کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) در کتاب درسی کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
primary [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: The primary reason for his success is his unwavering dedication to his craft .

دلیل اصلی موفقیت او، وفاداری بی‌چون و چرای او به حرفه‌اش است.

foliage [اسم]
اجرا کردن

برگ درختان

Ex: Birds often build nests among the foliage of tall trees .

پرندگان اغلب لانه‌های خود را در میان شاخ و برگ درختان بلند می‌سازند.

crown [اسم]
اجرا کردن

شاخ و برگ درخت

Ex: Pruning the crown of the apple tree helps promote healthy growth and fruit production .

هرس تاج درخت سیب به رشد سالم و تولید میوه کمک می‌کند.

coverage [اسم]
اجرا کردن

پوشش

Ex: The coverage area for the mobile network was expanded to include rural communities .

منطقه پوشش شبکه موبایل برای شامل شدن جوامع روستایی گسترش یافت.

crowded [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The crowded beach was bustling with families enjoying the sunny weather .

ساحل شلوغ با خانواده‌هایی که از هوای آفتابی لذت می‌بردند، شلوغ بود.

to tailor [فعل]
اجرا کردن

شخصی سازی کردن

Ex: The company offers services to tailor software solutions based on client needs .

شرکت خدمات سفارشی‌سازی راه‌حل‌های نرم‌افزاری را بر اساس نیازهای مشتری ارائه می‌دهد.

to yield [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: Through sustainable farming practices , the organic garden yielded a diverse array of vegetables throughout the growing season .

از طریق شیوه‌های کشاورزی پایدار، باغ ارگانیک در طول فصل رشد محصولی متنوع از سبزیجات داشت.

pathogen [اسم]
اجرا کردن

عامل بیماری‌زا

Ex: Proper hand hygiene and sanitation practices are crucial in preventing the spread of pathogens in healthcare settings .

بهداشت مناسب دست و روش‌های بهداشتی در جلوگیری از گسترش عوامل بیماری‌زا در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم هستند.

to ease [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: The therapist used relaxation techniques to ease the anxiety of her patient before the interview .

درمانگر از تکنیک‌های آرامش‌بخش برای کاهش اضطراب بیمارش قبل از مصاحبه استفاده کرد.

procedure [اسم]
اجرا کردن

رویه

Ex: She carefully followed the procedure for setting up the new software system to avoid errors .

او با دقت روال نصب سیستم نرم‌افزاری جدید را دنبال کرد تا از خطاها جلوگیری کند.

to seek [فعل]
اجرا کردن

*اقدام به انجام کاری کردن

Ex: She sought to reach the top of her profession by gaining experience .

او با کسب تجربه به دنبال رسیدن به بالای حرفه‌اش بود.

vigorous [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: Despite his age , the vigorous senior maintained an active lifestyle , hiking regularly .

علیرغم سنش، سالمند پرنشاط سبک زندگی فعالی را حفظ کرد و به طور منظم پیاده‌روی می‌کرد.

outbreak [اسم]
اجرا کردن

شیوع

Ex: The scientist studied the outbreak to understand its cause and spread .

دانشمند شیوع را برای درک علت و گسترش آن مطالعه کرد.

mature [صفت]
اجرا کردن

بالغ

Ex: His mature stature commanded attention in the room , his broad shoulders and confident posture making him stand out from the crowd .

قد بالغ او توجه را در اتاق به خود جلب کرد، شانه های پهن و وضعیت مطمئنش او را از جمع متمایز می‌کرد.

to thin [فعل]
اجرا کردن

کم کردن تراکم

Ex: The farmer thinned the fruit trees to ensure healthier growth and better fruit production .

کشاورز درختان میوه را تنک کرد تا رشد سالم‌تر و تولید میوه بهتر را تضمین کند.

seedling [اسم]
اجرا کردن

نهال

Ex: Seedlings require adequate sunlight and water to establish strong root systems .

نهال‌ها به نور کافی خورشید و آب برای ایجاد سیستم‌های ریشه‌ای قوی نیاز دارند.

اجرا کردن

بنا کردن

Ex: The family worked to establish their roots in the small town .

خانواده برای استقرار ریشه‌های خود در شهر کوچک تلاش کردند.

to leave [فعل]
اجرا کردن

باقی گذاشتن

Ex: She left a lipstick stain on the coffee mug .

او یک لکه رژ لب روی فنجان قهوه باقی گذاشت.

young [صفت]
اجرا کردن

جوان

Ex: The young business showed promising growth in its first year .

کسب‌وکار جوان در سال اول خود رشد امیدوارکننده‌ای نشان داد.

point [اسم]
اجرا کردن

مرحله

Ex: The project is now at the final point of completion .
two-tier [صفت]
اجرا کردن

دو سطحی

Ex: The country ’s healthcare system is two-tier , with public and private options .

سیستم بهداشتی کشور دو سطحی است، با گزینه‌های عمومی و خصوصی.

harvest [اسم]
اجرا کردن

the season or period during which crops are collected from the fields

Ex:
to come in [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The reports from various departments are coming in , and we can start analyzing the data .

گزارش‌ها از بخش‌های مختلف در حال رسیدن هستند، و ما می‌توانیم شروع به تحلیل داده‌ها کنیم.

اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: To ensure a steady workflow , the supervisor chose to spread out the delivery of materials over the project timeline .

برای اطمینان از یک جریان کاری پایدار، سرپرست تصمیم گرفت تحویل مواد را در طول زمان پروژه پخش کند.

to classify [فعل]
اجرا کردن

طبقه بندی کردن

Ex: The animal is classified as a mammal because it gives birth to live young .

