کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی - درس 6A

در اینجا واژگان درس 6A از کتاب درسی English File Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "پرستار"، "فروشگاه"، "دفتر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی
teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

nurse [اسم]
اجرا کردن

پرستار

Ex: Nurses play an important role in providing healthcare and assisting doctors in treating patients .

پرستاران نقش مهمی در ارائه مراقبت‌های بهداشتی و کمک به پزشکان در درمان بیماران دارند.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

waiter [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (مرد)

Ex: Throughout the evening , the waiter handled the busy restaurant .

در طول شب، گارسون رستوران شلوغ را مدیریت کرد.

waitress [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (زن)

Ex: The waitress took our orders and brought us our drinks .

پیشخدمت زن سفارش‌های ما را گرفت و نوشیدنی‌هایمان را آورد.

اجرا کردن

فروشنده

Ex: He relied on the shop assistant 's expertise to choose the best electronic device .

او برای انتخاب بهترین دستگاه الکترونیکی به تخصص فروشنده تکیه کرد.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

policeman [اسم]
اجرا کردن

افسر پلیس (مرد)

Ex: In the parade , a group of policemen marched proudly , showcasing their commitment to serving and protecting the public .

در رژه، گروهی از پلیس‌ها با افتخار راهپیمایی کردند، نشان دادن تعهد خود به خدمت و محافظت از مردم.

policewoman [اسم]
اجرا کردن

افسر پلیس (زن)

Ex: At the community event , the policewoman gave a presentation on safety tips for families .

در رویداد جامعه، زن پلیس ارائه‌ای در مورد نکات ایمنی برای خانواده‌ها داد.

اجرا کردن

کارگر کارخانه

Ex: As a factory worker , she often worked long hours , but she appreciated the stability it provided for her family .

به عنوان یک کارگر کارخانه، او اغلب ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما از ثباتی که برای خانواده‌اش فراهم می‌کرد قدردانی می‌کرد.

hospital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex: We donate blood regularly at the hospital to help those in need .

ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا می‌کنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.

shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

office [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex:

به عنوان یک نویسنده مستقل، او یک اتاق اضافی در خانه‌اش را به یک دفتر خانگی دنج تبدیل کرد.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

barman [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمتِ بار (مرد)

banker [اسم]
اجرا کردن

بانک‌دار

Ex: The banker approved the loan application after reviewing the borrower 's credit history and financial statements .

بانکدار پس از بررسی سوابق اعتباری و صورت‌های مالی وام‌گیرنده، درخواست وام را تأیید کرد.

customer [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The store offers a full refund if the customer is unsatisfied .

فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه می‌دهد.

dish [اسم]
اجرا کردن

ظرف

Ex: They baked a pie in a round ceramic dish .

آنها یک پای در یک ظرف سرامیکی گرد پختند.