حمل و نقل زمینی - داخل وسیله نقلیه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به داخل خودرو مانند "صندلی سطل"، "فرمان" و "کمربند ایمنی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: She was lucky to find a seat on the crowded train .

او خوش‌شانس بود که یک صندلی در قطار شلوغ پیدا کرد.

car seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی ماشین

Ex: The car seat was comfortable , with adjustable lumbar support .

صندلی ماشین راحت بود، با پشتیبانی کمری قابل تنظیم.

bucket seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی سطلی

Ex: The bucket seats were upholstered in premium leather .

صندلی‌های سطلی با چرم مرغوب روکش شده بودند.

اجرا کردن

صندلی مسافر

Ex: The child climbed into the passenger seat and fastened her seatbelt .

کودک به صندلی مسافر بالا رفت و کمربند ایمنی خود را بست.

back seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی عقب

Ex: She folded down the back seat to create more cargo space .

او صندلی عقب را تا کرد تا فضای بار بیشتری ایجاد کند.

front seat [اسم]
اجرا کردن

صندلی جلو

Ex: In our family , the front seat is reserved for adults only .

در خانواده ما، صندلی جلو فقط برای بزرگسالان رزرو شده است.

اجرا کردن

صندلی تقویتی

Ex: It is important to check if the booster seat is installed correctly for safety .

مهم است که بررسی کنید آیا صندلی تقویتی به درستی برای ایمنی نصب شده است یا خیر.

اجرا کردن

لنگر صندلی کودک

Ex: It is important to connect the seatbelt to the child seat anchor .

اتصال کمربند ایمنی به لنگر صندلی کودک مهم است.

اجرا کردن

صندلی کودک

Ex: The law requires a child restraint for children under a certain age or weight .

قانون نیازمند صندلی کودک برای کودکان زیر سن یا وزن مشخصی است.

pillion [اسم]
اجرا کردن

صندلی عقب

Ex: The passenger on the pillion wore a helmet for protection .

مسافر روی صندلی عقب برای محافظت کلاه ایمنی به سر داشت.

headrest [اسم]
اجرا کردن

تکیه‌گاه سر

Ex: The headrests in the back seats could be folded down for extra storage space .

تکیه‌گاه سر در صندلی‌های عقب را می‌توان برای فضای ذخیره‌سازی اضافی تا کرد.

armrest [اسم]
اجرا کردن

*دسته صندلی

Ex: The recliner had padded armrests , making it perfect for long hours of sitting .

صندلی راحتی دارای دست‌گیره‌های نرم بود که آن را برای ساعت‌های طولانی نشستن ایده‌آل می‌کرد.

اجرا کردن

پدال گاز

Ex: They replaced the worn-out accelerator pedal with a new one .

آنها پدال گاز فرسوده را با یک پدال جدید جایگزین کردند.

gas pedal [اسم]
اجرا کردن

پدال گاز

Ex: He quickly released the gas pedal to slow down before the stop sign .

او به سرعت پدال گاز را رها کرد تا قبل از علامت توقف سرعت را کم کند.

اجرا کردن

پدال کلاچ

Ex: The clutch pedal was essential for smooth gear changes .

پدال کلاچ برای تعویض دنده‌های نرم ضروری بود.

brake pedal [اسم]
اجرا کردن

پدال ترمز (اتومبیل)

Ex: The brake pedal was stiff , making it harder to stop the car .

پدال ترمز سفت بود، که توقف ماشین را سخت‌تر می‌کرد.

اجرا کردن

ترمز دستی

Ex: The mechanic adjusted the tension on the emergency brake cable to ensure it functions properly .

مکانیک کشش کابل ترمز دستی را تنظیم کرد تا مطمئن شود که به درستی کار می‌کند.

اجرا کردن

ترمز پارک

Ex: The parking brake lever was located next to the driver 's seat .

دسته ترمز دستی در کنار صندلی راننده قرار داشت.

gearshift [اسم]
اجرا کردن

دسته دنده

Ex: She practiced using the gearshift in a parking lot to get comfortable with the manual transmission .
اجرا کردن

دنده عقب

Ex: They replaced the reverse gear mechanism for better performance .

آنها مکانیسم دنده عقب را برای عملکرد بهتر جایگزین کردند.

اجرا کردن

فرمان ماشین

Ex: She noticed a problem with the steering wheel when it became difficult to turn while driving .

او متوجه مشکلی در فرمان شد وقتی که در حین رانندگی چرخاندن آن سخت شد.

اجرا کردن

ستون فرمان

Ex: He adjusted the position of the steering column to make driving more comfortable .

او موقعیت ستون فرمان را تنظیم کرد تا رانندگی راحت‌تر شود.

اجرا کردن

سوئیچ احتراق

Ex: They replaced the ignition switch due to a faulty connection .

آنها به دلیل اتصال معیوب سوئیچ احتراق را تعویض کردند.

اجرا کردن

کنترل های دوگانه

Ex: Mechanics sometimes use dual controls when teaching apprentices how to operate complex machinery safely .

