Cambridge IELTS 18 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - متن 2 (2)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) در کتاب درسی کمبریج آیلتس 18 - آکادمیک را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون آیلتس کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having the most importance or influence

اصلی, اساسی، بنیادی، مهم
سلامتی و ایمنی نگرانیهای اصلی در محل کار هستند.
a plant or tree's branches and leaves collectively

برگ درختان
باغ پر از شاخ و برگ سبز و انبوه بود.
the top part of a tree or other plant

شاخ و برگ درخت
تاج گل آفتابگردان در طول روز به دنبال خورشید میچرخید.
the extent or degree to which something is covered or included

پوشش
آنها تحت تأثیر پوشش گسترده رویداد در روزنامه محلی قرار گرفتند.
(of a space) filled with things or people

شلوغ
قطار متروی شلوغ در ساعت شلوغی فقط جای ایستادن داشت.
to customize or modify something to fit an individual or market's specific preferences

شخصی سازی کردن
برنامه تمرینی طراحی شده است تا تمرینات را به سطوح تناسب اندام فردی منطبق کند.
(of a farm or an industry) to grow or produce a crop or product

تولید کردن, محصول دادن، بار دادن
علیرغم شرایط آبوهوایی سخت، تاکستان به تولید انگورهای باکیفیت برای تولید شراب ادامه داد.
an insect or small animal that destroys or damages crops, food, etc.

آفت
شتهها یک آفت رایج در باغهای سبزیجات هستند.
any organism that can cause diseases

عامل بیماریزا, پاتوژن، بیمارگر
واکسنها برای محافظت در برابر پاتوژنهای خاص با تحریک سیستم ایمنی برای شناسایی و مبارزه با آنها طراحی شدهاند.
to reduce the severity or seriousness of something unpleasant

تسکین دادن, آرام کردن
دولت اقداماتی را برای کاهش ترافیک در ساعت شلوغی اجرا کرد.
a particular set of actions conducted in a certain way

رویه, اصول، پروسه
آزمایشگاه یک رویه استاندارد برای آزمایش نمونهها دارد تا نتایج ثابتی تضمین شود.
to make an effort to achieve or obtain something

*اقدام به انجام کاری کردن
او تلاش کرد تا مفهوم پیچیده را با خواندن بیشتر در مورد آن درک کند.
having strength and good mental or physical health

قوی
ضربآهنگ شدید و پرجنبوجوش توسط درامر پرتوان به اجرای گروه اضافه شد.
the unexpected start of something terrible, such as a disease

شیوع, همهگیری، فراگیری
شیوع ویروس منجر به اقدامات قرنطینه فوری شد.
fully-grown and physically developed

بالغ, عاقل
چهره بالغ بازیگر خطوط تجربه و خرد را حمل میکرد و به اجراهایش روی صفحه عمق میبخشید.
to reduce the density of something

کم کردن تراکم
باغبان برای اینکه به هویجهای باقیمانده فضای بیشتری برای رشد بدهد، آنها را تخفيف داد.
a young plant that develops from a seed, typically in the early stages of growth after germination

نهال, جوانه
کشاورزان با دقت از نهالها در نهالستانها مراقبت میکنند قبل از اینکه آنها را در مزارع بکارند.
to make something stable, secure, or permanent in a specific place or position

بنا کردن, برپا کردن، تثبیت کردن
شرکت سخت کار کرد تا ستاد خود را در شهر جدید تأسیس کند.
to cause something to remain as a result

باقی گذاشتن
کفشهای گلی روی فرش تازه تمیز شده رد گذاشتند.
in the initial phase of existence or development

جوان, نوپا
رابطه جوان پر از هیجان و کشف بود.
a precise or identifiable position within a continuum, sequence, or process

مرحله
وضعیت بیمار در یک نقطه مشخص در طول درمان بهبود یافت.
(of systems, structures, or arrangements) divided into two distinct parts or groups

دو سطحی, دودویی
عضویت دو سطحی آنها دسترسی به مزایای مختلف در هر سطح را فراهم میکند.
the season or period during which crops are collected from the fields

برداشت, درود
پاییز زمان اصلی برداشت برای کدو تنبل است.
to arrive at a certain stage or point in a process

رسیدن
آنها عقب بودند اما توانستند به مقام دوم برسند.
to distribute something among different time periods or individuals

توزیع کردن, پخش کردن
معلم تصمیم گرفت امتحانات را در طول ترم پخش کند به جای اینکه همه را در یک هفته برگزار کند.
center upon

تمرکز داشتن بر, دور زدن حول
to categorize or group something based on shared characteristics or qualities

