Besitz, Eigentum oder eine Eigenschaft ausdrücken

داشتن
آیا شما پول کافی دارید؟
Eine Tätigkeit ausführen

انجام دادن, (کاری) کردن
آنها در حال انجام یک پیادهروی هستند.
Jemandem etwas überreichen oder überlassen

دادن
او به کودک یک توپ میدهد.
Etwas von einem Ort entfernen

برداشتن, بردن
او کتاب را از قفسه برداشت.
Etwas oder jemanden entdecken

پیدا کردن
ما راه را پیدا نمیکنیم.
Versuchen, etwas oder jemanden zu finden

جستوجو کردن, گشتن
او ساعتهاست که در حال جستجوی تلفن همراهش است.
Jemandem eine Frage stellen

سوال پرسیدن, درخواست کردن، سوال کردن
او همیشه سوالات زیادی میپرسد.
Einen starken Wunsch oder Willen ausdrücken

خواستن, میل داشتن
او نمیخواهد صحبت کند.
Notwendigkeit oder Zwang ausdrücken

مجبور بودن, بایستن
شما باید به پزشک زنگ بزنید.
Erlaubnis haben, etwas zu tun

اجازه داشتن
شما اجازه ندارید از تلفن استفاده کنید.
Eine Pflicht, Notwendigkeit oder Anweisung ausdrücken

مجبور بودن, اجبار داشتن، بایستن
او باید کتاب را بخواند.