واژگان برای ارتباط به زبان آلمانی

اینجا شما کلمات ارتباطی مانند ادعا کردن، توصیف کردن، اطلاع دادن و گزارش دادن را یاد می‌گیرید که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح متوسط
behaupten [فعل]
اجرا کردن

ادعا کردن

Ex: Sie behauptete, den Mann nicht zu kennen.

او ادعا کرد که آن مرد را نمی‌شناسد.

begründen [فعل]
اجرا کردن

استدلال کردن

Ex: Wie kannst du diese Forderung begründen?

چگونه می‌توانید این درخواست را توجیه کنید؟

angeben [فعل]
اجرا کردن

اعلام کردن

Ex: Sie müssen den Grund der Reise angeben.

شما باید دلیل سفر را ذکر کنید.

beschreiben [فعل]
اجرا کردن

شرح دادن

Ex: Er beschreibt seine Erlebnisse im Urlaub.

او تجربیات خود را در تعطیلات توصیف می‌کند.

erfahren [فعل]
اجرا کردن

مطلع شدن

Ex: Wo hast du das erfahren?

از کجا متوجه شدی ؟

klären [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: Kannst du die Situation bitte klären?

آیا می‌توانید لطفاً وضعیت را روشن کنید؟

fließend [صفت]
اجرا کردن

شیوا

Ex: Er spricht fließend Deutsch.

او به روانی آلمانی صحبت می‌کند.

mündlich [صفت]
اجرا کردن

شفاهی

Ex: Mündliche Absprachen sind oft schwer zu beweisen.

توافق‌نامه‌های شفاهی اغلب اثبات‌شان دشوار است.

der Witz [اسم]
اجرا کردن

لطیفه

Ex: Der Witz hat alle zum Lachen gebracht.

جوک همه را خنداند.

der Notruf [اسم]
اجرا کردن

تماس اضطراری

Ex: Der Notruf wurde schnell beantwortet.

تماس اضطراری به سرعت پاسخ داده شد.

اجرا کردن

اعلام کردن

Ex: Der Direktor gab die Gewinner des Wettbewerbs bekannt.

مدیر برندگان مسابقه را اعلام کرد.

melden [فعل]
اجرا کردن

گزارش دادن

Ex: Der Unfall wurde der Polizei gemeldet.

حادثه به پلیس گزارش شد.

ankündigen [فعل]
اجرا کردن

اعلام کردن

Ex: Der Lehrer kündigte die Prüfung nächste Woche an.

معلم اعلام کرد که هفته آینده امتحان برگزار می‌شود.

mitteilen [فعل]
اجرا کردن

اطلاع دادن

Ex: Kannst du mir das Ergebnis mitteilen?

می‌توانی نتیجه را به من اعلام کنی؟

اجرا کردن

توصیف

Ex: Kannst du mir eine kurze Beschreibung geben?

آیا می‌توانید یک توضیح کوتاه به من بدهید ؟

ausrichten [فعل]
اجرا کردن

اطلاع دادن

Ex: Kannst du ihm die Nachricht ausrichten?

آیا می‌توانی پیام را به او برسانی؟

berichten [فعل]
اجرا کردن

اطلاع دادن

Ex: Sie berichtete ihrer Mutter das Ergebnis.

او نتیجه را به مادرش گزارش داد.

raten [فعل]
اجرا کردن

توصیه کردن

Ex: Der Arzt riet mir zu mehr Bewegung.

پزشک به من توصیه کرد که بیشتر ورزش کنم.

erzählen [فعل]
اجرا کردن

تعریف کردن

Ex: Er erzählt mir immer von seinen Erlebnissen.

او همیشه تجربیاتش را برای من تعریف می‌کند.

اجرا کردن

توصیه

Ex: Kannst du mir eine Empfehlung für ein Restaurant geben?

آیا می‌توانید یک توصیه برای یک رستوران به من بدهید؟

اجرا کردن

سازش

Ex: Manchmal ist ein Kompromiss notwendig.

گاهی اوقات یک مصالحه ضروری است.

der Humor [اسم]
اجرا کردن

شوخ طبعی

Ex: Humor hilft, schwierige Situationen zu meistern.

طنز به تسلط بر موقعیت‌های دشوار کمک می‌کند.

der Rat [اسم]
اجرا کردن

توصیه

Ex: Ich brauche deinen Rat bei diesem Problem.

من به توصیه شما در مورد این مشکل نیاز دارم.

اجرا کردن

خداحافظی کردن

Ex: Sie hat sich freundlich verabschiedet.

او با مهربانی خداحافظی کرد.

اجرا کردن

معذرت‌خواهی کردن

Ex: Er hat sich bei ihr entschuldigt.

او از او عذرخواهی کرد.

اجرا کردن

صحبت کردن

Ex: Ich unterhalte mich gern mit dir.

من از صحبت کردن با تو لذت می‌برم.

سطح متوسط
Literatur زبان و گفتگو Kommunikation جشن‌ها و مهمانی‌ها
بازی‌ها و اسباب‌بازی‌ها تأسیسات تفریحی و استراحت سفر و گردشگری فضاها و مکان‌ها
افعال عمومی آب و هوا و اقلیم حرفه‌ها جرم و مشکلات اجتماعی
سازمان و برنامه‌ها روال روزانه و کارهای خانه اجازه و تعهد اسم‌های انتزاعی
اسم‌های مرتبط با کار افعال و صفت‌های مرتبط با کار افعال فرآیندهای ذهنی اقدامات فیزیکی
ریاضیات و فیزیک الکترونیک اقدامات فنی یا عملی قیدهای زمانی
قیدهای حالت قیدهای مهم قیدهای مکان قیدهای درجه
عبارات رایج و حروف ندا حروف اضافه رایج حروف ربط و ضمایر رایج صفات رایج
صفت‌های غذا صفت‌های ویژگی‌های فیزیکی و شکل‌ها صفت‌های رایج صفت‌های کمیت و اندازه
صفات زمان و فرکانس ویژگی‌های فیزیکی داده‌های شخصی و مراحل زندگی صفات شخصیتی
صفات کیفیت و ارزیابی احساسات و واکنش‌ها فرآیندهای ذهنی بحث و مناظره
مسکن و اقامت وسایل خانگی ابزارها و اشیاء روزمره شهر و روستا
کشاورزی و دامپروری زندگی کاری مالی و اقتصاد موفقیت و شکست
دستورالعمل‌ها و درخواست‌ها جامعه و فرهنگ Umfeld طبیعت و حیات وحش
قانون و نظم جنگ و درگیری تاریخ و حکمرانی دین و ایمان
Verhalten آموزش و علم رشته‌های دانشگاهی علم و پژوهش
رسانه و روزنامه‌نگاری حمل و نقل خودروها و رانندگی علوم کامپیوتر و فناوری
زندگی اجتماعی و روابط ورزش بدن انسان سلامت و پزشکی
مد و لباس مراقبت از بدن و بهداشت آرایش و درمان‌های زیبایی غذا و رژیم غذایی
علت و معلول هنر و سرگرمی موسیقی و صداها