کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 3 - خواندن - بخش 2 (1) در کتاب درسی Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
اجرا کردن

نشأت گرفتن

Ex: Her joy seemed to derive from the success of her children .

خوشحالی او به نظر می‌رسید ناشی از موفقیت فرزندانش باشد.

to consume [فعل]
اجرا کردن

خوردن یا نوشیدن

Ex: The picnic menu included a variety of dishes that everyone consumed with delight .

منوی پیکنیک شامل انواع غذاهایی بود که همه با لذت مصرف کردند.

to snack [فعل]
اجرا کردن

*سبک خوردن

Ex: On road trips , it 's common for people to snack on chips and other convenient treats .

در سفرهای جاده‌ای، معمول است که مردم روی چیپس و سایر خوراکی‌های راحت میان‌وعده می‌خورند.

اجرا کردن

سازنده

Ex: As a leading manufacturer of electronic gadgets , the company expanded its reach globally .

به عنوان یک تولیدکننده پیشرو در زمینه گجت‌های الکترونیکی، شرکت دامنه فعالیت خود را در سطح جهانی گسترش داد.

primarily [قید]
اجرا کردن

عمدتا

Ex: The exercise routine is primarily designed to improve cardiovascular health .

روال تمرین عمدتاً برای بهبود سلامت قلب و عروق طراحی شده است.

property [اسم]
اجرا کردن

خاصیت

Ex:

خاصیت شیمیایی اشتعال‌پذیری تعیین می‌کند که یک ماده چقدر به راحتی می‌تواند آتش بگیرد.

to seize [فعل]
اجرا کردن

به زور گرفتن

Ex: The eagle swooped down to seize a fish from the water with its talons .

عقاب برای گرفتن یک ماهی از آب با چنگال‌هایش به پایین شیرجه زد.

to maximize [فعل]
اجرا کردن

به حداکثر رساندن

Ex: While renovating , they were maximizing the use of space in the small apartment .

در حین بازسازی، آنها استفاده از فضای آپارتمان کوچک را به حداکثر می‌رساندند.

اجرا کردن

وقف کردن

Ex:

سازمان متعهد به ارائه آموزش و حمایت به جوامع محروم است.

اجرا کردن

نمایندگی کردن

Ex: The new product line is expected to account for a considerable share of the company 's future profits .

انتظار می‌رود که خط تولید جدید سهم قابل توجهی از سودهای آینده شرکت را به خود اختصاص دهد.

hectare [اسم]
اجرا کردن

هکتار

Ex: In urban planning , the development project spans several hectares of land .

در برنامه‌ریزی شهری، پروژه توسعه چندین هکتار زمین را در بر می‌گیرد.

mere [صفت]
اجرا کردن

فقط

Ex: It 's a mere scratch .

این فقط یک خراش ساده است.

figure [اسم]
اجرا کردن

رقم

Ex: The child learned to recognize figures during early math lessons .

کودک در درس‌های اولیه ریاضی یاد گرفت که اعداد را تشخیص دهد.

اجرا کردن

طرفدار حفاظت از محیط‌زیست

Ex: The government appointed a renowned conservationist to oversee the national park 's preservation efforts .

دولت یک محیط‌بان مشهور را برای نظارت بر تلاش‌های حفاظت از پارک ملی منصوب کرد.

to cite [فعل]
اجرا کردن

استناد کردن

Ex: The scientist cited previous experiments to support her hypothesis .

دانشمند به آزمایش‌های قبلی استناد کرد تا فرضیه خود را تأیید کند.

plantation [اسم]
اجرا کردن

مزرعه

Ex: A river flowed beside the sycamore plantation , helping the trees grow .

رودخانه‌ای در کنار مزرعه چنار جریان داشت و به رشد درختان کمک می‌کرد.

countless [صفت]
اجرا کردن

بی‌شمار

Ex: The night sky was filled with countless stars .

آسمان شب پر از ستارگان بی‌شمار بود.

اجرا کردن

جنگل‌زدایی

Ex: The deforestation of mountain slopes increases the risk of landslides .

جنگل‌زدایی دامنه‌های کوهستانی خطر رانش زمین را افزایش می‌دهد.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

اجرا کردن

گونه‌های در معرض خطر

Ex: Zoos sometimes play a role in breeding endangered species .

باغ وحش‌ها گاهی در پرورش گونه‌های در معرض انقراض نقش دارند.

fauna [اسم]
اجرا کردن

پوشش جانوری

Ex: The biologist conducted a survey of the local fauna , documenting the various species of birds , mammals , and insects inhabiting the area .

