واژگان احساسات و عواطف به زبان آلمانی

اینجا شما کلمات مربوط به احساسات و عواطف مانند قدردانی، حسادت، شور و خشم را یاد خواهید گرفت که برای زبان‌آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح بالای متوسط
اجرا کردن

دودل

Ex: Ich bin hin- und hergerissen beide Optionen haben Vor- und Nachteile.

من دودل هستم – هر دو گزینه مزایا و معایبی دارند.

اجرا کردن

سپاسگزاری

Ex: Aus Dankbarkeit schenkte sie ihm ein Buch.

از روی سپاسگزاری، او به او یک کتاب هدیه داد.

die Emotion [اسم]
اجرا کردن

احساس

Ex: Die Schauspielerin zeigte tiefe Emotionen in ihrer Rolle.

بازیگر احساسات عمیقی را در نقش خود نشان داد.

اجرا کردن

پریشانی

Ex: Mit funkelnder Aufregung öffnete er das Paket.

با هیجان درخشان، او بسته را باز کرد.

anrühren [فعل]
اجرا کردن

متاثر کردن

Ex: Ihre Geschichte rührte alle Zuhörer an.

داستان او تأثیر گذاشت بر همه شنوندگان.

اجرا کردن

نگرانی

Ex: Die Befürchtung vor einer Wirtschaftskrise wächst.

نگرانی از یک بحران اقتصادی در حال افزایش است.

اجرا کردن

آرامش

Ex: Die Nachricht brachte allen Erleichterung.

خبر آسودگی را برای همه به ارمغان آورد.

staunen [فعل]
اجرا کردن

شگفت‌زده شدن

Ex: Ich staune über deine Fortschritte!

من شگفت‌زده می‌شوم از پیشرفت تو !

اجرا کردن

حسادت

Ex: Eifersucht kann Beziehungen belasten.

حسادت می‌تواند روابط را تحت فشار قرار دهد.

der Neid [اسم]
اجرا کردن

حسد

Ex: Neid ist ein schlechtes Gefühl, das oft zu Problemen führt.

حسادت یک احساس بد است که اغلب منجر به مشکلات می‌شود.

überrascht [صفت]
اجرا کردن

متعجب

Ex: Sie war überrascht von der guten Nachricht.

او از خبر خوب متعجب بود.

die Scham [اسم]
اجرا کردن

شرم

Ex: Scham kann Menschen davon abhalten, um Hilfe zu bitten.

شرم می‌تواند مانع از درخواست کمک مردم شود.

verärgert [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: Sie ist verärgert über die späte Ankunft.

او از دیر رسیدن عصبانی است.

اجرا کردن

شوق

Ex: Seine Leidenschaft für Musik begann in der Kindheit.

شور و اشتیاق او به موسیقی در کودکی آغاز شد.

die Wut [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: Sie konnte ihre Wut kaum kontrollieren.

او به سختی می‌توانست خشم خود را کنترل کند.

اجرا کردن

لذت‌گرا

Ex: Die genussorientierte Veranstaltung lockte Feinschmecker an.

رویداد لذت‌محور گورمت‌ها را جذب کرد.

سطح بالای متوسط
ویژگی‌های انسانی ویژگی‌ها و مشخصات خاص احساسات و عواطف انواع جدایی و پایان روابط
لباس و ظاهر Heim حرفه‌ها، دنیای کار و اقتصاد حرکات بدنی و وضعیت بدن
ورزش و تجهیزات ورزش Reisen توضیح مکان‌ها
حمل و نقل Natur حیوانات و حیوانات خانگی آب و هوا و اقلیم
حفاظت از محیط زیست و طبیعت علوم پایه Mathematik Technologie
Astronomie پزشکی و بیماری‌ها سلامت روان و روانشناسی تغذیه و رژیم‌شناسی
Religion Politik Recht تنظیم و انضباط
جرم اینترنت و رسانه‌های اجتماعی Kommunikation استدلال و بحث
رسانه‌ها و اخبار عشق و روابط زندگی و زندگینامه اجتماعی
دانش و درک ادبیات و کتاب‌ها فرآیندهای ذهنی موفقیت، شکست و انگیزه
اوقات فراغت و فعالیت‌ها موافقت و مخالفت جامعه و فرهنگ رویدادها و حوادث
Verhalten ادراک و حواس تئاتر و هنر سینما اعضای بدن و آناتومی
مالی و اقتصاد زمان و مراجع زمانی آکادمی و تحصیلات امکانات
ارزیابی ذهنی منطق و عقل هنر و طراحی ابزارها و وسایل
خواب و استراحت اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها معماری شهری و جاذبه‌های گردشگری ساختار و ترکیب
پیوندها و اتصالات ماوراءالطبیعه و عرفان مبادله و تجارت اسناد و پیوست‌ها
فوریت و فشار زمان کشاورزی و محیط زیست تحریک حسی و عاطفی تولید و محصولات
فریب و گمراهی مالکیت و تصرف در دسترس بودن و منابع زندگی حرفهای و شغلی
نظامی و دفاع آمار و تحلیل داده‌ها Sprache تنظیمات و نظرات
مواد و پارچه‌ها ترس‌ها و فوبیاها صداهای حیوانات کشورها و قاره‌ها
غذاها و خوراک‌ها مواد و استفاده از آنها ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی Veränderung
درد، بیماری و جراحی Migration Philosophie پست و تلفن
درجه شدت میوه‌ها