبع اولیه بشنود قبل از اینکه تصمیمی بگیرد.
influencing the development or growth of something else, particularly during a crucial period

شکلدهنده, تکوینی
بازخوردی که او از معلمانش دریافت کرد شکلدهنده در بهبود مهارتهای نوشتاری او بود.
carried out jointly by multiple individuals or groups

مشترک, باهم
فعالان یک کمپین هماهنگ برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی سازماندهی کردند.
in an automatic manner as if by using an engine, opposed to human effort alone

مکانیکی
درهای کشویی اتوماتیک در ورودی مرکز خرید با نزدیک شدن خریداران به صورت مکانیکی باز شدند.
without taking action or showing opposition

به صورت منفعلانه, بدون مخالفت
او به صورت منفعلانه ایستاد در حالی که دیگران در مورد تصمیم بحث میکردند.
without any pause or interruption

پیوسته, دائم
موسیقی در طول رویداد به طور مداوم پخش میشد.
in a manner where one thing is opposite or contrary to another

معکوس, به صورت معکوس
برعکس, با کاهش قیمت محصول، فروش افزایش یافت.
in a manner that advances or develops gradually over time

به تدریج, کم کم
سازمان به تدریجی فناوریهای جدید را برای افزایش کارایی اتخاذ کرد.
at irregular intervals, with breaks or pauses in between

به صورت متناوب, با فواصل نامنظم
سیگنال وایفای در برخی مناطق خانه به صورت متناوب کار میکرد.
