فهرست واژگان سطح B1 - قیدها و حروف اضافه

در اینجا شما برخی از قیدها و حروف اضافه انگلیسی مانند "according to"، "within"، "like" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
according to [حرف اضافه]
اجرا کردن

طبق

Ex: According to John 's email , the meeting has been rescheduled to Friday .

بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.

as [حرف اضافه]
اجرا کردن

مانند

Ex: The mountain range towered , grand as a fortress .
like [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌طور مثال

Ex: They have hobbies like painting , gardening , and knitting .
within [حرف اضافه]
اجرا کردن

تا

Ex: Repairs must be completed within five days .
below [قید]
اجرا کردن

زیر

Ex:

ابرها زیر قله کوه‌ها شناور بودند.

underneath [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: The workers set up scaffolding underneath the bridge .
downward [قید]
اجرا کردن

رو به پایین

Ex: He glanced downward , avoiding her gaze .

او به پایین نگاه کرد، از نگاه او اجتناب کرد.

nearby [قید]
اجرا کردن

در نزدیکی

Ex: The kids were playing nearby , within earshot of their parents .

بچه‌ها نزدیک بازی می‌کردند، در محدوده شنوایی والدینشان.

upward [قید]
اجرا کردن

به‌طرف بالا

Ex: The staircase led upward to the rooftop with a panoramic view .
high [قید]
اجرا کردن

در بالای

Ex: The kite soared high in the sky , dancing with the wind .

بادبادک بالا در آسمان پرواز کرد، با باد رقصید.

along [قید]
اجرا کردن

در امتداد

Ex:

سگ با خوشحالی در امتداد او می‌دوید.

anywhere [قید]
اجرا کردن

هر جا

Ex: You 're free to go anywhere you like after class .

شما آزاد هستید که بعد از کلاس به هر جایی که دوست دارید بروید.

everywhere [قید]
اجرا کردن

همه‌جا

Ex: Music could be heard everywhere at the outdoor concert .

موسیقی را می‌توان همه جا در کنسرت فضای باز شنید.

nowhere [قید]
اجرا کردن

هیچ‌جا

Ex: The treasure hunters searched nowhere on the island , they were sure it was n't there .

گنج‌یاب‌ها هیچ‌جا در جزیره جستجو نکردند، آنها مطمئن بودند که آنجا نیست.

somewhere [قید]
اجرا کردن

جایی

Ex: I remember seeing that movie somewhere , but I ca n't recall where .

من به یاد می‌آورم که آن فیلم را جایی دیده‌ام، اما نمی‌توانم به خاطر بیاورم کجا.

away [قید]
اجرا کردن

دور

Ex:

وقتی آلارم به صدا درآمد، آنها دور فرار کردند.

behind [قید]
اجرا کردن

پشت

Ex:

در حالی که آنها راه می‌رفتند، سگ پشت سر ماند و زمین را بو می‌کرد.

by [قید]
اجرا کردن

از کنار

Ex:

یک دونده از کنار گذشت، هدفون در گوش، کاملاً متمرکز بر دویدنش.

directly [قید]
اجرا کردن

مستقیماً

Ex: After the concert , they went directly to the restaurant .

بعد از کنسرت، آنها مستقیماً به رستوران رفتند.

down [قید]
اجرا کردن

پایین

Ex:

پس از اجرا، پرده به آرامی پایین آمد روی صحنه.

up [قید]
اجرا کردن

به سمت بالا

Ex:

بالا رفتن بالا بیش از آنچه که انتظار داشت تلاش برد.

underground [قید]
اجرا کردن

زیر زمین

Ex: The subway system in the city allows commuters to travel quickly underground .

سیستم متروی شهر به مسافران اجازه می‌دهد تا به سرعت زیر زمین سفر کنند.

among [حرف اضافه]
اجرا کردن

میان

Ex: The children played happily among the trees , exploring the wonders of nature .

کودکان شادمانه در میان درختان بازی می‌کردند و شگفتی‌های طبیعت را کاوش می‌کردند.

into [حرف اضافه]
اجرا کردن

به داخل

Ex: The detective followed the suspect into the dark alley , keeping a safe distance .
onto [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌روی

Ex: The athlete jumped onto the podium , celebrating their victory with pride .
off [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: You can see the island just a mile off .
close [قید]
اجرا کردن

در نزدیکیِ

Ex: The chairs are arranged close , fostering an intimate conversation atmosphere .

صندلی‌ها نزدیک به هم چیده شده‌اند، که فضایی صمیمی برای گفت‌وگو ایجاد می‌کند.

including [حرف اضافه]
اجرا کردن

شامل

Ex:

چندین کشور، از جمله فرانسه و ایتالیا، در اجلاس شرکت کردند.

per [حرف اضافه]
اجرا کردن

هر

Ex:

محدودیت سرعت در این جاده 60 مایل در ساعت است.

plus [حرف اضافه]
اجرا کردن

in addition to something else

Ex: We need chairs plus tables for the event .
till [حرف اضافه]
اجرا کردن

تا

Ex: He worked till midnight to finish the project .
toward [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌سوی

Ex: The dog ran toward its owner when she called its name .
unlike [حرف اضافه]
اجرا کردن

برخلاف

Ex: Unlike his colleagues , he prefers to work late into the night .
via [حرف اضافه]
اجرا کردن

از راه

Ex: They traveled to China via the Silk Road .
badly [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: The team played badly and lost by a huge margin .
without [حرف اضافه]
اجرا کردن

بدون

Ex: They went camping without a tent .
backward [قید]
اجرا کردن

به عقب

Ex: She took a step backward to create some space .

او یک قدم به عقب برداشت تا کمی فضا ایجاد کند.

but [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌جز

Ex: