کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی - درس 4ب

در اینجا واژگان درس 4B از کتاب درسی English File Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "سبز"، "قدیمی"، "سخت" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی
black [صفت]
اجرا کردن

سیاه

Ex: The night sky is black , except for the stars and the moon .

آسمان شب سیاه است، به جز ستاره‌ها و ماه.

blue [صفت]
اجرا کردن

آبی

Ex: The ocean 's blue color amazed us .

رنگ آبی اقیانوس ما را شگفت‌زده کرد.

brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای

Ex: The chocolate cake had a smooth , brown frosting .

کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوه‌ای داشت.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The leaves on the trees are green .

برگ‌های روی درختان سبز هستند.

orange [صفت]
اجرا کردن

نارنجی

Ex:

برگ‌های نارنجی روی درختان در پاییز زیبا هستند.

pink [صفت]
اجرا کردن

صورتی

Ex: The rose was pink and had a lovely scent .

گل رز صورتی بود و عطر دلپذیری داشت.

red [صفت]
اجرا کردن

قرمز

Ex: The roses in the garden were red with velvety petals .

گل‌های رز در باغ قرمز با گلبرگ‌های مخملی بودند.

white [صفت]
اجرا کردن

سفید

Ex:

آنها برنج سفید را با کاری مرغ سرو کردند.

yellow [صفت]
اجرا کردن

زرد

Ex: They planted yellow flowers in the garden to attract bees .

آنها گل‌های زرد در باغ کاشتند تا زنبورها را جذب کنند.

old [صفت]
اجرا کردن

قدیمی

Ex: She had old photographs of her parents displayed on the wall .

او عکس‌های قدیمی والدینش را روی دیوار آویزان کرده بود.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

fast [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He had a fast response to emergency situations .

او به موقعیت‌های اضطراری سریع پاسخ می‌داد.

slow [صفت]
اجرا کردن

آهسته

Ex: The slow healing process of the wound required regular care .

فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

long [صفت]
اجرا کردن

طولانی (مسافت)

Ex:

مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنه‌ای کاملاً چشمگیر تبدیل می‌کرد.

short [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She wore a shirt with short sleeves to stay cool in the summer heat.

او یک پیراهن با آستین‌های کوتاه پوشید تا در گرمای تابستان خنک بماند.

clean [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex: The clean windows allowed sunlight to fill the room .

پنجره‌های تمیز اجازه می‌دادند نور خورشید اتاق را پر کند.

dirty [صفت]
اجرا کردن

کثیف

Ex: She had to clean her dirty car after a long road trip .

او مجبور شد ماشین کثیف خود را پس از یک سفر طولانی جاده‌ای تمیز کند.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

difficult [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Understanding Shakespearean language in his plays can be difficult for high school students .

درک زبان شکسپیر در نمایشنامه‌هایش می‌تواند برای دانش‌آموزان دبیرستانی دشوار باشد.

sir [اسم]
اجرا کردن

آقا

Ex:

آقا، ممکن است کمکی به شما در مورد چمدان‌هایتان بکنم؟

madam [اسم]
اجرا کردن

خانم

Ex: The waiter politely asked , " How may I assist you , madam ? "

پیشخدمت مؤدبانه پرسید: "چطور می‌توانم به شما کمک کنم، خانم؟"

اجرا کردن

خودروی برقی

Ex: The electric car can travel over 300 miles on a single charge , making it ideal for long trips .

ماشین الکتریکی می‌تواند با یک بار شارژ بیش از 300 مایل سفر کند، که آن را برای سفرهای طولانی ایده‌آل می‌سازد.

sports car [اسم]
اجرا کردن

خودروی اسپورت

Ex: Her dream was to own a red sports car with a leather interior .

رویای او داشتن یک ماشین اسپورت قرمز با فضای داخلی چرمی بود.

perfect [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: My grandmother is a perfect host , always making her guests feel welcome .

مادربزرگ من یک میزبان کامل است، همیشه باعث می‌شود مهمانانش احساس خوشآمدگویی کنند.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex: The clouds in the sky were gray and looked like they could rain .

ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر می‌رسید که ممکن است باران ببارد.

famous [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The famous actor won numerous awards for his performances in blockbuster movies .

بازیگر معروف برای بازی‌هایش در فیلم‌های پرفروش جوایز زیادی کسب کرد.