سطح متوسط - Kommunikation
اینجا شما کلمات ارتباطی مانند ادعا کردن، توصیف کردن، اطلاع دادن و گزارش دادن را یاد میگیرید که برای زبانآموزان سطح B1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Etwas sagen und dabei überzeugt sein, dass es stimmt

ادعا کردن, اظهار کردن
او ادعا میکند که خودش کتاب را نوشته است.
Einen Grund oder eine Erklärung für etwas geben

استدلال کردن, توجیه کردن، دلیل آوردن
او نمیتوانست رفتارش را توجیه کند.
Etwas mitteilen oder sagen, besonders offiziell oder genau

اعلام کردن, مشخص کردن
شرکت اعلام میکند آمار تولید برای سال گذشته را.
Etwas mit Worten erklären oder darstellen, wie etwas aussieht oder ist

شرح دادن, توصیف کردن
من نمیتوانم توصیف کنم که چقدر خوشحال بودم.
Etwas neu kennenlernen oder herausfinden

مطلع شدن, فهمیدن، شنیدن
او میخواهد بیشتر در مورد ریشههایش بداند.
Ein Problem lösen oder eine Situation aufklären

حل کردن, روشن کردن، حل و فصل کردن
معلم سوال دشوار را برای دانشآموزان روشن میکند.
Ohne Unterbrechungen oder Stockungen

شیوا, سلیس
سخنرانی روان او همه را تحت تأثیر قرار داد.
Auf das Sprechen bezogen

شفاهی, کلامی، دهانی
امتحان شفاهی هفته آینده برگزار خواهد شد.
Eine kurze, lustige Geschichte oder Bemerkung, die Menschen zum Lachen bringt

لطیفه, جوک
آنها دوست دارند جوک بگویند.
Ein Anruf, der in einem Notfall Hilfe fordert

تماس اضطراری
بسیاری از کشورها شمارههای اورژانس متفاوتی دارند.
Etwas offiziell oder öffentlich mitteilen

اعلام کردن, منتشر کردن
شرکت باید تغییرات را اعلام کند.
Informationen weitergeben oder etwas anzeigen

گزارش دادن, اطلاع دادن
او حادثه را به رئیس خود گزارش داد.
Etwas vorher offiziell bekanntgeben

اعلام کردن, خبر دادن
ما باید جلسه را بهموقع اعلام کنیم.
Jemandem etwas sagen oder informieren

اطلاع دادن
او دیروز چیزی شخصی به من اطلاع داد.
Ein Text oder eine Erklärung, die etwas genau erklärt oder darstellt

توصیف, شرح
توضیحات با عکس مطابقت دارد.
Jemandem eine Nachricht oder Information übermitteln

اطلاع دادن, خبر دادن، پیغام رساندن
پیامرسان اعلامیه مهم را منتقل کرد.
Informationen oder Nachrichten über etwas mitteilen

اطلاع دادن, تعریف کردن
آیا میتوانید در مورد آن بیشتر گزارش دهید؟
Jemandem einen Ratschlag oder eine Empfehlung geben

توصیه کردن, پیشنهاد کردن
آنها ما را از سفر منصرف کردند.
Etwas mündlich berichten oder erklären

تعریف کردن, گفتن، توضیح دادن
او به ما گفت که چه اتفاقی افتاده است.
Ein Ratschlag oder Vorschlag, der jemandem hilft, eine gute Entscheidung zu treffen

توصیه
او یک توصیهنامه برای همکارش نوشت.
Eine Lösung, bei der zwei Seiten aufeinander zugehen und beide auf etwas verzichten

سازش, مصالحه، توافق
توافق به درگیری پایان داد.
Die Fähigkeit, Dinge auf eine lustige oder unterhaltsame Weise zu sehen oder darzustellen

شوخ طبعی
گاهی اوقات، طنز در حرکات کوچک نشان داده میشود.
Eine Empfehlung oder ein Vorschlag, den man jemandem gibt

توصیه, مشورت
ما از توصیه او پیروی کردیم و استراحت کردیم.
Auf Wiedersehen sagen

خداحافظی کردن, رفتن
من الآن خداحافظی میکنم.
Für eigenes Verhalten oder Fehler um Verzeihung bitten

معذرتخواهی کردن, عذر خواستن
میخواهم از شما عذرخواهی کنم.
Mit jemandem reden, oft freundlich und locker

صحبت کردن, تبادل نظر کردن
آیا شما خوب صحبت کردید؟
