آزمون ACT - نظرات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نظرات، مانند "ستایش"، "بی طرف"، "اجماع" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون ACT کمک می کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an opinion or decision that is formed based on one's belief or circumstances

دیدگاه, نقطهنظر
one's personal level of confidence, enthusiasm, and emotional well-being, especially in the context of facing challenges or adversity

دلگرمی, روحیه
پس از دریافت بازخورد مثبت از سرپرستش، روحیه جان به شدت افزایش یافت، که انگیزه و بهرهوری او را در کار تقویت کرد.
the act of expressing disapproval or opposition to something

مخالفت, اعتراض، نارضایتی
او اعتراض خود را به سیاست جدید ابراز کرد و نگرانیهایی درباره تأثیر آن بر روحیه کارکنان را ذکر کرد.
a situation in which all those involved are in complete agreement on something

اتفاقنظر, یکدلی، توافق
کم پیش میآید که چنین اتفاق نظری میان گروههای متنوعی از مردم در مورد یک موضوع واحد پیدا شود.
lack of agreement between people

نفاق, اختلاف
تیم پروژه به دلیل اختلاف بین اعضای فردی که اولویتها و اهداف متضادی داشتند، دچار مشکل شد.
an agreement reached by all members of a group

اتفاقنظر, توافق
اتفاق نظر بین اعضای هیئت مدیره برای تصویب پیشنهاد بودجه حیاتی بود.
the act of inflicting physical punishment as a means of discipline or correction

مجازات, اصلاح
قوانین علیه تنبیه برای حمایت از حقوق کودکان اجرا شدهاند.
a specific manner of considering something

دید, نظر، دیدگاه
او یک دیدگاه منحصر به فرد در مورد مسئله ارائه داد، بر اساس تجربیات شخصی خود.
a person who habitually expresses negative or pessimistic views, especially in opposition to new ideas or proposals

منفیباف, بدبین
او امتناع کرد که اجازه دهد منفیبافان اشتیاق او را برای فناوری نوین کاهش دهند.
a biased or subjective angle in presenting information, often reflecting personal or ideological viewpoints

نقطهنظر, نگرش
نگرش او در مورد این مسئله توسط تجربه شخصی شکل گرفته بود.
the way in which something is perceived or received by others, often referring to the response or reaction to an idea, message, or product

استقبال عمومی, واکنش، پذیرش
سخنرانی او استقبال گرمی از سوی مخاطبان دریافت کرد.
someone who acts against popular opinion, particularly in investment markets

سرمایهگذار مخالف جریان رایج
the power or freedom of making decisions in a particular situation

آزادی عمل, اختیار، قدرت تصمیمگیری
سیاست شرکت به سرپرستان اختیار تأیید یا رد درخواستهای مرخصی را میدهد.
a pre-established opinion that is formed before obtaining proper knowledge or experience

پیشداوری
a certain way of thinking about a subject

دیدگاه, نقطهنظر
کتاب چندین دیدگاه در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه میدهد، که شامل دیدگاههای دانشمندان، فعالان و سیاستگذاران میشود.
a belief or opinion that is very strong

اعتقاد راسخ, عقیده محکم
اعتقاد او به اهمیت آموزش، او را به تأسیس صندوق بورسیه برای دانشآموزان محروم سوق داد.
a feeling of dislike toward something or someone

بیزاری, نفرت
او نمیتوانست تنفر خود از محیط پرسر و صدای مهمانی را پنهان کند.
an opinion or feeling that one has about someone or something, particularly one formed unconsciously

تصور, برداشت
دفتر شلوغ تأثیر بدی بر روی کارمند جدید گذاشت.
a person who criticizes or belittles the value or importance of someone or something

انتقاد کننده, تحقیر کننده
او با بسیاری از منتقدان روبرو شد که به توانایی او برای موفقیت در صنعتی که مردان بر آن تسلط دارند شک داشتند.
showing that one actively dislikes or disagrees with something or someone

ستیزهجو, مخالف، متخاصم
با انتظار یک پاسخ خصمانه، سخنران خود را برای تبادل داغ نظرات مخالف از سوی مخاطبان آماده کرد.
showing or giving advantage, favor, or priority to someone or something over others