زیست‌شناس یک بررسی از جانوران محلی انجام داد و گونه‌های مختلف پرندگان، پستانداران و حشرات ساکن در منطقه را مستند کرد.

threat [اسم]
اجرا کردن

تهدید

Ex: Rising unemployment rates are seen as a potential threat to the country 's economic stability .
اجرا کردن

تنوع زیستی

Ex: Preserving biodiversity is crucial for maintaining the balance of natural ecosystems .

حفظ تنوع زیستی برای حفظ تعادل اکوسیستم‌های طبیعی حیاتی است.

to declare [فعل]
اجرا کردن

اعلام کردن

Ex: After counting the votes , the election commission declared the final results of the election .

پس از شمارش آرا، کمیسیون انتخابات نتایج نهایی انتخابات را اعلام کرد.

radical [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: The artist 's radical approach to painting broke all traditional rules .

رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.

اجرا کردن

حامی محیط‌زیست

Ex: He became an environmentalist after witnessing the devastating effects of climate change on his hometown .

او پس از مشاهده اثرات ویرانگر تغییرات آب و هوایی بر زادگاهش، به یک محیط‌زیست‌گرا تبدیل شد.

to boycott [فعل]
اجرا کردن

تحریم کردن

Ex: Students planned to boycott classes to draw attention to the need for educational reforms .

دانش‌آموزان قصد داشتند کلاس‌ها را تحریم کنند تا توجه را به نیاز به اصلاحات آموزشی جلب کنند.

to argue [فعل]
اجرا کردن

استدلال کردن

Ex: The student argued for the inclusion of diverse perspectives in the curriculum .

دانشجو استدلال کرد برای گنجاندن دیدگاه‌های متنوع در برنامه درسی.

dramatic [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The change in weather was dramatic , with thunderstorms appearing out of nowhere .

تغییر آب و هوا دراماتیک بود، با رعد و برق‌هایی که ناگهان ظاهر شدند.

intuitive [صفت]
اجرا کردن

شهودی

Ex: The intuitive solution to the problem came to her in the middle of the night .

راه‌حال شهودی مشکل در نیمه‌شب به ذهنش رسید.

nuanced [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: The actor gave a nuanced performance that captured every emotion .

بازیگر یک اجرای ظریف ارائه داد که هر احساسی را به تصویر کشید.

vital [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Adequate hydration is vital for maintaining overall health .

آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.

desirable [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: The neighborhood 's desirable schools and amenities attracted families looking to settle down .

مدارس و امکانات مطلوب محله، خانواده‌هایی را که به دنبال سکونت بودند جذب کرد.

اجرا کردن

از بین بردن

Ex: The software developers have recently eliminated bugs to improve overall performance .

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار اخیراً باگ‌ها را حذف کرده‌اند تا عملکرد کلی را بهبود بخشند.

اجرا کردن

زنجیره تأمین

Ex: The pandemic exposed vulnerabilities in international supply chains .

همه‌گیری آسیب‌پذیری‌ها در زنجیره‌های تأمین بین‌المللی را آشکار کرد.

اجرا کردن

کشور در حال توسعه

Ex: Developing countries face numerous challenges , including poverty and lack of access to healthcare .

کشورهای در حال توسعه با چالش‌های متعددی روبرو هستند، از جمله فقر و عدم دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی.

livelihood [اسم]
اجرا کردن

وسیله معاش

Ex: Artisans rely on their craft as their livelihood , creating handmade products to sell at markets or online .

صنعتگران به صنعت خود به عنوان معیشت متکی هستند، محصولات دست ساز را برای فروش در بازارها یا آنلاین ایجاد می‌کنند.

to strike [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: The company struck a compromise with the labor union to avoid a strike .

شرکت به یک سازش با اتحادیه کارگری رسید تا از اعتصاب جلوگیری کند.

utilitarian [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: The bridge was built with a utilitarian style , prioritizing strength over beauty .

پل با سبکی کاربردی ساخته شد که استحکام را بر زیبایی ترجیح می‌داد.

cropland [اسم]
اجرا کردن

زمین کشاورزی

Ex:

او ماشین‌آلات جدیدی خرید تا راحت‌تر روی زمین کشاورزی خود کار کند.

اجرا کردن

موضوع دعوا

Ex: The decision to implement new policies became the bone of contention between the management and the employees , sparking protests in the workplace .
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3