واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - توصیه و تصمیم
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مشاوره و تصمیم گیری، مانند "edify"، "proffer"، "mentee" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to strongly advise a person to take a particular action

نصیحت کردن, پند دادن
مدیر به کارمندان تذکر میدهد که در طول جلسات آموزشی سیاستهای شرکت را رعایت کنند.
to speak positively about someone or something and suggest their suitability

تأیید کردن
منقد غذایی رستوران را به خاطر آشپزی نوآورانه و خدمات توجهبرانگیزش به خوانندگان توصیه کرد.
to think about or consider something as a possibility

به عنوان یک احتمال در نظر گرفتن
او نیاز داشت قبل از پذیرفتن یک پیشنهاد شغلی جدید، گزینههای شغلی خود را در نظر بگیرد.
to think carefully about something and consider it before making a decision

تأمل کردن
او به طور منظم قبل از اتخاذ انتخابهای مهم زندگی تأمل میکند.
to make someone develop intellectually or morally

اخلاق آموختن, آموزش دادن
منتور به دنبال آموزش منتی از طریق بازخورد سازنده و راهنمایی بود، تا رشد شخصی و حرفهای را تقویت کند.
to tell someone to do something by ordering or instructing them

به کسی دستور انجام کاری را دادن, مجبور کردن
معلم به دانشآموزان دستور داد که تکالیف خود را تا پایان هفته تکمیل کنند.
to strongly argue, disapprove, or disagree with someone or something

بحث کردن یا مخالفت کردن
فردا، من با صاحبخانهام درباره افزایش ناگهانی اجاره اعتراض خواهم کرد.
to be attentive to advice or a warning

اعتنا کردن, توجه کردن
او به نشانههای هشدار توجه نکرد و در نهایت در جنگل گم شد.
to convince or make someone do something

مجبور کردن
سخنران انگیزشی مخاطبان را متقاعد کرد تا اقدام کنند و به دنبال رویاهایشان بروند.
to argue and express one's disagreement or objection to something

شدیداً مخالفت کردن
شهروندان علیه ساخت بزرگراه جدید اعتراض کردند.
to choose something over something else

انتخاب کردن, برگزیدن
وقتی با دو پیشنهاد شغلی روبرو شد، او گزینهای را انتخاب کرد که فرصتهای بهتری برای پیشرفت شغلی داشت.
to offer an explanation, advice, or one's opinion on something

پیشنهاد کردن, عرضه داشتن
سارا با استفاده از سالها تجربه خود در صنعت، پیشنهادهایش را برای مدیریت وضعیت ارائه داد.
to postpone something that needs to be done

به تعویق انداختن, پشت گوش انداختن
او پرداخت قبضهایش را به تعویق انداخت تا زمانی که موعدشان گذشت.
to hold back and hesitate due to uncertainty

مردد بودن, دودل بودن
در مواجهه با انتقادات، نویسنده از بیان دیدگاه منحصر به فرد خود در رمان درنگ نکرد.
to make a decision with determination

تصمیم راسخ گرفتن
علیرغم چالشهای پیش رو، او مصمم شد تا بر آنها غلبه کند و به اهدافش برسد.
the practice of giving professional advice within a particular field

مشاوره, دفتر مشاوره
a reliable and experienced person who helps those with less experience

مربی, مرشد
منتورها نقش مهمی در استقبال از کارمندان جدید و کمک به آنها برای انطباق با فرهنگ محیط کار دارند.
a signal, advice, or indication pointing to a potential opportunity or course of action

نصیحت, توصیه
کارگزار به من راهنمایی داد که کدام سهام را بخرم.
a vote or formal decision that prevents a proposal or measure from being approved

وتو, وتو
وتو شهردار توسط اکثریت دو سوم لغو شد.
the faculty to use free will and make decisions

اراده, خواست، اختیار
تصمیم سفر کاملاً از خواست خودش گرفته شد؛ هیچکس او را تحت فشار نگذاشت.
having contradictory views or feelings about something or someone

دو دل, مردد
او در مورد شرکت در مهمانی دوگانهنگر بود، بین تمایل به معاشرت و ترجیح ماندن در خانه درگیر بود.
confused and unable to think clearly

سردرگم
دارو باعث شد او احساس گیجی و سردرگمی کند.
capable of quickly grasping complex topics and offer clear and insightful perspectives

تیزبین, نافذ
در تحلیل تیزبین خود، او با مهارت از پیچیدگیهای موضوع عبور میکند و بر جنبههای اساسی که دیگران ممکن است نادیده بگیرند، نور میافکند.
not known, measured, or specified precisely

نامشخص, نامعین
زمان دقیق رسیدن او نامشخص بود، که باعث شد همه از زمان ظاهر شدن او مطمئن نباشند.
hesitant and uncertain about what to do

مردد, دودل
رفتار بیتصمیم او در جلسه نشاندهنده عدم اعتماد به نفس او در ایدههایش بود.
(of a group) fully in agreement on something

متحد و موافق, متّفقالقول، همرأی
پزشکان در تشخیص بیمار همعقیده بودند.
accepted as true or genuine, without any doubt or disagreement

مسلم, حتمی
این شهر رهبر بیچونوچرا در صنعت فناوری است که میزبان بزرگترین شرکتها در این زمینه است.
