اثر ثانوی
بحران مالی یک عوارض جانبی اقتصادی به جا گذاشت که سالها طول کشید تا از آن بهبود یابند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره علت و معلول، مانند "افزایش"، "علّیت"، "موثر" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اثر ثانوی
بحران مالی یک عوارض جانبی اقتصادی به جا گذاشت که سالها طول کشید تا از آن بهبود یابند.
عواقب
شرکت برای بازسازی اعتبار خود در پیامد رسوایی تلاش کرد.
افزایش (در مقدار یا اندازه چیزی)
او پس از ماهها تمرین مداوم، افزایش واضحی در قدرت عضلانی خود مشاهده کرد.
باعث چیزی شدن
کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.
تأثیر جانبی
مطالعه نشان داد که بهبود پویایی تیم یک محصول جانبی از جلسات منظم بود.
سببشدن
علت خرابی نرمافزار به یک خطای کدنویسی بازگردانده شد.
علیت
مستند به بررسی علت و معلولی پشت فاجعه زیست محیطی پرداخت.
اعمال شدن
متعاقب
تصمیم شرکت برای کاهش هزینهها منجر به افزایش نتیجهای نارضایتی کارکنان شد.
زمینه ساز
شرایط آب و هوایی مؤثر در تصادف ماشین در بزرگراه بودند.
فزاینده
با هر لایه اضافی رنگ، اثر هنری عمق رنگی تجمعی به دست آورد.
بدتر شدن
روابط میتوانند بدتر شوند اگر ارتباط و درک از بین برود.
مؤثر
رویکرد موثر تیم منجر به حل موفقیتآمیز مشکل شد.
رخ دادن
یک استراتژی جدید از جلسه طوفان فکری تیم حاصل شد.
نتیجه منطقی چیز دیگری بودن
نرخ بالای جابجایی حاکی از مشکلات رضایت کارکنان است.
موجب شدن
دمای بالا میتواند در برخی از انواع گیاهان استرس ایجاد کند.
برانگیختن
با کمک یک ویدیوی ویروسی، این حادثه به سرعت موجب یک گفتگوی ملی درباره برابری نژادی شد.
موجب تکثیر چیزی شدن
موفقیت استارتاپ شروع به گسترش علاقه به مدلهای تجاری مشابه کرد.
پیامد
عواقب رسوایی به مدت طولانی به اعتبار سازمان آسیب زد.
از طریق آن
روشی معرفی شد که به واسطه آن پرداختها میتوانند به صورت الکترونیکی انجام شوند.
جلوگیری کردن
کمپینهای واکسیناسیون زودهنگام با هدف جلوگیری از شیوع بیماریهای عفونی در جامعه انجام میشوند.
موجب شدن
تغییر ناگهانی شرایط آب و هوایی میتواند موجب لغو زنجیرهای پروازها در فرودگاهها شود.
بهشدت
جاده به شدت پیچید و نیاز به هدایت دقیق داشت.
مواظب بودن
سرمایهگذاران باید از سرمایهگذاریهای پرخطر که وعده بازده سریع میدهند هشدار دهند.
جدی
تیم در مرحله حساس پروژه بود، با مهلت سریعاً نزدیک میشد و هیچ حاشیهای برای خطا وجود نداشت.
(شخص) کلهشق
همه او را به عنوان یک متهور برای ماجراجوییهای چتربازی و فرارهای پرخطرش میشناختند.
ماجراجویی (خطرناک)
ماجراجویی نیمهشب دوستان در سراسر شهر شامل بالا رفتن از پشت بام ها و فرار از امنیت بود.
ایجاد کردن
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی میتوانند تولید کنند ترندهای ویروسی که به سرعت پخش میشوند.
پرمخاطره
مواد شیمیایی خطرناک باید با دقت جابجا شوند تا از حوادث جلوگیری شود.
وخیم
پل قدیمی در وضعیتی خطرناک بود که آن را برای وسایل نقلیه ناامن میکرد.
احتیاطی
او به عنوان یک اقدام احتیاطی قبل از سفر، لوازم اضافی بستهبندی کرد.
منجلاب (استعاری)
تعارضهای حلنشده در محل کار یک شنزار متحرک از ناامیدی و ناکارآمدی ایجاد کرد.
اساس چیزی بودن
اصول انصاف زیربنای تغییرات جدید سیاستی هستند.