بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر
کاوش در اصطلاحات انگلیسی در مورد گستره با مثال هایی مانند "با فاصله زیاد" و "با همه نقص ها".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر
و غیره و غیره... (اشاره به لیستی بلند)
تا جایی که چشم کار میکند
شامل همه
هر کی بود و نبود
تمام و کمال
همگی
تقریباً همه چیز
خیلی زیاد
همه چیز
هر کس که فکرش را بکنی
کاملاً
هر چه که فکرش را بکنی
افزایش دادن
محاسبه سرانگشتی
قبل از گرفتن تصمیم نهایی، آنها چند محاسبه سرانگشتی انجام دادند تا امکانسنجی مالی را ارزیابی کنند.
تماموکمال
همه چیز