ترجیحی, ممتاز
شرکت هواپیمایی به مسافران پر پرواز و مسافران کلاس اول، سوار شدن ترجیحی ارائه میدهد.
entirely satisfactory and acceptable, without any fault

بی عیب, عالی
رفتار او در مراسم رسمی بیعیب و نقص بود، که باعث شد از طرف همه مورد تحسین قرار گیرد.
not favoring a particular party in a way that enables one to act or decide fairly

بیطرف, بیغرض، بدون سوگیری، منصف
هیئت منصفه بیطرف برای یک محاکمه عادلانه، عاری از هرگونه تعصب، ضروری است.
not having favoritism or prejudice toward any particular side or viewpoint

بیطرفانه
قاضی با باقی ماندن بیطرف و بدون تعصب در طول رسیدگی، یک محاکمه عادلانه را تضمین کرد.
strongly opposed to something

مخالف, متنفر، بیزار
او مخالف ایده نقل مکان به یک شهر جدید بود.
a feeling of not liking or rejecting someone or something

بیاعتباری
اقدامات او منجر به بیاعتنایی هر دو همکاران و مافوقها شد.
to choose something over something else

انتخاب کردن, برگزیدن
وقتی با دو پیشنهاد شغلی روبرو شد، او گزینهای را انتخاب کرد که فرصتهای بهتری برای پیشرفت شغلی داشت.
to hate and have no respect for something or someone

نفرت داشتن, متنفر بودن
او نفرت دارد از فساد در سیاست و از شفافیت و صداقت حمایت میکند.
to put blame on someone or something for a mistake or problem

کسی را مسئول دانستن
سرپرست هرگونه انحراف از رویههای تعیین شده را مورد سرزنش قرار خواهد داد.
to express one's opinion through a statement

اظهارنظر کردن, اشاره کردن
در طول ارائه، از حضار تشویق شدند تا با نوشتن افکار خود روی نکات کلیدی اظهار نظر کنند.
to argue the truth of something

استدلال کردن, اثبات کردن، ادعا کردن، مدعی شدن
او ادعا کرد که تغییرات آبوهوایی تهدید جدی برای اکوسیستمهای جهانی محسوب میشود.
to carefully examine something in a detailed manner

نقد کردن, انتقاد کردن
کار او به طور گسترده توسط محققان در این زمینه نقد و تحلیل شده است.
to praise someone or something enthusiastically and often publicly

تحسین کردن, هورا کشیدن، آفرین گفتن، احسنت گفتن
جامعه از خیرخواه به خاطر کمکهای سخاوتمندانهاش به مؤسسات خیریه محلی تقدیر کرد.
to praise or express admiration for someone or something

ستودن, مدح کردن
محیطبانان این شرکت را به خاطر روشهای پایدارش ستایش میکنند.
to highly praise or honor someone or something

تجلیل کردن, تمجید کردن، متعال کردن
در طول سالها، جامعه داوطلبان را به خاطر خدمات بینظیرشان ستوده است.
to dismiss or reject something as false

انکار کردن, رد کردن
علیرغم شایعاتی که در جریان بود، او به سرعت هر گونه اتهام رفتار نادرست را رد کرد.
to express agreement with a particular opinion, statement, action, etc.

موافق بودن, اتفاق نظر داشتن
دانشمندان دادهها را به طور مستقل بررسی کردند، اما در پایان، همه آنها با نتایج موافقت کردند.
to draw a logical inference or outcome based on established premises or evidence

نتیجه گرفتن, استنتاج کردن
شواهد ارائه شده در طول محاکمه به هیئت منصفه اجازه داد تا نتیجه بگیرند که متهم فراتر از هر شک معقولی گناهکار است.
to reluctantly accept something without protest

به چیزی تن دادن, با اکراه با چیزی موافقت کردن
شرکت با اکراه به خواستههای کارگران اعتصابی تسلیم شد و موافقت کرد که برای شرایط کاری بهتر مذاکره کند.
to admire someone excessively, often regarding it as an ideal or perfect figure

پرستیدن, بیشازحد تحسین کردن
والدین توسط فرزندانشان که به مدلهای قوی در زندگی خود احترام میگذارند، ستایش میشوند.
