کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 7 - 7B

در اینجا واژگان واحد 7 - 7B در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "باران"، "ابری"، "آب و هوا"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
sun [اسم]
اجرا کردن

خورشید

Ex: The sun rises in the east and sets in the west .

خورشید از شرق طلوع می‌کند و در غرب غروب می‌کند.

cloud [اسم]
اجرا کردن

ابر

Ex: The dark clouds signaled that rain was on its way .

ابرهای تیره نشان می‌داد که باران در راه است.

rain [اسم]
اجرا کردن

باران

Ex: The rain stopped , and a rainbow appeared in the sky .

باران متوقف شد، و یک رنگین کمان در آسمان ظاهر شد.

snow [اسم]
اجرا کردن

برف

Ex: We could see the snow gently falling outside the window .

می‌توانستیم برف را ببینیم که آرام بیرون پنجره می‌بارد.

ice [اسم]
اجرا کردن

یخ

Ex: The hockey players glided effortlessly on the ice .

بازیکنان هاکی به راحتی روی یخ سر می‌خوردند.

wind [اسم]
اجرا کردن

باد

Ex: The wind on the beach was strong , making the waves higher .

باد در ساحل شدید بود و موج‌ها را بلندتر می‌کرد.

sunny [صفت]
اجرا کردن

آفتابی

Ex: The sunny weather makes me feel happy and energized .

هوای آفتابی من را خوشحال و پرانرژی می‌کند.

cloudy [صفت]
اجرا کردن

ابری

Ex: The weather forecast predicted a cloudy morning followed by clearing in the afternoon .

پیش‌بینی آب و هوا صبحی ابری و بعد از آن آفتابی در بعدازظهر را پیش‌بینی کرد.

rainy [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex: The rainy afternoon was perfect for staying in and reading a book .

عصر بارانی برای ماندن در خانه و خواندن کتاب عالی بود.

snowy [صفت]
اجرا کردن

برفی

Ex: Families gathered for a snowy picnic , savoring the chance to enjoy the outdoors in the winter chill .

خانواده‌ها برای یک پیک‌نیک برفی جمع شدند و از فرصت لذت بردن از فضای باز در سرمای زمستان لذت بردند.

icy [صفت]
اجرا کردن

بسیار سرد

Ex: She poured the icy drink over her head to cool off in the summer heat .

او نوشیدنی یخ زده را روی سرش ریخت تا در گرمای تابستان خنک شود.

windy [صفت]
اجرا کردن

بادی

Ex: She put on a heavy jacket to go out in the windy weather .

او یک ژاکت سنگین پوشید تا در هوای پر باد بیرون برود.

wet [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex: She wore a raincoat to shield herself from the wet and chilly evening .

او یک بارانی پوشید تا خود را از شب مرطوب و سرد محافظت کند.

dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

warm [صفت]
اجرا کردن

گرم

Ex: The warm weather was perfect for a day at the beach .

هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.

cool [صفت]
اجرا کردن

خنک

Ex: They enjoyed a cool summer night under the stars .

آنها از یک شب تابستانی خنک زیر ستاره‌ها لذت بردند.

cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.

weather [اسم]
اجرا کردن

آب‌وهوا

Ex: The weather report says there will be snowfall tomorrow .

گزارش هوا می‌گوید فردا برف خواهد آمد.