مکانیک‌ها گاهی اوقات از کنترل‌های دوگانه استفاده می‌کنند وقتی که به کارآموزان آموزش می‌دهند چگونه ماشین‌آلات پیچیده را به طور ایمن کار کنند.

safety belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند ایمنی

Ex: He reminded his passengers to buckle up and use their safety belts before pulling out of the driveway .

او به مسافرانش یادآوری کرد که قبل از خارج شدن از راهرو، کمربندهای خود را ببندند و از کمربندهای ایمنی استفاده کنند.

airbag [اسم]
اجرا کردن

کیسه هوا

Ex:

او چراغ نشانگر کیسه هوا را بررسی کرد تا مطمئن شود که کار می‌کند.

اجرا کردن

چراغ نشانگر

Ex: The oil level indicator light helps me remember when it 's time for an oil change .

چراغ شاخص سطح روغن به من کمک می‌کند تا به یاد داشته باشم چه زمانی باید روغن را عوض کنم.

اجرا کردن

دسته سیگنال چرخش

Ex: He reached for the turn signal lever to indicate his left turn at the intersection .

او به سمت دسته راهنما رسید تا چرخش به چپ خود را در تقاطع نشان دهد.

horn [اسم]
اجرا کردن

بوق

Ex: The bus driver honked the horn to alert the waiting passengers .

راننده اتوبوس بوق زد تا مسافران منتظر را آگاه کند.

roll cage [اسم]
اجرا کردن

قفس ایمنی

Ex: The effectiveness of a roll cage can determine driver survivability in severe motorsport accidents .

کارایی یک قفس ایمنی می‌تواند بقای راننده را در تصادفات شدید ورزش‌های موتوری تعیین کند.

dashboard [اسم]
اجرا کردن

داشبورد (اتومبیل)

Ex: He tapped the dashboard to check if the air conditioning was working .

او به داشبورد ضربه زد تا بررسی کند که آیا کولر کار می‌کند یا نه.

اجرا کردن

پنل ابزار

Ex: The instrument panel was easy to read with clear markings .

داشبورد با نشانه‌های واضح، خواندن را آسان می‌کرد.

clock [اسم]
اجرا کردن

کیلومترشمار

Ex: My dad reset the clock after we replaced the car battery .

پدرم ساعت را پس از تعویض باتری ماشین ریست کرد.

fuel gauge [اسم]
اجرا کردن

سنجشگر سوخت

Ex: The fuel gauge was digital , showing the exact amount of fuel left .

سنجش سوخت دیجیتالی بود، مقدار دقیق سوخت باقیمانده را نشان می‌داد.

dial [اسم]
اجرا کردن

دایال

Ex: They installed a new dial for the car 's climate control system .

آنها یک دکمه گردان جدید برای سیستم کنترل آب و هوای ماشین نصب کردند.

odometer [اسم]
اجرا کردن

کیلومترشمار

Ex: The mechanic replaced the odometer in the truck to ensure accurate mileage recording .

مکانیک کیلومترشمار را در کامیون تعویض کرد تا ضبط دقیق مسافت پیموده شده را تضمین کند.

tachometer [اسم]
اجرا کردن

تاکومتر

Ex: They installed a digital tachometer for precise revolutions per minute measurement .

آن‌ها یک تاکومتر دیجیتال برای اندازه‌گیری دقیق دور در دقیقه نصب کردند.

اجرا کردن

گیج دما

Ex: He installed a new temperature gauge in the fish tank to monitor the water .

او یک دماسنج جدید در آکواریوم نصب کرد تا آب را کنترل کند.

اجرا کردن

گیج فشار روغن

Ex: If the oil pressure gauge is not working , you should get it fixed as soon as possible .

اگر گیج فشار روغن کار نمی‌کند، باید هرچه سریع‌تر آن را تعمیر کنید.

اجرا کردن

کنسول مرکزی

Ex: The new car has a large center console with cup holders and extra storage space .

ماشین جدید دارای یک کنسول مرکزی بزرگ با جا لیوانی و فضای ذخیره‌سازی اضافی است.

اجرا کردن

محفظه دستکش

Ex: The glove compartment light turned on automatically when opened .

چراغ محفظه دستکش به طور خودکار هنگام باز شدن روشن شد.

cup holder [اسم]
اجرا کردن

نگهدارنده فنجان

Ex: The new car model has a cup holder for every passenger seat .

مدل جدید ماشین برای هر صندلی مسافر یک جامدانی دارد.

legroom [اسم]
اجرا کردن

فضای پا

Ex: The theater had spacious seating with ample legroom , which made the long performance more enjoyable .

تئاتر صندلی‌های وسیعی با فضای پا کافی داشت که اجرای طولانی را لذت‌بخش‌تر کرد.

sun visor [اسم]
اجرا کردن

محافظ آفتاب

Ex: They replaced the sun visors with ones that had built-in lights .

آنها سایهبانها را با آنهایی که چراغهای داخلی داشتند جایگزین کردند.

اجرا کردن

آینه عقب (اتومبیل)

Ex: He noticed a car in the rearview mirror speeding up .

او متوجه یک ماشین در آینه عقب شد که در حال سرعت گرفتن بود.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری