کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 6 - 6C

در اینجا واژگان واحد 6 - 6C در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "استیک"، "ترولی"، "صندوق"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

sausage [اسم]
اجرا کردن

سوسیس

Ex: She made a sausage and bean soup on a cold day .

او در یک روز سرد سوپ سوسیس و لوبیا درست کرد.

bread [اسم]
اجرا کردن

نان

Ex: The children made mini pizzas using slices of bread as the crust .

بچه‌ها با استفاده از برش‌های نان به عنوان خمیر، پیتزاهای کوچک درست کردند.

pizza [اسم]
اجرا کردن

پیتزا

Ex: The pizza crust was thin and crispy , just the way I like it .

پوسته پیتزا نازک و ترد بود، دقیقاً همانطور که دوست دارم.

steak [اسم]
اجرا کردن

استیک

Ex: She served the grilled steak with a side of mashed potatoes and sautéed vegetables for a hearty meal .

او استیک کبابی را با سیب‌زمینی له شده و سبزیجات تفت داده شده برای یک وعده غذایی مقوی سرو کرد.

jam [اسم]
اجرا کردن

مربا

Ex: Sarah likes to make homemade jam from fresh fruits .

سارا دوست دارد مارمالاد خانگی را از میوه‌های تازه درست کند.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: The soup needed a little more salt to bring out the taste .

سوپ به کمی نمک بیشتر نیاز داشت تا طعم آن را بهتر کند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: The restaurant specializes in homemade pasta , making it a favorite among locals .

رستوران در پاستا خانگی تخصص دارد که آن را در بین مردم محلی محبوب کرده است.

juice [اسم]
اجرا کردن

آب‌میوه

Ex: They mixed the juices of different fruits to create a delicious and colorful blend .

آنها آبمیوه‌های میوه‌های مختلف را مخلوط کردند تا یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ ایجاد کنند.

trolley [اسم]
اجرا کردن

چرخ (حمل بار)

Ex: After loading the trolley with supplies , he wheeled it back to the storage room for the event preparation .

پس از بارگیری واگن با لوازم، آن را به اتاق ذخیره‌سازی برای آماده‌سازی رویداد بازگرداند.

water [اسم]
اجرا کردن

آب

Ex: The rain poured down , and the water quickly filled the streets .

باران می‌بارید، و آب خیابان‌ها را به سرعت پر کرد.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

checkout [اسم]
اجرا کردن

صندوق (مغازه، فروشگاه و غیره)

Ex: Self-service checkouts have become increasingly popular , allowing customers to scan and pay for their items independently .

صندوق‌های پرداخت خودخدمت به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند، به مشتریان اجازه می‌دهند تا اقلام خود را به طور مستقل اسکن و پرداخت کنند.

butter [اسم]
اجرا کردن

کره

Ex: Spread some melted butter on warm toast for a simple and comforting breakfast .

کمی کره ذوب شده را روی نان تست گرم پخش کنید تا یک صبحانه ساده و دلچسب داشته باشید.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

orange [اسم]
اجرا کردن

پرتقال

Ex: They peeled and separated the orange segments to make a fruit salad .

آنها پوست پرتقال را کندند و قطعات آن را جدا کردند تا سالاد میوه درست کنند.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.