تیز
حس چشایی تیز او او را به یک منتقد غذای عالی تبدیل کرد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را در مورد صحبت کردن در مورد حواس، مانند "حاد"، "بوی"، "ضعیف" و غیره، که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تیز
حس چشایی تیز او او را به یک منتقد غذای عالی تبدیل کرد.
قوی (حواس)
جغدها به خاطر بینایی تیز خود در شب معروف هستند.
آگاه شدن (از طریق حواس پنجگانه)
انسانها از طریق چشم با تشخیص طولموجهای مختلف نور، رنگ را درک میکنند.
حس
او یک حس عجیب در بازویش تجربه کرد وقتی که خواب رفت.
حس
لمس حسی است که به ما امکان میدهد بافتها و دماها را احساس کنیم.
حسی
اطلاعات حسی از چشمها و گوشها به ما کمک میکند تا با محیط خود تعامل داشته باشیم و در آن حرکت کنیم.
بوییدن
چرا همیشه بعد از باران هوا را میبویی؟
واضح
پاسخ معما آشکار بود وقتی به آن فکر کردید.
واضح
ناراحتی آشکار او از زبان بدنش مشخص بود.
قابلملاحظه
تفاوت مشهودی در کیفیت دو محصول رقیب وجود داشت.
مشهود
تاکسی زرد در میان دریایی از ماشینهای خاکستری در پارکینگ قابل توجه بود.
قابلتشخیص
علائم اولیه بیماری اغلب تا زمانی که به میزان قابل توجهی پیشرفت نکرده باشد قابل تشخیص نیستند.
مشخص
بوی اسطوخودوس متمایز بود، حتی در میان ترکیب عطرهای گلهای باغ.
نامحسوس (از طریق حواس)
بوی ملایمی از عطر در هوا بود.
نامرئی
ویروس در میکروسکوپ نامرئی بود، که نیاز به تکنیکهای پیشرفته برای مطالعه ساختار آن داشت.
نامحسوس
او به او تکان سر ظریفی داد، نشان میداد که پیام ناگفتهاش را فهمیده است.
چیره
آبی رنگ غالب در آخرین نقاشی هنرمند است که تاثیر بصری چشمگیری ایجاد میکند.
نامشخص
راهحل مسئله بهدرستی تعریف نشده باقی ماند و محققان را در مورد چگونگی ادامه کار نامطمئن گذاشت.
کمنور
اتاق تاریک شد وقتی خورشید در پشت افق غروب کرد.
قابلشناسایی
لوگو روی بستهبندی باعث میشود برند به راحتی قابل شناسایی برای مصرفکنندگان باشد.
بارز
خطرات وضعیت با نزدیک شدن طوفان آشکار شد.
بدون جلبتوجه
اشتباه کوچک در گزارش تا بررسی نهایی نادیده گرفته شد.
مبهم
پاسخهای او در طول مصاحبه مبهم بود و نمونههای مشخصی از تجربیاتش ارائه نکرد.