سطح اولیه - احساسات و واکنشها
اینجا شما کلمات مربوط به احساسات و واکنشها مانند ترس، غم، خنده و گریه را یاد میگیرید که برای زبانآموزان سطح A2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Ein Gefühl der Furcht oder Besorgnis

ترس, نگرانی
بدون ترس، نمیتوان شجاع بود.
Ein positives Gefühl, etwas tun zu wollen

علاقه, حوصله، میل
میل من به سفر زیاد است.
Gefühl der Angst oder Unsicherheit über etwas

نگرانی, اضطراب
وضعیت اقتصادی بسیاری را از نگرانی پر میکند.
Zufrieden und innerlich glücklich

خوشحال, خرسند
آیا تو اکنون خوشحال هستی؟
Gefühl von innerer Anspannung, Angst oder Unsicherheit

عصبی, مضطرب
افراد عصبی اغلب به استرس سریع واکنش نشان میدهند.
Zeigt oder verursacht Traurigkeit

غمگین, ناراحت
چرا اینقدر غمگین به نظر میرسی؟
Tränen zeigen, weil man traurig oder emotional ist

گریه کردن
بعد از فیلم، بسیاری از بینندگان گریستند.
Laut und fröhlich reagieren, wenn etwas lustig ist

خندیدن
او به ندرت میخندد.
Beschreibt eine Person, die stark erregt, nervös oder voller Spannung ist

هیجانزده, سرآسیمه
ما هیجانزده بودیم تا کشور جدید را کشف کنیم.
Keine Wünsche oder Beschwerden habend

راضی, خرسند
ما از خدمات راضی هستیم.
Mit Zufriedenheit und Selbstachtung über eigene Leistungen oder Eigenschaften

سرافراز, مفتخر
او از اینکه بخشی از تیم است افتخار میکند.
Beschreibt eine Person, die ruhig, gelassen und stressfrei ist

آرام
یک فرد آرام به راحتی آشفته نمیشود.
Sehr überrascht und verwundert

شگفتزده
به شادی حیرتزده من، او بلافاصله گفت بله.
Von einer Last oder Sorge befreit

آسوده خاطر, تسکینیافته
من خیلی آسودهخاطر هستم که تو به سلامت به خانه رسیدی!
Schnell besorgt oder in Furcht geraten

نگران, مضطرب، دلواپس
من نگران هستم که ممکن است چیزی اشتباه پیش برود.
Ein Gefühl von Angst oder Sorge, oft ohne klaren Grund

ترس
نگرانی از نتیجه او را از خوابیدن بازداشت.
Von Sorgen erfüllt

نگران
ما نگرانیم که ممکن است قطار را از دست بدهیم.
Ohne Gesellschaft sein und sich allein fühlen

تنها
او به عنوان نگهبان فانوس دریایی زندگی تنهایی را گذراند.
Nicht klar denken können

گیج, مغشوش، گیج، سردرگم
بعد از فیلم، من کاملاً گیج شدم در مورد پایان.
Enttäuscht und verärgert, weil ein Ziel nicht erreicht oder ein Bedürfnis nicht erfüllt werden kann

درمانده, مستاصل، ناامید
آه ناامید او به وضوح قابل شنیدن بود.
zutiefst bestürzt oder empört über etwas Unerwartetes oder Schlimmes; sehr schockiert

شوکه, شوکزده
"این باورنکردنی است!", او شوکهشده فریاد زد.