کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی - درس 4A

در اینجا واژگان درس 4A از کتاب درسی English File Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "مرد"، "همسر"، "شاید" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی
boy [اسم]
اجرا کردن

پسر

Ex: My cousin is a creative boy who loves drawing .

پسرعمویم یک پسر خلاق است که عاشق نقاشی کشیدن است.

girl [اسم]
اجرا کردن

دختر

Ex: My sister is a smart girl who loves reading books .

خواهرم یک دختر باهوش است که عاشق خواندن کتاب است.

man [اسم]
اجرا کردن

مرد

Ex: The men at the construction site are building a house .

مردان در محل ساخت و ساز در حال ساختن یک خانه هستند.

woman [اسم]
اجرا کردن

زن

Ex: The woman in the cafe is reading a book .

زن در کافه در حال خواندن کتاب است.

child [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: The children played happily in the park , swinging on the swings and running around .

بچه‌ها با خوشحالی در پارک بازی می‌کردند، روی تاب‌ها تاب می‌خوردند و دور هم می‌دویدند.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

husband [اسم]
اجرا کردن

شوهر

Ex: Sarah and her husband have been happily married for ten years and have built a strong foundation of love and trust .

سارا و همسرش ده سال است که با خوشحالی ازدواج کرده‌اند و بنیانی محکم از عشق و اعتماد ساخته‌اند.

wife [اسم]
اجرا کردن

همسر

Ex: She is a loving wife who supports her husband 's dreams and ambitions .

او یک همسر دوست‌داشتنی است که از رویاها و جاه‌طلبی‌های شوهرش حمایت می‌کند.

mother [اسم]
اجرا کردن

مادر

Ex: She inherited her artistic talent from her mother , who is an accomplished painter .

او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.

father [اسم]
اجرا کردن

پدر

Ex: My father is my role model and has always been there for me .

پدر من الگوی من است و همیشه برای من بوده است.

son [اسم]
اجرا کردن

فرزند پسر

Ex: Sarah and David are expecting their first child , and they are hoping for a son .

سارا و دیوید در انتظار اولین فرزند خود هستند و امیدوارند که یک پسر داشته باشند.

daughter [اسم]
اجرا کردن

فرزند دختر

Ex: Sarah 's daughter is an accomplished ballet dancer and has won several awards .

دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.

brother [اسم]
اجرا کردن

برادر

Ex: My brother is younger than me and always makes me laugh .

برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا می‌خنداند.

sister [اسم]
اجرا کردن

خواهر

Ex: We used to argue a lot when we were younger , but my sister and I get along much better now .

وقتی جوان‌تر بودیم خیلی بحث می‌کردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار می‌آییم.

grandmother [اسم]
اجرا کردن

مادربزرگ

Ex: They visit their grandmother every weekend .

آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود می‌روند.

grandfather [اسم]
اجرا کردن

پدربزرگ

Ex: When I was a child , my grandfather died and it was a very sad time for our family .

وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانواده‌مان بود.

boyfriend [اسم]
اجرا کردن

دوست‌پسر

Ex: She introduced her boyfriend to her parents during the family gathering .

او دوست پسرش را در جمع خانوادگی به والدینش معرفی کرد.

girlfriend [اسم]
اجرا کردن

دوست‌دختر

Ex: My girlfriend and I are planning a weekend getaway to the beach .

من و دوست دخترم در حال برنامه‌ریزی برای یک سفر آخر هفته به ساحل هستیم.

mum [اسم]
اجرا کردن

مامان

Ex: As a child , I loved spending weekends with my mum , going to the park or baking cookies together .

در کودکی، دوست داشتم آخر هفته‌ها را با مامانم بگذرانم، به پارک برویم یا با هم کلوچه درست کنیم.

dad [اسم]
اجرا کردن

بابا

Ex: Sarah 's dad taught her how to ride a bike and it became a cherished childhood memory .

بابا سارا به او یاد داد که چگونه دوچرخه سواری کند و این خاطره ای گرانبها از دوران کودکی شد.

babysitter [اسم]
اجرا کردن

پرستار کودک

Ex: The babysitter prepared snacks for the kids and helped them with their homework .

پرستار بچه برای بچه‌ها تنقلات آماده کرد و در تکالیفشان به آن‌ها کمک کرد.

perhaps [قید]
اجرا کردن

شاید

Ex: She has n't decided yet , but perhaps she 'll join us later .
parent [اسم]
اجرا کردن

والد

Ex: The parents attended the school meeting to discuss their child 's progress .

والدین در جلسه مدرسه شرکت کردند تا در مورد پیشرفت فرزندشان بحث کنند.

grandparent [اسم]
اجرا کردن

پدربزرگ و مادربزرگ

Ex: She likes to listen to her grandparent 's stories from when they were young .

او دوست دارد به داستان‌های پدربزرگ و مادربزرگش از زمانی که جوان بودند گوش دهد.