طبقه بندی کردن, دسته بندی کردن
کتاب به عنوان داستان طبقهبندی میشود زیرا داستانی ساختگی را روایت میکند.
a chemical element or inorganic compound that green plants absorb and incorporate into their organic molecules to support growth and metabolism

ماده مغذی, عنصر غذایی
روی یک ریزمغذی حیاتی برای عملکرد آنزیم است و کمبود آن اغلب به صورت کلروز بین رگبرگی در برگهای جدید ظاهر میشود.
to go through a complete series of events or stages in a cyclical or repetitive manner

چرخه زدن, از یک چرخه گذر کردن
اکوسیستم از طریق تعادل طبیعی روابط شکارگر-شکار، رشد جمعیت و توالی اکولوژیکی چرخه میزند.
the black or brownish substance consisted of organic remains, rock particles, and clay that forms the upper layer of earth where trees or other plants grow

خاک
او گلها را در خاک غنی و تیره باغ کاشت.
a natural empty space or hollow area inside the body

حفره, فضای خالی
پزشک حفره گوش را معاینه کرد.
any animal that lives by hunting and eating other animals

شکارچی (حیوان), درنده
ساوانای آفریقا خانهای برای طیف متنوعی از شکارچیان است، از جمله شیرها، یوزپلنگها و کفتارها.
a bird with a drill-like beak that makes holes in trees in search of insects to feed on

دارکوب
a class of animals to which humans, cows, lions, etc. belong, have warm blood, fur or hair and typically produce milk to feed their young

پستاندار
کوآلاها کیسهدار هستند، نوعی از پستانداران که منحصر به استرالیا است.
the ability to recover from difficult situations

انعطاف پذیری
پس از حادثه، انعطافپذیری سرباز خانواده و دوستانش را برای حمایت از او در مسیر بهبودی الهام بخشید.
to remain in a location while others depart

تنها ماندن
علیرغم طوفان، معلم فداکار در کلاس ماند تا به دانشآموزی که مشکل داشت کمک کند.
relating to or concerned with the morphology of plants and animals

ساختمانی, ریختشناسی
the presence of a variety of distinct characteristics within a group

تنوع, گوناگونی
دانشگاه تنوع را از طریق برنامههای دانشجویی بینالمللی خود جشن میگیرد و ذهنهای جوان را از سراسر جهان گرد هم میآورد.
a mention or citation of something, often to provide context or support for an idea

مرجع, نقل قول
سخنرانی او ارجاعات متعددی به رویدادهای تاریخی داشت.
a defining or distinctive feature of something

ویژگی, جنبه، ویژگی
هر جنبه از عملکرد تیم پس از مسابقه تحلیل شد.
to be one of the causes or reasons that helps something happen

تأثیر داشتن, نقش داشتن، موجب شدن
بازخورد مشتریان به بهبود محصول کمک کرد.
the assigned or estimated value of something, without necessarily specifying a particular quantity or amount

ارزش
مشارکتهای او در پروژه برای تیم از ارزش فوقالعادهای برخوردار بود.
to say something about someone or something, without giving much detail

اشاره کردن (در صحبت)
او تا دقیقه آخر از مهمانی حرفی نزد، ما را غافلگیر کرد.
having the possibility to develop or be developed into something particular in the future

محتمل, بالقوه
آنها در جلسه طوفان فکری در مورد راهحلهای بالقوه برای مشکل بحث کردند.
to cause engines or machines to operate, function, or perform their designated tasks

راه انداختن (موتور، دستگاه، و غیره)
من باید بعد از شام ماشین ظرفشویی را روشن کنم.
available as an option for something else

جایگزین, دیگر
او به دنبال یک راه حل جایگزین برای مشکل بود.
to cause or give rise to something

به وجود آوردن, ایجاد کردن، تولید کردن، حاصل کردن، پدید آوردن
توسعه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر فرصتهایی برای رشد شغلی در بخش انرژی پاک ایجاد کرده است.
during a period of time

در طول, در طی
پروژه در طول چند ماه انجام خواهد شد.
a variety of things that are different but are of the same general type

گستره, دامنه، محدوده، مجموعه
کمد لباس او شامل محدوده متنوعی از لباسها است، از لباسهای غیررسمی تا لباسهای رسمی.
any living thing that is able to move on its own, such as an animal, fish, etc.

جانور, موجود
کاشفان از تنوع موجوداتی که در اعماق اقیانوس با آنها مواجه شدند، از ماهیهای رنگارنگ تا اختاپوسهای گریزان، شگفتزده شدند.