حیوان به عنوان پستاندار طبقه‌بندی می‌شود زیرا زنده‌زایی می‌کند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: During rapid vegetative growth , a plant 's uptake of water-soluble nutrients like calcium and magnesium can outpace what the soil naturally provides .

در طول رشد رویشی سریع، جذب مواد مغذی محلول در آب مانند کلسیم و منیزیم توسط یک گیاه می‌تواند از آنچه خاک به طور طبیعی فراهم می‌کند فراتر رود.

to cycle [فعل]
اجرا کردن

چرخه زدن

Ex:

صنعت مد از طریق روندها چرخه می‌زند، با سبک‌ها و ترجیحاتی که از فصل به فصل تغییر می‌کنند.

soil [اسم]
اجرا کردن

خاک

Ex: The forest floor was covered in a thick layer of fertile soil .

کف جنگل با لایه ضخیمی از خاک حاصلخیز پوشیده شده بود.

cavity [اسم]
اجرا کردن

حفره

Ex:

قلب در داخل یک حفره قفسه سینه قرار دارد.

predator [اسم]
اجرا کردن

شکارچی (حیوان)

Ex: Sharks are formidable predators of the ocean , with sleek bodies and rows of sharp teeth .

کوسه‌ها شکارچیان formidable اقیانوس هستند، با بدن‌های صاف و ردیف‌هایی از دندان‌های تیز.

mammal [اسم]
اجرا کردن

پستاندار

Ex: Whales , dolphins , and porpoises are all examples of marine mammals .

نهنگ‌ها، دلفین‌ها و گرازهای دریایی همگی نمونه‌هایی از پستانداران دریایی هستند.

resilience [اسم]
اجرا کردن

انعطاف پذیری

Ex: After losing her job , Sarah showed remarkable resilience by quickly finding a new position and adapting to her new workplace .

پس از از دست دادن شغلش، سارا انعطاف‌پذیری قابل توجهی از خود نشان داد با یافتن سریع یک موقعیت جدید و سازگاری با محیط کار جدیدش.

اجرا کردن

تنها ماندن

Ex: The determined scientist stayed behind in the laboratory to conduct additional experiments after the research team departed .

دانشمند مصمم در آزمایشگاه ماند تا پس از ترک تیم تحقیقاتی، آزمایش‌های بیشتری انجام دهد.

diversity [اسم]
اجرا کردن

تنوع

Ex: The conference highlighted the diversity of scientific thought , with speakers presenting on a wide range of topics .

کنفرانس تنوع تفکر علمی را برجسته کرد، با سخنرانانی که در مورد طیف گسترده‌ای از موضوعات ارائه دادند.

reference [اسم]
اجرا کردن

مرجع

Ex: The movie included a reference to a famous scene from an older film .

فیلم شامل یک ارجاع به صحنه‌ای معروف از یک فیلم قدیمی‌تر بود.

aspect [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Learning a new language involves understanding every aspect of its grammar .

یادگیری یک زبان جدید شامل درک هر جنبه از دستور زبان آن می‌شود.

اجرا کردن

تأثیر داشتن

Ex: His hard work contributed to the project 's success .

سخت‌کوشی او به موفقیت پروژه کمک کرد.

worth [اسم]
اجرا کردن

ارزش

Ex: The program demonstrated its worth by improving efficiency .

برنامه ارزش خود را با بهبود کارایی نشان داد.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

potential [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: She noticed potential flaws in the design and suggested improvements .

او نقص‌های بالقوه در طراحی را متوجه شد و بهبودهایی را پیشنهاد داد.

to run [فعل]
اجرا کردن

راه انداختن (موتور، دستگاه، و غیره)

Ex: Can you run the generator to provide electricity for the event ?

آیا می‌توانید ژنراتور را راه اندازی کنید تا برق را برای رویداد تأمین کنید؟

alternative [صفت]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: There are alternative treatments available for this condition .

برای این شرایط درمان‌های جایگزین موجود است.

to generate [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: The innovative research generated new insights into the treatment of cancer .

تحقیقات نوآورانه ایجاد دیدگاه‌های جدیدی در درمان سرطان کرد.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

در طول

Ex: This idea has been discussed across centuries .

این ایده در طول قرن‌ها مورد بحث قرار گرفته است.

range [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The exhibit showcased a range of artwork , including paintings , sculptures , and photography .

نمایشگاه محدوده‌ای از آثار هنری را به نمایش گذاشت، از جمله نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و عکاسی.

creature [اسم]
اجرا کردن

جانور

Ex: Biologists study the behavior and ecology of creatures in their natural habitats to better understand their roles in ecosystems and inform conservation efforts .

زیست‌شناسان رفتار و بوم‌شناسی موجودات را در زیستگاه‌های طبیعی‌شان مطالعه می‌کنند تا نقش آن‌ها در اکوسیستم‌ها را بهتر درک کنند و تلاش‌های حفاظتی را آگاه سازند.

to name [فعل]
اجرا کردن

مشخص کردن

Ex: The librarian named the books required for the course : " To Kill a Mockingbird , " " 1984 , " and " The Great Gatsby . "

کتابدار کتاب‌های مورد نیاز برای دوره را نام برد: "To Kill a Mockingbird"، "1984" و "The Great Gatsby".

کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1)
تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3 آزمون 3 - شنیداری - بخش 4
تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2)