کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 12 - 12A

در اینجا واژگان از واحد 12 - 12A در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "فروشنده", "عصر", "مکانیک" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
اجرا کردن

رئیس شعبه بانک

Ex: During the interview , the candidate impressed the hiring committee with her experience and vision for the bank manager role .

در طول مصاحبه، نامزد با تجربه و دیدگاه خود برای نقش مدیر بانک کمیته استخدام را تحت تأثیر قرار داد.

dentist [اسم]
اجرا کردن

دندان‌پزشک

Ex: The dentist showed me the proper technique for brushing and gave me a new toothbrush .

دندانپزشک تکنیک صحیح مسواک زدن را به من نشان داد و یک مسواک جدید به من داد.

doctor [اسم]
اجرا کردن

پزشک

Ex: The doctor performed a surgery on my grandfather to remove his appendix .

دکتر روی پدربزرگ من عمل جراحی انجام داد تا آپاندیس او را خارج کند.

mechanic [اسم]
اجرا کردن

مکانیک

Ex: They called a mechanic to repair the malfunctioning machinery in the factory .

آن‌ها یک مکانیک را برای تعمیر ماشین‌آلات معیوب در کارخانه فراخواندند.

man [اسم]
اجرا کردن

مرد

Ex: The factory employed over 100 men last year .

کارخانه سال گذشته بیش از 100 مرد را استخدام کرد.

hairdresser [اسم]
اجرا کردن

آرایشگر

Ex: My wife ’s hairdresser is excellent at creating trendy styles .

آرایشگر همسر من در ایجاد سبک‌های مد روز عالی است.

optician [اسم]
اجرا کردن

عینک‌ساز

Ex: After the eye exam , the optician explained the different lens options .

بعد از معاینه چشم، اپتومتریست گزینه‌های مختلف لنز را توضیح داد.

shopkeeper [اسم]
اجرا کردن

مغازه‌دار

Ex: The shopkeeper kept track of inventory and reordered stock as needed .

فروشنده موجودی را پیگیری می‌کرد و در صورت نیاز کالاها را دوباره سفارش می‌داد.

woman [اسم]
اجرا کردن

زن

Ex: The woman in the cafe is reading a book .

زن در کافه در حال خواندن کتاب است.

mid-morning [اسم]
اجرا کردن

نیمه صبح

Ex: I felt hungry by mid-morning and grabbed a snack .

من تا نیمه‌صبح گرسنه شدم و یک میان‌وعده گرفتم.

اجرا کردن

اواخر صبح

Ex: The flight leaves in the late morning .

پرواز در اواخر صبح ترک می‌کند.

evening [اسم]
اجرا کردن

عصر

Ex: We practice playing the guitar in the evening to improve our skills .

ما برای بهبود مهارت‌هایمان، عصرها گیتار زدن تمرین می‌کنیم.

time [اسم]
اجرا کردن

زمان

Ex:

اتوبوس به موقع خواهد رسید.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

tomorrow [اسم]
اجرا کردن

فردا

Ex: I 'm looking forward to tomorrow 's event at the community center .

من مشتاقانه منتظر رویداد فردا در مرکز جامعه هستم.

next [صفت]
اجرا کردن

(روز) بعدی

Ex:

او قرار ملاقاتی در سه‌شنبه آینده، پس از جلسه این هفته دارد.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.