سطح اولیه - خانواده گسترده
اینجا شما کلمات برای خانواده گسترده مانند عمو، عمه، دخترعمو و نوه را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح A2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Der männliche Nachkomme eines Kindes
![نوه [مذکر]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
نوه [مذکر]
او یک نوه پسر و یک نوه دختر دارد.
Die weibliche Nachkomme eines Kindes
![نوه [مونث]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
نوه [مونث]
نوه من بسیار دوستانه است.
Die Schwester eines Elternteils oder die Frau eines Onkels

عمه یا خاله, زن عمو، زن دایی
عمهی من همیشه برایم هدیه میآورد.
Der Bruder eines Elternteils oder der Ehemann einer Tante

عمو یا دایی, شوهر خاله، شوهر عمه
عموی من خانهای بزرگ دارد.
Der Sohn eines Onkels oder einer Tante

پسر عمو/عمه/خاله/دایی
پسرعموی من عاشق فوتبال بازی کردن است.
Die Tochter eines Onkels oder einer Tante

دختر عمو/عمه/خاله/دایی
دخترعموی من و من اغلب به سینما میرویم.
In einer familiären Beziehung stehend

خویشاوند, فامیل، دارای رابطه فامیلی
ما فقط خویشاوندان دور هستیم.
Eine verheiratete Frau in einer Ehe

همسر, زن
او یک همسر و مادر خوب است.
Ein verheirateter Mann in einer Ehe

شوهر, همسر
شوهرش دوست دارد آشپزی کند.
Der Vater des Großvaters oder der Großmutter

پدر پدربزرگ
عکس قدیمی پدر بزرگ پدربزرگم را به عنوان یک مرد جوان نشان میدهد.
Die Mutter des Großvaters oder der Großmutter

مادر مادربزرگ (جد مادری)
مادربزرگ بزرگ من زن بسیار قویای بود.
Der Enkel des eigenen Kindes, also das Kind des Enkels oder der Enkelin

نتیجه
نوهی فرزندم دوست دارد در باغ بازی کند.
Der Bruder, mit dem man nur einen Elternteil gemeinsam hat

برادر ناتنی
ما با هم تولدها را جشن میگیریم، هرچند که نابرادر هستیم.
Die Schwester, mit der man nur einen Elternteil gemeinsam hat

خواهر ناتنی
Die Tochter von deinem Bruder oder deiner Schwester

دختر خواهر/برادر
او با افتخار از دختر برادر یا خواهرش صحبت میکند.
Der Sohn von deinem Bruder oder deiner Schwester

پسر خواهر/برادر
او وقت زیادی را با برادرزاده خود میگذراند.
Die Eltern des Ehepartners

والدین همسر
پدر و مادر همسرم بسیار دوستانه و مهربان هستند.
Der Vater des Ehepartners

پدرشوهر/پدرزن
پدرشوهر اغلب بسیار مفید است.
Die Mutter des Ehepartners

مادرشوهر/مادرزن
مادرشوهر همیشه نصیحتهای خوبی دارد.
Der Ehemann der Tochter oder des Sohnes

داماد, داماد
داماد من از خانواده ما بسیار حمایت میکند.
Die Ehefrau des Sohnes oder der Tochter

زن پسر, عروس
عروس من بسیار خوب آشپزی میکند.
Der Bruder des Ehepartners oder der Ehemann der Schwester

برادرشوهر/برادرزن/شوهرخواهر, شوهر خواهر
شوهر خواهر بخش مهمی از خانواده ما است.
Die Schwester des Ehepartners oder die Ehefrau des Bruders

خواهرشوهر/خواهرزن/زنبرادر/جاری, زن برادر
ما اغلب کریسمس را با خواهر شوهر جشن میگیریم.
Der Mann, mit dem man früher verheiratet war

شوهر سابق
شوهر سابقش یک زن جدید دارد.
Die Frau, mit der man früher verheiratet war

زن سابق
همسر سابق ماهانه نفقه دریافت میکند.
Eine Person, die durch Blut oder Ehe mit einer anderen Person verbunden ist

خویشاوند, یکی از فامیل، یکی از خویشاندان
خویشاوندان در زمانهای سخت از یکدیگر حمایت میکنند.
